ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر جناب حاج محمدی - بله حقیر بعد از ویرایش شعر مطلب را نوشتم که نمی باید می نوشتم - الب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست جناب نژاد هاشمی عزیز و ارجمند - در این مصرع:[[گُل ِ زیبای بادام های کوهی داشت چشمان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عمو صادق عزیز و ارجمند سلام - همانگونه که ملاحظه می فرمائید شاعر محترم جناب صالحی عزیز وجود اشکال    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر استاد حاج محمدی - مواردی که فرمودید حقیر اشکال وزنی نمی بینم - وزن شعر هست - مفع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام حضرت دوست - بله حق با جنابعالی است و همانطور که عرض کردم این غزل شتابزده به اشتراک گذاشته ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
حضرت دوست جناب صالحی عزیز و ارجمند. سلام علیکم. - طاعات و عباداتتان قبول درگاه حضرت حق. - از حضر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عزیز بزرگوار جناب رضاپور گرامی! تعریف جدیدی از ترنج صورت نپذیرفته است. این که بگوئیم ترنج قالبی است    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



براي امام موسي صدر
 
 
شاعران نام تو را صدر قوافي كردند
ظلم را با غزل اشك تلافي كردند
همرديف شب غم نام قذافي كردند
 
نيل شد اشك كه گمگشته ي ما موسا بود
رفتنش در دل ما حادثه اي عظما بود
 
اشك در قافله ي درد جلودار شده است
حجم اندوه در اين سينه تلنبار شده است
سالهاي غم هجران تو بسيار شده است
 
 اي پس پرده ي غربت شده پنهان برگرد
اي دلاويز تر از ، يوسف كنعان برگرد
 
غزل غم شده هم صحبت شب هاي فراق
بي تو دردا شده دل سينه ي سيناي فراق
خشك شد چشمه ي اشك همه در پاي فراق
 
باز هم چشم به راهم كه شبي باز آيي
مه كنعاني من روي به ما بنمايي
 
اي مه انجمن مسلم و ترسا بازآي
نقطه ي مشترك احمد و عيسا بازآي
رونق مسجد و آقاي كلسيا بازآي
 
باغ ها خشك و عطشناك شده پژمردند
باغبان را به دل ظلمت صحرا بردند
 
سالها دلشدگان ، غرق غم تنهايي
شمس تبريزي و اين ها همه ناپيدايي؟
بايد اين گونه سرايم غم مولانايي
 
"روزها فكر من اين است و همه شب سخنم
كه چرا غافل از احوال دل خويشتنم؟"
 
عكس زيباي تو در قاب دل ماست بيا
نام تو ، راه تو روشنگر فرداست بيا
با غم عشق تو دل ها همه درياست بيا
 
در درياي شرف جاي تو خاليست هنوز
همه جا صحبت آن همت عاليست هنوز
 
گشته ام در پي تو با دل خود صحرا را
رم و قم، ليبي و لبنان ، همه ي دنيا را
چه كنم بي تو غم و دلهره ي فردا را
 
بي تو ديروزم و امروزم و هرروزم درد
جان من ، جان تو و حضرت زهرا برگرد
کلمات کلیدی این مطلب :  صدر ، ليبي ، لبنان ، موسي ، قذافي ،

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1394/8/11 در ساعت : 4:18:45   |  تعداد مشاهده این شعر :  880


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 8,889 | بازدید دیروز : 29,467 | بازدید کل : 130,887,090
logo-samandehi