ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام جناب صالحی - بین روانی و زیبایی تفاوت هست، جسارتاً روانی این مصراع ربطی به زیبایی فرضی آن ندا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
گره ها می زند بر همچو من زلف پریشانش - اگرافشان کند هنگامه ی فتانه ی خود را - اگرچشمی به من    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... حیرت آور است این غزل، آنهم در این مجال اندک و با این همه کار که بر سر شاعر ریخته است من نشستم و    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید محمدرضا لاهیجی
سلام و درود جناب استاد - روز نکو - بزرگوارید و کوچک‌نواز - روح استاد اقتداری شاد - سایه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - وزن مصرع مورد اشاره ایرادی ندارد - مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن - و البته به نظ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
درود بر شاعر محترم - آمیخت، از روانی مصراع( آن هم در مطلع غزل)بسیار کاسته است، در ضمن وزن این مصرا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صمد ذیفر
سلام - و عرض تسلیت به سید عزیز - عالی سرودید - روح استاد اقتداری عزیز شاد و با اولیاء الله    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و درود - - به سیاهی رفتن اصطلاحی است که در محاورات هم بکار می رود یعنی دچار ضعف شدن ( کس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود استادگرانقدر .. منظور سرگیجه ی سپیداری ست که حاصل از سیاهی رفتن چشم (تقابل سپیدی و سیاهی) اوست    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



لحظه های طلایی / جهت گروه سنّی "چ"


لحظه های طلایی 

این سروده ی کودکانه را تقدیم می دارم به  تمام معلمین و آموزگارانم به ویژه آموزگارکلاس اوّل ابتدایی ام " جناب آقای خوش لهجه " -- آموزگارِ شاغل در دبستان خواجوی کرمانی شهرستان قم در سال  تحصیلی  51-50 که نمی دانم در قید حیات هستند یانه ؟!  " گر بمرده ست روانش پر نور / ور بود زنده خدا یارش باد"

ای آبی آسمانی !
تا آب را بخش کردی
شیرینی زندگی را
بر باورم پخش کردی
بر ساحلِ چشمهایم
تصویرِ دریا کشیدی
فردای سبزم  رقم خورد
تا حرف  بابا کشیدی
آن روز من بچّه بودم
بی رنگ تر از دلِ آب
شب بود و در آسمان ابر
تا ننگرم رنگِ مهتا ب
امّا تو آن ابرها را
بردی زپیش نگاهم
تا در مسیر سرانجام
آیینه روید به راهم
تا عمر دارم فراموش 
ننمایم آن لحظه ها را
آن لحظه های طلایی
آن روزهای خدا را

سیّد فضل الله طباطبایی ندوشن (امید)
پاییز 1374 --- قم


این سروده در کتابِ لحظه های سبز  صفحه ی 85   سروده ی  اینجانب به چاپ رسیده است.

موضوعات :  اجتماعی ، کودکانه ،

   تاریخ ارسال  :   1394/9/3 در ساعت : 22:19:38   |  تعداد مشاهده این شعر :  1473


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

محمدرضا جعفری
1394/9/3 در ساعت : 23:58:33
درود استاد.................و باز هم فوق العاده سروده اید........در پناه حق همواره موفق باشید انشاالله تعالی...
سید فضل الله طباطبایی
1394/9/4 در ساعت : 1:6:20
با عرض سلام
ممنونم جناب آقای جعفری
مستدام باشید.و سربلند.در سایه ی خداوند متعال.
صمد ذیفر
1394/9/4 در ساعت : 9:42:44
سلام
درود خداوند بر سید بزرگوار
و معلم ایشان . که اگر در قید حیات هستند طول عمر با عزت و اگر به دیارباقی سفر کرده اند مغفرت مسئلت می دارم .
سید فضل الله طباطبایی
1394/9/4 در ساعت : 17:4:17
با عرض سلام
درود خداوند بر جناب آقای ذیفر عزیز
ممنونم از شما برادر بزرگوار
حق یارتان.
الهه تاجیکزاده آریایی
1394/9/5 در ساعت : 0:56:2
به به! چه تقدیمی زیبایی!
درودها نثار شاعر باد.
سید فضل الله طباطبایی
1394/9/5 در ساعت : 2:34:11
درود خداوند بر شما
ممنونم از شما شاعر ارجمند.
جابر ترمک
1394/9/5 در ساعت : 1:12:16
تا عمر دارم فراموش
ننمایم آن لحظه ها را
آن لحظه های طلایی
آن روزهای خدا را
سید فضل الله طباطبایی
1394/9/5 در ساعت : 2:35:15
ممنونم از شما
موفق و مستدام باشید.
حسین نبی زاده اردکانی
1394/9/5 در ساعت : 4:17:37
درود و دست مریزاد.
سید فضل الله طباطبایی
1394/9/5 در ساعت : 7:30:36
درود خداوند بر شما
ممنونم
مستدام باشید.
بازدید امروز : 19,145 | بازدید دیروز : 40,161 | بازدید کل : 125,882,539
logo-samandehi