ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



قیامت درد
هلا! تورا چه بنامم به غیر حضرت درد که هست نام تو یادآور تمامت درد رسول آینه های هزار تکه شده ! امام آینه های چشیده غربت درد ! زبان لاله وشان به خاک وخون خفته! نسیم کوچه ی دل های دیده وسعت درد! چه بود رمز بزرگی وجاودانگی ات به جز قیامت صبر تو در قیامت درد "جمیل " بود به چشمت قیام مردانی که عاشقانه پریدند تا نهایت درد شکستی وننشستی که کارگر نشود به استواری وبشکوهی ات صلابت درد پیاده در سفر اشک راه پیمودی که منتشر شود از این سفر روایت درد چه خارها که به پایت نشست ودم نزدی چقدر راه توشد سرخ از سخاوت درد! صدای بغض تو وقتی بلند شد در شام که فاتحانه سرودی از استقامت درد؛ یزید ،با همه ی هیبت دروغینش شکست وبر سرش آوار شد فخامت درد نماز توبه به پاشد درون کاخ فریب -پس از خروش سترگ تو- با امامت درد بهار خون همه جا جار زد حضورش را وباغ سوخته گل داد،از کرامت درد اقتداری
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1397/8/8 در ساعت : 20:34:32   |  تعداد مشاهده این شعر :  658


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

خلیل ذکاوت
1397/8/9 در ساعت : 17:59:35
درود و دست مریزاد
احسنت
مأجور باشید




سلام وسپاس از شما
بازدید امروز : 3,959 | بازدید دیروز : 35,110 | بازدید کل : 128,702,338
logo-samandehi