ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : فیروزه سمیعی
درودتان باد جناب استاد پور حفیظ فرهیخته ی گرامی 🌞 - به دیده ی لطف مهر می خوانید مهربان 🌺🍃🌹🍀    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
درودها بانوی فرهنگ و ادب استاد سمیعی⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩🌹🌹🌹🌹 - بسیار زیبا می‌سرایید و مخاط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
بانو جاویدنیا درودها!🌹🌹🌹🌹 - بسیارزیبا ودلنشین بود،تقریبن غزل عاشقانه درحرمش ازاین حقیر هم همچن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - واقعا تا گفتن شعر سپیدی اینچنین - رگ به رگ می گردد آدم را کمر تا آستین - هرچند    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما، گاهی فاصله است میان رئالیسم ادبی و دنیای واقعی، شعرتان زیبا بود اما شاید ضروری ترین نیا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - بله اگر از نظر وزنی در نظر بگیرید درو و از باید پشت سر هم و به شکل (دوراز) خونده ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



شب با وجود زخمهای بس عمیقش باید ورق می خورد اما گریه می کرد..!


شب تا سحر یکریز صحرا گریه می کرد



پیش از طلوع صبح فردا گریه می کرد



تقدیر می خواهد دلش فردا نیاید ...



عالم برای چه سرا پا گریه می کرد ...؟!



فردا چه روزی است در تاریخ عالم ...



یحیی برایش پیش تر ها گریه می کرد (1)



درآسمان خورشید دیگر خواهد آمد ....



مهتاب اما روی (نی) را گریه می کرد



آخر چرا قابیلیان شمشیر بستید ...؟!



وقتی بدون شک... اهوارا گریه می کرد



دیگر چه می خواهید ای نامرد ...مردم



دنیا نمی بینید آیا گریه می کرد ...؟



دل پاره کرد از دستتان کوه و در و دشت ...



تیغ از تمامی ِ زوایا گریه می کرد



سر از نجیب قبله ی ایمان بریدید ...



وقتی که خنجر بی محابا گریه می کرد



شب با وجود زخم های بس عمیقش ...



باید ورق می خورد اما گریه می کرد



1-      یجی بن زکریا از پیامبران الهی که شبیه امام حسین (ع) سرشان بریده شد و از واقعه کربلا خبر داشت



http://sabzevar-sher.persianblog.ir/


کلمات کلیدی این مطلب :  شب ، با ، وجود ، زخمهای ، ، بس ، عمیقش ، باید ، ورق ، می ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1390/9/22 در ساعت : 19:52:20   |  تعداد مشاهده این شعر :  1709


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

علی سعادتخانی
1390/9/22 در ساعت : 21:57:4
خوب بود سید عزیز.لذت بردم
----------------------
مصطفی پورکریمی
1390/9/22 در ساعت : 23:46:38
سلام کناب استاد نژادهاشمی گرامی

مثل همیشه زیبا و تأثیرگذار بود .
....
ممنوناستاد عزیز
مصطفی معارف
1390/9/23 در ساعت : 8:38:58
با سلام سید عزیز شعر بسیار زیبایی خواندم و بی اندازه متلذذ شدم ولی به گمانم در دو جا ایراد تایپی دارد .
1- مصرع چهارم فکر کنم سراپا بوده ولی سرو پا تایپ شده .
2-در مصرع پنجم وزن با اضافه کردن ( ی ) به ( روز ) اصلاح می شود
باز هم از شعر بسیار زیبایتان بهره بردم .
دستتان درد نکند و دست مریزاد

پایدار باشید
........ممنون
سید حکیم بینش
1390/9/23 در ساعت : 18:42:12
با سلام به برادر خوبم
عاشورایی های تان مقبول درگاه خداوند
در این ماه محرم با این غزلهای تان گریه کردیم.
پایدار باشید. این غزل تان هم محکم و زیبا بود
همیشه خوب و غزل آفرین باشید
حمیده میرزاد
1390/9/23 در ساعت : 19:56:15
زیبا وپر محتوا بود

اجرتان با آقا سیدالشهدا (ع)
م. روحانی (نجوا کاشانی)
1390/9/24 در ساعت : 7:31:40
سلام بر شما
دست مریزاد عاشوراییتان پرشور ، زیبا و دلنشین است
مأجور باشید
بازدید امروز : 7,036 | بازدید دیروز : 19,998 | بازدید کل : 156,742,002
logo-samandehi