ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علی نظری سرمازه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای ربانی گرامی - قسمت اول سروده ی شما هیچ ارتباطی با بخش میانی و پایانی از نظر معنا و صوَر    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - - استاد اقتداری بزرگوار سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتید و عذر تقصیر در پاسخگویی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود جناب صالحی عزیز - در این مصرع: - {{به من ِ جان به لب از جام بلا آشامید}} - فعل [[آشامید   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



نا امید ....
دیشب به ناز از در من پا کشید و رفت
آن نازنین که حال دلم را ندید و رفت

بر بام من همای سعادت نشسته بود
از بخت بد که بود مرا پر کشید و رفت

اول به تیر عشق دلم را نشان گرفت
آخر سرشک وار ز چشمم چکید و رفت

در آسمان تیره ی عمرم ستاره وار
یک شب نه بلکه ثانیه هایی دمید و رفت

خندان اگر چه در شب رؤیایم آرمید
گریان ولی ز خواب و خیالم رمید ورفت

خارم به دیده باد به گلزار زندگی
نازکتر از گلی اگر ازمن شنید ورفت

یک بوسه از لبش نگرفتم اگرچه او
گلهای باغ آرزویم را بچید ورفت

می خواستم همیشه بماند کنار من
کرد از وصال خویش مرا ناامید ورفت.

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1397/5/30 در ساعت : 8:47:21   |  تعداد مشاهده این شعر :  697


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

حسین نبی زاده اردکانی
1397/6/9 در ساعت : 20:18:28
بنشین ، ببین چه کرده ای عباس در خفا
کان نازنین به چشم دل خویش دید و رفت

نومیدیت گناه بود از خدا بخواه
باز آید آن تذرو که دیشب پرید و رفت...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عبـــاس را تــــذرو گــــرفتــار باز شد
بازش به چنگ حنجر نازک درید و رفت

تا صاحبش رسید که او را دهـد نجات
بیلاخ خود حواله کنان پر کشید و رفت ...
بازدید امروز : 14,493 | بازدید دیروز : 34,632 | بازدید کل : 133,483,928
logo-samandehi