ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



مربع ترکیبی تقدیم حضرت عباس

نذر عموی قافله

بی هیچ استعاره بیا شاعری کنیم
در سوگ شیرخواره بیا شاعری کنیم
بر جسم پاره پاره بیا شاعری کنیم
روح القدس! دوباره بیا شاعری کنیم
حرفی نگفته مانده اگر با قلم بگو
از روزگار قافله با محتشم بگو

 طفلی چه هولناک به هر سو دوان شده
هنگام راه بستن آب روان شده
زخمی هزار ساله هم اکنون جوان شده
باید دوباره گفت چه با کاروان شده
شاعر!پر از رقیقی خون کن دوات را
از سر بگیر روضه ی شط فرات را:

آیینه ها شده هدف دشمنان؛هلا
برخاست ست بانگ کف دشمنان؛هلا
آواز دف د دف ددف دشمنان؛هلا
بستند راه آب صف دشمنان؛هلا
شاها! وزیر اول دربار را بخوان
وقتش رسیده است علمدار را بخوان

دریای درد های تو را ساحل است این
ماه شب چهارده کامل است این
مرزی همیشه بین حَق و باطل است این
سقای کربلاست؛ابوفاضل است این
دارد به سوی خیمه سرا مشک می برد
دشمن به استقامت او رشک می برد

در کربلا گذاشته سنگ تمام دست
آورده است تا دم آخر دوام دست
هرگز نخواست تا بکشد از امام دست
آورده است آب ولی با کدام دست؟
مشکی پر از فرات به دندان گرفته است
مجنون دوباره راه بیابان گرفته است

زخمی چنان عمیق نشاندند بر تنش
گویی هزار اسب دواندند بر تنش
گله به گله گرگ رهاندند بر تنش
دردا بگو چه ها گذراندند بر تنش
مانده ست جای خالی یک دوست در حرم
طفلی هنوز منتظر اوست در حرم...

طفلان بی نوا چه کشیدند بعد از او
روی خوش از زمانه ندیدند بعد از او
دل از دل فرات بریدند بعد از او
تا  گوشه ی خرابه رمیدند بعد از او
می خواست رود را بکشاند به خیمه ها
هر آنچه بود را بکشاند به خیمه ها

ویرانه دشت معجره آباد را ببین
در قتلگاه معرکه میلاد را ببین
گلبرگ های پرپر در باد را ببین
شور خطابه خوانی سجاد را ببین
ناگاه بانگ خطبه ی زینب بلند شد
خورشید از درون دل شب بلند شد



محمد شکری فرد
کلمات کلیدی این مطلب :  محمد شکری فرد ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1394/8/2 در ساعت : 5:25:47   |  تعداد مشاهده این شعر :  1076


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

یاسر مهرآبادی آرانی
1394/8/4 در ساعت : 11:11:0
درود شاعر
با آنکه زبان نو وخوبی دارد این شعر
مفهوم جدیدی ندارد
ترکیب از درون دل زیاد دلچسب نیست
در کل شعر خوبی ست
خدابخش صفادل
1394/8/14 در ساعت : 5:16:54
درود. خوب بود!
محمدرضا جعفری
1394/8/21 در ساعت : 0:29:41
درود و ماشاالله.............زیباست .........موفق و سربلند باشید انشاالله تعالی
بازدید امروز : 29,703 | بازدید دیروز : 35,110 | بازدید کل : 128,728,082
logo-samandehi