ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



تبسم جانانه پدر
یک شب گذشت و آینه ها، بی قرارتر
اندوهگین پرتو ماه اند، تا سحر
گویی طلوع دیگری آغاز می کند
خورشید از مُحاق سحر گشته، جلوه گر!
سرد و غمین، خزان زده، ماتم فزا چنین
داغی رسیده بر دل این لحظه ها، مگر؟
داغی غریب، مثل غریبانه‌هایِ شمع
داغی که می زند به دل شعر من، شرر
دیگر فضای خانه ندارد، صفای صبح
غیر از دعا، معالجه ها، گشته بی ثمر
دیگر برای حضرت جبریل، سخت نیست
تا بشنود ز رهگذر کوفه این خبر:
جان امیر در گرو اشک طفل هاست
وَرنه طبیب، گفته: ندارد دوا، اثر
چندین نگاه، حجم تماشای خویش را
آکنده از تبسّم جانانه ی پدر
چندین نگاه، سهم خود از غم گرفته است
حتّی، همان، که مانده پریشان، کنار در
گویی فقط، به خاطر پویایی زمان
پیچیده اند ثانیه ها را به یکدگر
دیگر میان انجمنِ شمع و آینه
پروانه ای نکرده پر و بال، شعله ور
حتی سکوت پنجره های بدون شمع
پوشانده ابر تیره، به آیینه ی سحر
دارد هنوز کوفه به یاد، این که صبح شد
امّا، دریغ از سحر بی تو، ای پدر
قم/1376
سیدعلی اصغرموسوی
..........

کلمات کلیدی این مطلب :  شهادت حضرت علی علیه السلام ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1395/4/7 در ساعت : 8:16:38   |  تعداد مشاهده این شعر :  1145


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

محمدمهدی عبدالهی
1395/4/7 در ساعت : 8:40:47
سلام و عرض ادب استاد موسوى عزيز
درود بر شما
عظم الله اجوركم
طيب الله انفاسكم
التماس دعا در اين شب نورانى تقدير
محمدرضا جعفری
1395/4/7 در ساعت : 11:13:0
درود..........اجرک الله
گویی فقط، به خاطر پویایی زمان
پیچیده اند ثانیه ها را به یکدگر
دیگر میان انجمنِ شمع و آینه
پروانه ای نکرده پر و بال، شعله ور
بازدید امروز : 18,537 | بازدید دیروز : 26,092 | بازدید کل : 135,204,741
logo-samandehi