ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



به سومین علی مولا / غزل
به سومین علی مولا...

مقتل از لالایی و مادر حکایت می کند
نیزه اما از جدایی ها شکایت می کند

با تمام کودکی حقا که آقا زاده است
از محبّان پدر روزی شفاعت می‌کند

آخرین سرباز مولا را ببین در معرکه
با تلَضّی های خود مشق شهادت می‌کند

جان تاریخ است حجم اشک‌های مادرش
مرد بودن گاه از زن‌ها سرایت می کند

ماه بودن عادتی دیرینه در این طایفه ست
ماه اگر شش ماهه باشد هم هدایت می‌کند

آسمان غرق سکوتی سخت می‌ماند، عدو
خیمه و انگشتر و گهواره غارت می‌کند

گوش تاریخ از هجوم ماجرا خون می‌چکد
مقتل از تیر و اُذُن وقتی روایت می‌کند

یک گلو فریاد می پاشد به سمت آسمان
آسمان را بعد از این باب زیارت می‌کند

بر پر قنداقه اش بند است کار عالمی
درد عالم را دوا با یک اشارت می‌کند

هر بزرگی منتظر مانده ست تا صبح فرج
نعمت سربازی اش، اصغر عنایت می‌کند
زهرا آراسته نیا
@arastehnia
کلمات کلیدی این مطلب :  علی اصغر ،

موضوعات :  عاشورایی ، آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1395/7/18 در ساعت : 5:6:42   |  تعداد مشاهده این شعر :  1015


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

صادق ایزدی گنابادی
1395/7/20 در ساعت : 22:26:52
روز تاسوعای حسینی است بخشی از مردم گناباد روز تاسوعا را بر سر قبور مردگان خود می گذرانند و هیئت های زنجیر زنی و سینه زنی نیز به انجا می ایند و بر سینه و پشت می زنند
اهل منزل همه رفته اند و حقیر که اصولا در هیچ کدام از مراسم محرم به جز یک شب شعر عاشورایی که روز چهارم محرم در یکی از تکیه های شهرستان گناباد بر گزار می شود ،شرکت نمی کنم با خو د گفتم چه کنم که مناسب این روز باشد و مقبول خداوند گفتم شعری عاشورایی از سایت شاعران فارسی زبان را انتخاب کرده چیزی در خصوص ان بنویسم و قرعه شانس به نام این شعر در امد
سلام بر شاعر محترم
1-ماه بودن عادتی دیرینه در این طایفه ست
ماه اگر شش ماهه باشد هم هدایت می‌کند
ماه در این بیت استعاره از حضرت علی اصغر می باشد که قید شش ماه نیز به عنوان یکی از لوازمات این استعاره اورده شده است
لوازماتی که برای یک استعاره اورده می شود وقتی هنری تر و شاعرانه تر است که هم با مشبه (علی اصغر )هم با مشبه به (ماه )ارتباط و تناسب داشته باشد
در این استعاره شش ماه بودن با مشبه علی اصغر منطق دارد اما با ماه مشبه به خیر ماه شش ماهه به هیچ تصویری ما را رجاع نمی دهد
ببینید حافظ می گوید (نقل به مضمون )زبان آتشینم
هست ولیکن در نمی گیرد
زبان به شمع تشبیه شده است از لوازمات شمع در گرفتن آورده شده که هم با شمع و هم با سخن که از زبان بر می خیزد متناسب است در نمی گیرد یعنی اتش نمی گیرد ( شمع )در نمی گیرد یعنی اثر نمی کند (سخن )
2-گوش تاریخ از هجوم ماجرا خون می‌چکد
مقتل از تیر و اُذُن وقتی روایت می‌کند
به نظر می رشد که منظور شاعر این است که
به واسطه روایت ماجرا از گوش تاریخ خون می چکد وقتی ..اگر این است که مصراع اول دچار تعقید هم معنایی و هم لفظی است مگر که شاعر منظوری دیگری داشته است
3-جان تاریخ است حجم اشک‌های مادرش
مرد بودن گاه از زن‌ها سرایت می کند
این بیت به لحاظ شاعرانگی بیت بسیار خوبی است اما به لحاظ محتوایی با گلمه گاه بنده موافق نیستم مردانگی به معنای جوانمردی و وفای به عهد نه تنها که گاه بلکه بسیاری از زنان جامعه ما و امت اسلامی سر زده و می زند بزرگانی مثل حضرت زینب و فاطمه و خدیجه و ... که جای خود دارند این همه مادر شهید و مفقود الاثر که جگر گوشه های خود را تقدیم انقلاب کردند مگر چه چیز از مردانگی و مرد بودن کم دارند
زنانی را می شناسم که گمنامند و در جوانی شوهر خود را از دست داده اند با این وجود با تمام سختی ها و در نهایت پاکی بچه های خود را به سر انجام رساند ه اند که همه دکتر و مهندسند و دارند به جامعه خدمت می کنند
چرا اگر در مصراع اول یک رفتار کاملا مردانه مثل شمشیر زدن اورده می شد وجهی برای قید گاه پیدا می شد
مثلا شاعر جنگیدن مادر وهب را در صحرا کربلا وجه تصویری ساز خود قرار دهد و بعد بگوید مرد بودن گاه از زن ها سر می زند خوب است
قابل توجه شاعر اینکه در کل ما با شعر خوبی روبرو هستیم که می توان در باره ی خوبیهای ان نیز صفحه ها نوشت
صادق ایزدی گنابادی
تاسوعای حسینی 1438


نام ارسال کننده :  رضاکلانی     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
طیب الله انفسکم. احتراما " تلظی "صحیح است
نغمه مستشارنظامی
1395/7/20 در ساعت : 19:36:20
درودها بانو قبول حضرتش
ابراهیم حاج محمدی
1395/7/21 در ساعت : 17:40:21
درود
بجای مصرع چهاردهم گفته شود « مقتل از تیر و بناگوشی روایت می کند » به نظر می رسد بهتر باشد
پروین برهان شهرضایی
1395/8/9 در ساعت : 9:25:32
درودها برشما.بسیارعالی بود.اجرتان با صاحب گهواره.
بازدید امروز : 17,329 | بازدید دیروز : 32,346 | بازدید کل : 135,177,441
logo-samandehi