ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - ویراستاری می گفت به سه چیز علاقهٔ بیشتری دارد,اول خوردن, دوم خانواده و سوم وی   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



کاروان سبز ( چارپاره عاشورایی )


 



کــــربـلا در انتــــــظارِ کـــاروان



جــای جـــایش ازعطش تفتیده بـود



درفضــــــای آبی انـــدیشــه اش



هجــرت خــورشیـد را کِی دیده بود



 



کــهکشــانی در رکــاب آفتــــاب



خیمه زد  در آن کویـــرِ ســوخته



مهـــربـان آن کاروانِ سبــزپـــوش



بــوسه زد بــرشعله ای افـــروختـه



 



درمسیــرِ آن حضـــور تــابنـــاک



غـــرقِ رؤیـــایی بلورین بود، رود



غــافل از آن که ســواران تشنه انـد



ورنه سـر می داد بـــانگِ رود رود



 



کـــربلا بــا  چشـم هایی تیــزبین



ازدحـــامی از هــزاران تشنـه دیـــد



یک طــرف لب تشنگان اهـــل ِبیت



یک طـرف لب های تیــز دشنه دید



 



عاشقان  بـر دامن مـــولای خویش



همچو اشک از دیده جاری می شدند



از گُلِ  او می گـــرفتنــــد   آبـــــرو



یک به یک آنجـــا بهاری می شدند



 



نــــوجـــوانی  از تبـــارِ  مجتبی



بـوسه ای بـــر تیغه ی   شمشیرزد



خونِ  قـاسم    برفرازِ       تیغ ها



بــاده از پیمانه ی  تقدیــــر زد



 



در عبــور از لحظه هایی ســوزناک



آسمــان مبهوتِ آن  هنگامه شد



داغ ها از پیکـــر اکبـــر  چکیــد



خود الفبایی بــر این غمنــامه شد



 



مَشک خالی بود و سقّا غـرقِ خون



غصّه را حتّی فُرات احساس کرد



در کنـــارِ دست هـایی  بی رمق



گــریه بـر شیـــداییِ عبّاس کرد



 



در هــــوای  داغــــدارِ   نینـــوا



شاخه ی عطشانِ اصغـر غنچه کرد



از گلـوی نازکش  خـون  می چکید



وای در آن لحظه ها مولا چه کرد



 



درضمیــرِ آن ســـوارِ تشنــه لب



کـربلا هم ذکـرِ یارب بود و بس



یک قدم تا وصل باقی بود و آن



بی قــراری های زینب بـود و بس



 



فصلِ غم بـود و غروبی پُــر غبــار



داغ سنگین بــود و تنها یک سـوار



بــر تنش از زخـم ها  روییـد گُل



بــارها  تکــرار شــد آن نـوبهـار



 



ماتمِ گودال و جسمی  چاک چاک



بُــرد  تـا ژرفــای قلبــم التهاب



لب  فــروبستـم  خـدایـا  طاقتی



بـر زمین  افتــاد  آخــر آفتـاب


کلمات کلیدی این مطلب :  کاروان ، سبز ، ( ، چارپاره ، عاشورایی ، ) ،

موضوعات :  عاشورایی ،

   تاریخ ارسال  :   1390/8/29 در ساعت : 11:9:38   |  تعداد مشاهده این شعر :  1447


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

برزو علی پور (خودکار کم رنگ)
1390/8/29 در ساعت : 11:25:40
آقا مصطفای عزیز
هر چند در حیاط خلوت بابت برگزیده شدن شما تبریک عرض نمودم لیکن به جاست در دفتر شعرتان نیز بیان خرسندی از برگزیده شدن شما نمایم .
موفق باشید .
با احترام _ خودکار کم رنگ
..............................
سلام جناب استاد علی پور عزیز
از ابراز محبت شما سپاسگزارم .خیلی خیلی ممنونم .
محمد وثوقی
1390/8/29 در ساعت : 13:26:21
سلام بر استاد پورکریمی عزیز

