ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام و عرض ادب استاد گرامی - نظر شما هم درسته اما با سروده ی استاد صالحی فرقی نداره غزلشون خیلی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام مجدد - اگر می خواستید نحو را رعایت کرده باشید، بهتر بود می فرمودید: - و عمری صرف‌ِ‌کسبِ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



صد کوه
خواب دیدم که همه بال وپرت را بردند
پیکرت مانده وبا نیزه سرت را بردند

هرکسی هرچه توان داشته برداشته بود
همه جا نیزه ای از کینه برافراشته بود

هر کجا پیکری افتاد سری بالا رفت
زینب فاطمه دربند شد وتنها رفت

آه این معرکه را جز تو تحمل نکند
اینچنین سرخ در آفاق جهان گل نکند

کیست هر تیغ که افتاد پذیرا باشد
زخم های بدنش اینهمه زیبا باشد

سالها بود زمین حضرت ایوب نداشت
هیچ کس تاب غم حضرت محبوب نداشت

خواسته از تو مسیری به افق باز کند
خاک امیخته با خون تو اعجاز کند

چشمه ای باشی وصد کوه بجوشد از تو
آسمان خم شود و آب بنوشد از تو

باد می آید واز حال تنت بی خبر است
پاره پاره شده ای این خبری مختصر است

دشت حیران شده چون پیکر بی سرشده هاست
همه دشت پر از بال کبوتر شده هاست

خون گرفته است نگاه ترِ دریاها را
بس که خواندی به لبت مهریه زهرا را

کعبه بتخانه شده کعبه جدا می سازی
اصغر آورده ای و سعی وصفا می سازی
یاسر مهرآبادی آرانی





کلمات کلیدی این مطلب :  بال وپر ، سر ، دشت ، سرخ ، مهریه زهرا ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1394/7/29 در ساعت : 19:10:53   |  تعداد مشاهده این شعر :  614


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

نام ارسال کننده :  س     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
سلام ، لطفا با مقدم سبز تون استاد عزیز سایت ادبی شعرچشتی را رنگین سازید لینک ثبت نام http://sheredari.ir/index.php?do=register لینک ارسال شعر: http://sheredari.ir/index.php?do=addnews سیدظریف چشتی
جابر ترمک
1394/7/30 در ساعت : 8:58:57
باد می آید واز حال تنت بی خبر است
پاره پاره شده ای این خبری مختصر است
درود و عرض ادب
صمد ذیفر
1394/7/30 در ساعت : 20:19:16
سلام
درود جناب مهرآبادی عزیز
اجرتان با مولا

این بیت (مه=که) را تصحیح فرمایید :
خواب دیدم که همه بال وپرت را بردند
پیکرت مانده وبا نیزه سرت را بردند
اکرم بهرامچی
1398/11/14 در ساعت : 13:3:43
چقدر زیبا بود و بدون شعار
یاسر مهرآبادی آرانی
1398/11/28 در ساعت : 6:11:32
بسیار ممنون
بازدید امروز : 8,656 | بازدید دیروز : 51,609 | بازدید کل : 124,541,287
logo-samandehi