ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست - مصرع هفتم {{در حیرتم که دل غرق خون ما}} لغزش وزنی دارد عزیز . - این تقطیعِ این    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهدی صدری دولق
سلام استاد گرامی.بسیار عالی شد.ممنونم از لطف شما - با اجازتون طبق ویرایش شما این شعر را منتشر کنم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بهترین خصلت انسان ادب است - هدیه از حضرت لقمان ادب است - بی ادب را به خدا کاری نیست - جز ادب    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



دریغا باوری نا بارور دارید و می لولید

نگاه حسرت ما بر شما هر گاه می افتد
شرر در کاختان از کوخ ما با آه می افتد


پُرید از نخوت از بس، نیست جای هیچ تردیدی
به بادِ نخوت  از چشمِ شماها ماه می افتد


درِیغا  باوری نابارور دارید و می لولید
بشر با بی مبالاتی خود در چاه می افتد


نیاسایی دمی هر چند از تشویشِ رسوایی
 کلاهت از سر  ای کَل خواه یا ناخواه می افتد


به نیرنگی سرت از راه بیرون می رود هر دم
گناهش باز هم بر گردن روباه می افتد!


نگیرد پیشی از ما هیچکس در عشق ورزیدن
که با ما   راهِ ما هم رو به مقصد راه می افتد


امیر عشق را امروز باید بود چاکر چون
که فردا دستت از دامان او کوتاه می افتد
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1396/9/24 در ساعت : 13:32:52   |  تعداد مشاهده این شعر :  523


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

خلیل ذکاوت
1396/9/26 در ساعت : 10:47:40
سلام.
غزلی است نغز و پرمغز.
توفیقاتتان افزون.
ابراهیم حاج محمدی
1396/9/26 در ساعت : 22:56:22
سلام و درود حضرت دوست جناب ذکاوت عزیز
ممنون و سپاسگزارم . زنده و پایدار باشید.
م. روحانی (نجوا کاشانی)
1396/10/2 در ساعت : 16:38:19
(( پرسید دل ، که سوم دی ماه روز کیست / رندانه گفت ، قند فریمان که روز ِ من / باید گرفت آینه ها را به شاد باش / در سالروز ِ فحل ِگرانمایه ی سخن ))
جناب استاد حاج محمدی بزرگوار و ارجمند ، قرارسیدن سالروز تولدتان ، به جناب عالی ، خانواده ی محترم و دلدادگان شعر و ادب فارسی مبارک باد ، از خداوند بزرگ برای آن استاد فرزانه و شاعر توانمند آرزوی تندرستی و توفیق روز افزون دارم
بازدید امروز : 396 | بازدید دیروز : 40,073 | بازدید کل : 144,815,127
logo-samandehi