عاشقان بـر دامن مـــولای خویش
همچو اشک از دیده جاری می شدند

از گُلِ او می گـــرفتنــــد آبـــــرو
یک به یک آنجـــا بهاری می شدند

استفاده کردم استاد آفرین بر شما
«از آن نوری که حرف آنجا نگنجد
تو را این حرف گشته ارمغانی»
مستدام باشید.
.......................
سلام جناب استاد وثوقی عزیز
دلم شاد شدم . ممنونم
ابراهیم حاج محمدی
1390/8/29 در ساعت : 17:58:43
سلام بر شما جناب پور کریمی
اولا تبریک عرض می کنم صمیمانه برگزیده شدن اثرتان را
ثانیا باور کن چشمهای ضعیفم یاری نمی دهد این فونت ریز را بخوانم بذارش روی شماره ی 26 / یا باید فونتش عوض کنی یا باید سر فرصت خودم کپی بگیرم و بذارمش تو صفحه ی ورد و تغییرش بدم تا بتونم بخونم الان نمی تونم نظر بدم .
....................................
سلام جناب استاد حاج محمدی عزیز
از لطف و مرحمت و بزرگواری شما سپاسگزارم.

راجع به فونت هم من سرنویس 1 را که درشت ترین فونت است را انتخاب می کنم توی لپ تاپ خودم هم درشت است نمی دانم چه باید کرد....
کاظم نظری بقا
1390/8/29 در ساعت : 18:54:12
سلام
ضمن تبریک به مناسبت برگزیده شدنتان در مسابقه ی شرح شقایق از این شعرتان نیز لذت و بهره ی توأمان بردم مأجور باشید.
................................
سلام بر شاعر عاشورایی های ماندگار

از مرحمت جنابعالی خیلی خیلی ممنونم .
مصطفی معارف
1390/8/29 در ساعت : 19:45:15
جناب پور کریمی عزیز با سلام
عرض تبریک اینجانب را به مناسبت بر گزیده شدن شعر تان را بپذیرید . برای یکایک لحظه های عمرتان آرزو ی سلامت و سعادت دارم .
در ضمن فونت انتخابی شما برای شعر اخیرتان باعث شد ما از خواندنش محروم شویم .
ایام تان به کام و سایه تان مستدام .
........................
سلام جناب معارف ارجمند
از این که به من سر می زنید ممنونم .

راجع به فونت هم من سرنویس 1 را که درشت ترین فونت است را انتخاب می کنم توی لپ تاپ خودم هم درشت است نمی دانم چه باید کرد....
عباس خوش عمل کاشانی
1390/8/29 در ساعت : 19:49:51
سلام برشما.دوبیتی پیوسته ای فاخر و قابل ترحیب است.مستفیض شدم.
.......................
سلام جناب استاد خوش عمل عزیز
من الطاف حضرتعالی را هرگز فراموش نمی کنم .با تمام وجود دوستتون دارم .انشاالله توفیق پیدا کنم در سفر مشهد زیارتتون کنم.
علی سعادتخانی
1390/8/29 در ساعت : 21:8:27
تبریک عرض می کنم اخوی جان بابت بر گزیده شدنت.
دست و پا سکشته شعر ارشمندت را خواندم امید وارم با یک فونتی دیگر راحتر و روانتر بخوانمش همیشه هایتان را آرزومندم استاد

........................
سلام جناب استاد سعادتخانی عزیز
از لطف شما دوست ادیب و گرامی ام بسیار تشکر می کنم.
راجع به فونت هم من سرنویس 1 را که درشت ترین فونت است را انتخاب می کنم توی لپ تاپ خودم هم درشت است نمی دانم چه باید کرد....
م. روحانی (نجوا کاشانی)
1390/8/29 در ساعت : 21:57:33
سلام بر استاد پورکریمی عزیز
............
این چه خطّی ست حضرت استاد
شعرتان را گرفته بر دامن
عینک و چشم هر دو کوشیدند
نشد آن را کمی بخوانم من
.........................
سلام استاد نجوای گرامی
ممنون .راجع به فونت هم من سرنویس 1 را که درشت ترین فونت است را انتخاب می کنم توی لپ تاپ خودم هم درشت است نمی دانم چه باید کرد....
سارا وفایی زاده
1390/8/29 در ساعت : 21:58:49
سلام جناب پور کریمی

