ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



آیه های نور
امشب دوباره کوهی از دردم با بغض های سرد تکراری
یک قافله هجران و آشوبم یک نینوا اندوه و بیماری

دیگرمپرس از حجم افسوسم دیگر مگو از من چه میخواهی؟
ویران شدم از غارت بسیار از حمله و عصیان تاتاری

باید شبی راهی شوم تا خویش تا ناکجای فصل پاییزان
می بارد از هرسو به دلهامان باران رنج و درد رگباری

دلخسته ام از آه و محنت ها دلمرده ام از بارش خنجر
طاعون زجر و غصه می بارد من ماندم و بغض و دل آزاری

شمشیر کین و حیله و نیرنگ از هر طرف جاری به سویم شد
تا کی بریزم غصه را در خود تا کی صبوری و نهان کاری؟

باید که فریادی برون اید از سینه ی سرشار از امید
باید قدم زد وقت خفتن نیست  فصل خزان بگذشته انگاری

بشنو نوای مرغ یا حق را برگوش من این نغمه ها زیباست
آید خلیل بت شکن از راه  تا بشکند جهل و نگونساری

او می رسد آدینه ای نزدیک با کوله بار عشق رحمانی
می کارد او در قلبها امید با آیه های نور و بیداری
کلمات کلیدی این مطلب :  بغض سرد ، بهار دل ها ، آدینه ، عشق رحمانی ، مجتبی باقی ،

موضوعات :  اجتماعی ، آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1397/4/5 در ساعت : 3:41:14   |  تعداد مشاهده این شعر :  540


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 15,750 | بازدید دیروز : 41,109 | بازدید کل : 127,253,844
logo-samandehi