ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - ویراستاری می گفت به سه چیز علاقهٔ بیشتری دارد,اول خوردن, دوم خانواده و سوم وی   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



کفر عالم سوز قصد جان ایمان کرده بود
کفر  عالم   سوز  قصد  جان   ایمان  کرده بود
 تکیه گاه    داد    را   بیداد  ویران   کرده بود

شرع و    شرحش  مانده بودآنروززیرپای جهل      
 دست ت  زویر و  ریا  آهنگ  قرآن   کرده بود

گشته    بود    آیین   حق    بازیچه  دست یزید
با
 مسلمانان     چها آن    نامسلمان  کرده بود

رود خون می خواست جاری گرددازحلقوم درد 
 بانگ بر دارد برآن قومی که  طغیان کرده بود

او  کسی  غیر از   ابر  مرد   زمان   خود   نبود
آنکه  خود   را   وقف بر
 احیای قرآن  کرده بود

گر خروش    او نبود    آنروزها    بی شک یزید
خانه   دین  را   خراب از بیخ و بنیان کرده بود


تا که یک روز از وطن آهنگ رفتن کرد و رفت
رفتنش   برپا قیامت  
 در   دل  و جان کرده بود

هر  کجا   می رفت  با خود شور می برد شعور
عالمی
   را  کار او مبهوت و حیران  کرده بود

ای بسا   ظلمت   سراهایی  که   درطول مسیر 
پرتو   نور   جمالش      نور   باران کرده بود

 کس نمی دانست    آهنگ     کجا  دارد   امام   
راز  چندین  ساله را در  سینه پنهان کرده بود

آنهمه     رنج    سفر   را   بر  امام   عاشقان
 باورش  سخت است  اما عشق آسان کرده بود

بارها  در     کودکی   اعجاز    او  را دیده اند 
دردهای   کودکانی   را که     درمان کرده بود

کس چه می دانست روزی خصم جانش می شوند   
ناکسانی  را که   خدمت   با دل   و جان کرده بود

مژده    فتح   و   ظفر     می داد و   پیغام سحر
آنکه  خواب شب پرستان را   پریشان کرده بود


زیر    باران     بلا      چتر    حمایتهای دوست  
آتش     نمرود    را   بر  او   گلستان کرده بود

زخم   خنجر   زخم  پیکان   زخم  دل زخم زبان 
سینه   خود   را  سپر   بر زخم دونان کرده بود

ظهر   عاشورا   مپندارید    حاشا    کشته  شد
در   نخستین  منزل او ترک سر وجان کرده بود

    شعر:علی شهودی-27مهر 94-مصادف با 5محرم الحرام _تبریز
کلمات کلیدی این مطلب :  امام حسین ، کربلا ، عاشورا ، شعر عاشورایی ، شعرمحرم ، شهودی ،

موضوعات :  عاشورایی ، آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1394/7/27 در ساعت : 19:24:16   |  تعداد مشاهده این شعر :  893


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

صمد ذیفر
1394/7/27 در ساعت : 22:54:47
سلام
درودتان جناب شهودی عزیز
اجرتان با مولایمان حضرت ابا عبدالله (ع)
❄««««::>❄<::»»»»::>❄<::««««::>❄
کس نمی دانست آهنگ کجا دارد امام
راز چندین ساله را در سینه پنهان کرده بود

آنهمه رنج سفر را بر امام عاشقان
باورش سخت است اما عشق آسان کرده بود
❄««««::>❄<::»»»»::>❄<::««««::>❄
یاشا
علی شهودی
1394/7/28 در ساعت : 1:28:57
سپاسگزارم جناب ذیفر
فر و شکوهت در مسیر قله کمال متعالی باد
جابر ترمک
1394/7/30 در ساعت : 9:11:9
زخم خنجر زخم پیکان زخم دل زخم زبان
سینه خود را سپر بر زخم دونان کرده بود
علی شهودی
1394/7/30 در ساعت : 22:27:36
تقدیر از دقت نظر و لطف عالی
بازدید امروز : 25,650 | بازدید دیروز : 24,720 | بازدید کل : 128,546,535
logo-samandehi