برگزیده شدن شعرتان را تبریک می گویم.
--------------------------------

شعرتان زیبا بود

کربلایی باشید
............................
سلام خانم وفایی زاده گرامی
از حضور شما بینهایت سپاسگزارم.
حمیدرضا اقبالدوست
1390/8/30 در ساعت : 2:7:59
بسیار عالی جناب پور کریمی /پاینده باشید
........................
سلام جناب اقبالدوست گرامی
سپاسگزارم سلامت و سرشار باشید.
ناصر عرفانیان
1390/8/30 در ساعت : 4:29:50
باسلام وعر ض تبریک برای انتخاب و بر گزیده شدن مسابقه ی شرح شقایق واز این چارپاره بسیار عالی وعاشورایی لذت بردیم دست مریزاد

در پناه حق موفق باشید

..........................
سلام جناب استاد عرفانیان گرامی

از لطف و محبت حضرتعالی بسیار سپاسگزارم .
ابراهیم حاج محمدی
1390/8/30 در ساعت : 7:34:12
با سلام محدد / حالا درست شد / فونت نستعلیق که درج می کنید مشکل پیش می آید / در هر حال چهار پاره ای ناب و بدیع و سرشار از تصویر گریهای نو و جالب بود / بهره ی فراوان بردم . مأجور باشید

..........................
سلام جناب استاد حاج محمدی گرامی

از این که دیگر بار قدم رنجه فرمودید بسیار سپاسگزارم . شاداب و سرشار باشید.
فرید فردوسی
1390/8/30 در ساعت : 8:7:6
سلام جناب پور کریمی
استفاده کردم
..............
سلام جناب فردوسی گرامی
من هم از رباعی زیبای شما لذت بردم . موفق باشید.
سیاوش پورافشار
1390/8/30 در ساعت : 10:57:17
سلام بزرگوار
ببخشید دیر به خوانش شعر زیبایتان رسیدم دوستان همه از زیبایی های آن گفتند آرزوی توفیق روزافزون برایتان دارم
..........................
سلام جناب پورافشار گرامی
شما همیشه به من لطف دارید .ممنونم
محمد یزدانی جندقی
1390/8/30 در ساعت : 20:3:21
سلام جناب پور كريمي شاعر مردمي و متعهد
سروده هاي ارزشي شما همواره مورد توجه است با اگاهي كامل از وقايع و در قالب هاي مختلف ماندگار و سزاوار تحسين مي سراييد
/////////
نــــوجـــوانی از تبـــارِ مجتبی
بـوسه ای بـــر تیغه ی شمشیرزد
خونِ قـاسم برفرازِ تیغ ها
بــاده از پیمانه ی تقدیــــر زد
///////
و جود اين قسمت از چار پاره قبل از ياد كرد از سرو جوان و روان دشت نينوا اشبه الناس به حضرت پيغمبر حضرت علي اكبر نشان از هوشمندي شاعر در رعايت ترتيب حوادث و نيز توجه او به فرم ومحتوا ست كه پيوند عمودي كلام را از نوجواني حضرت قاسم به جواني حضرت علي اكبر پيوند مي دهد

در عبــور از لحظه هایی ســوزناک
آسمــان مبهوتِ آن هنگامه شد
داغ ها از پیکـــر اکبـــر چکیــد
خود الفبایی بــر این غمنــامه شد
در پناه حق
...........................
سلام جناب استاد جندقی گرامی
از وقت و حوصله ای که گذاشته اید بسیار متشکرم .مؤید باشید

علی سعادتخانی
1390/9/1 در ساعت : 4:2:33
مجدد خواندم بسیار زیباتر یافتم کار ارزشمندتان را استاد
مستدام باشید اخوی
......................
سلام جناب استاد سعادتخانی بزرگوار
باز هم سپاسگزارم .لطف دارین
مهدی فرزه (میم. مژده رسان)
1390/9/1 در ساعت : 4:32:29
بر زمین افتاد آخر آفتاب

سلام استاد
به راستی زیبا سروده اید به ویژه توسیمی که در مصرع آخر آورده اید خیلی باشکوه شعر را به پایان رسانده است.
..................
سلام جناب آقای فرزه ی مهربان
از حسن نظر شما خیلی ممنونم .
بازدید امروز : 12,340 | بازدید دیروز : 23,683 | بازدید کل : 128,508,505
logo-samandehi