ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - ویراستاری می گفت به سه چیز علاقهٔ بیشتری دارد,اول خوردن, دوم خانواده و سوم وی   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



درخت ها شاعر شدند

آمدنت درخت‌ها را شاعر کرد
... و دیوار کعبه شکافته شد وقتی به یکباره عطر نفس‌های تو در فضای مه‌آلود مکه پیچید.
... و دیوار کعبه شکافته شد وقتی ابهت نام تو در خیابان‌های مکه از در و دیوار به‌گوش رسید.
کسی چه می‌داند؟ شاید در شب میلاد تو بود که بهشت آفریده شد. عشق متولد شد و بذر شجاعت و عدالت در زمین منتشر گردید.
تو آمدی و درخت‌ها شاعر شدند؛ پنجره‌ها شاعر؛‌ گنجشک‌ها و پروانه‌ها و قناری ها شاعر.
تو آمدی و نبض زمین تپیدن گرفت. شب در لاک خود فرو رفت و خورشید، از فراز کعبه عاشقانه طلوع کرد.
...و تو آمدی تا پیامبر مهربانی تنها نباشد. همسری شایسته زهرا(س) وجود داشته باشد و زمین به خودش ببالد که حسین(ع) دارد.
... و تو آمدی تا ما به خودمان برگردیم.
امیر عاشقان!
تو بلند می‌شدی و هر چه بود فرو می‌نشست.
خوشا به حال گدایی که در رکوع تو، انگشتری آسمانی‌ات را هدیه گرفت. خوشا به حال سنگفرش کوچه‌های کوفه که بوسه بر کفش‌های وصله دار تو می‌زد.
خوشا به حال چاهی که هر شب پذیرای اشک‌ها و درد ‌دل‌های جانسوزت بود. چه شب‌های با شکوهی داشت کوفه، وقتی با کیسه نان از کوچه‌های خاموشش می‌گذشتی و در خانه‌های غمزده یتیمان فرود می‌آمدی.
دنیا حقیرتر از آن بود که بتواند زرق و برقش را به رخ تو بکشد.
حالا بعد از قرن‌ها در روز میلاد تو با عشق تو و شوق شنیدن نامت به خیابان می‌آییم.
حالا همچون خورشیدی که تمام ذراتش منتشر شده باشد، همه جای زمین نام زیبای تو را تلاوت می‌کند. ای «علی (ع)»!

کلمات کلیدی این مطلب :  نثر ادبی ، امام علی (ع) ، سعیدی راد ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ، نثر ادبی ،

   تاریخ ارسال  :   1395/2/1 در ساعت : 1:3:1   |  تعداد مشاهده این شعر :  1249


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

نام ارسال کننده :  علیرضا آیت اللهی     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
سلام . عید شما مبارک . از نوشته تان مستفید شدم ؛ و اینهم هدیه ای نه چندان شاعرانه : یا امیر المؤمنین که کوفه ات - گشته در تهران مثال خاص و عام . با خط کوفی هزار و یک کتاب - چاپ گشت و منتشر و ... والسلام .
نام ارسال کننده :  فهیم بخشی     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
سلام ودرود و ارادت استاد سعیدی راد نازنین لذت بردم دوستتون دارم
نام ارسال کننده :  فهیم بخشی     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
سلام ودرود و ارادت استاد سعیدی راد نازنین لذت بردم دوستتون دارم
محمدرضا جعفری
1395/2/3 در ساعت : 4:41:42
درود استاد ........../

از صعصعة بن صوحان روایت شده که در واپسین لحظات زندگی علی ـ علیه‌السّلام ـ از حضرتش پرسید: تو برتری یا حضرت عیسی بن مریم؟ علی ـ علیه‌السّلام ـ فرمود: مادر عیسی در بیت المقدس بود، هنگامی که وقت ولادت عیسی فرا رسید، مریم ندائی شنید که بیرون شو، این جا عبادت‌گاه است نه زایشگاه، اما مادر من فاطمه بنت اسد، هنگامی که زایمانش نزدیک شد در حرم بود، دیوار کعبه شکافته شد و من آنجا متولد شدم و هیچ کسی دارای چنین فضیلتی نیست نه پیش از من و نه پس از من. (قزوینی، سیدکاظم، علی از ولادت تا شهادت، ص1، قم، نشر علمیه، 1397 ق)
بازدید امروز : 3,537 | بازدید دیروز : 33,979 | بازدید کل : 128,624,536
logo-samandehi