ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علی نظری سرمازه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای ربانی گرامی - قسمت اول سروده ی شما هیچ ارتباطی با بخش میانی و پایانی از نظر معنا و صوَر    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - - استاد اقتداری بزرگوار سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتید و عذر تقصیر در پاسخگویی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود جناب صالحی عزیز - در این مصرع: - {{به من ِ جان به لب از جام بلا آشامید}} - فعل [[آشامید   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ظهر روز دهم
ظهر روز دهم است و احد الناسی نیست
علم افتاده  ولی حضرت عباسی نیست
 
از کران تا به کران نعش شهید افتاده
منبر و تخت و علم دست یزید افتاده
 
شمر آید ز پی شمر برون از گودال
هر یک آرد سری آغشته به خون از گودال
 
بر سر هر تل این دشت هزاران زینب
آسمان را زده با سیلی باران زینب
 
حرمله تا نزند تیر علی اصغر را
  بدهد کاش یکی شیرعلی اصغر را
 
حرمله تیر زند تا علی اصغر باقی است
مستی از سر نپرد تا می و ساغر ساقی است
 
از هوا آتش و از سینه سخن می جوشد
از افق نیزه و از خاک بدن می جوشد
 
سرِ هر نیزه سری مشعل خون گردیده
سرِ هر پیچ، سخن سمت جنون گردیده
 
خورده سر از پی سر از پی سر بر نیزه
رفته از حنجره تا کاسۀ سر سرنیزه
 
می رود سر به سرِ نیزه و تن بر خاک است
صبر را رخت عزا  تا به گریبان چاک است
 
تل زینب همه سو شیون زینب هرجاست
خیمه ای در وسط این همه آتش بر پاست
 
مستی از سر نپرد تا خم می با ساقی است
نشئه باقی است اگر ساغر و ساقی باقی است
 
مستی از سر نپرد تا خم می می جوشد
خط خون تا دم دروازۀ ری می جوشد
 
ابن سعد است کز این فتنه به ری می آید
لشکر جور و ستم از پی وی می آید
 
از پی اش حرمله و شمر لعین می آیند
باز ارواح شیاطین به زمین می آیند
 
شود از گندم ری مست و به هر جا برود
پسر سعد  به هر گوشۀ دنیا برود
 
گندم ری همه اش باد گلو خواهد شد
یا که انگیزۀ ابطال وضو خواهد شد
 
همه دنیا پرِ شمر و پسر سعد شده
چرخ چرخیده و دور نفر بعد شده
 
بسکه شمر و پسر سعد زیاد آمده است
ظلم شاکی شده بیداد به داد آمده است
 
بسکه شمر و پسر سعد فراوان شده است
تل و گودالِ ستم برّ و بیابان شده است
 
باز روز دهم است و احد الناسی نیست
علم افتاده  ولی حضرت عباسی نیست
 
از کران تا به کران نعش شهید افتاده
منبر و تخت و علم دست یزید افتاده
...
#غلامعباس_سعیدی
 

موضوعات :  اجتماعی ، آیینی و مذهبی ، سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1396/7/9 در ساعت : 23:8:58   |  تعداد مشاهده این شعر :  788


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

حسین غریب
1396/7/10 در ساعت : 20:1:42
احد الناسی نيست.....
سلام دكتر عزيز
با تقديم احترام به نظر ميرسد شايد كلمه
يم احساسي نيست.....
مرتبط تر باشد
غلامعباس سعیدی
1396/7/11 در ساعت : 2:19:21
سلانم و درود و سپاس دوست عزیز


بسیار سپاسگزارم که نظرتان را نوشتید

زنده باشید
بازدید امروز : 16,786 | بازدید دیروز : 34,632 | بازدید کل : 133,486,221
logo-samandehi