ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : فیروزه سمیعی
درودتان باد جناب استاد پور حفیظ فرهیخته ی گرامی 🌞 - به دیده ی لطف مهر می خوانید مهربان 🌺🍃🌹🍀    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
درودها بانوی فرهنگ و ادب استاد سمیعی⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩🌹🌹🌹🌹 - بسیار زیبا می‌سرایید و مخاط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
بانو جاویدنیا درودها!🌹🌹🌹🌹 - بسیارزیبا ودلنشین بود،تقریبن غزل عاشقانه درحرمش ازاین حقیر هم همچن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - واقعا تا گفتن شعر سپیدی اینچنین - رگ به رگ می گردد آدم را کمر تا آستین - هرچند    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما، گاهی فاصله است میان رئالیسم ادبی و دنیای واقعی، شعرتان زیبا بود اما شاید ضروری ترین نیا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - بله اگر از نظر وزنی در نظر بگیرید درو و از باید پشت سر هم و به شکل (دوراز) خونده ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



فردا دوباره دست دعا دارد آفتاب ...برگنبدی که پرتو امن یجیب بود


شب می گذشت و دست قضا بر صلیب بود



مردی که از سلاله ی پاک و نجیب بود



آوای غربتی نفس دشت را برید



از تنگنای فاجعه ، دل نا شکیب بود



ابری سیاه دور زمین را احاطه کرد



گویی زمان بدون فرازو نشیب بود



ابری که از سخاوت باران ِ عاطفه ...



بر کامهای تشنه لبان بی نصیب بود



خورشید روی نیزه به آفاق می رسید



هفت آسمان شهید نگاهی غریب بود



خونآبه از قساوت تزویر می چکید



شمشیر را فغانه و اشک و لهیب بود



نفرین به  دست فاجعه ای که به خون کشید .....



خورشید عشق را که بدون رقیب بود



حالا به رغم پهنه ی خونین کربلا ...



شب باز می گذشت و حسابی عجیب بود



فردا دوباره دست دعا دارد آفتاب ....



بر گنبدی که پرتو ِ امن یجیب بود



21/4/1388



http://sabzevar-sher.persianblog.ir/


کلمات کلیدی این مطلب :  فردا ، دوباره ، دست ، دعا ، دارد ، آفتاب ، ...برگنبدی ، که ، پرتو ، امن ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1390/9/24 در ساعت : 11:4:3   |  تعداد مشاهده این شعر :  1669


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

ابراهیم حاج محمدی
1390/9/24 در ساعت : 11:55:19
سلام بر شما
غزلی است زیبا است
جسارتا عرض کنم که لغزش وزنی آشکاری در این مصرع اتفاق افتاده احتمالا اشتباه تایب شده باشد { نفرین به سنگ دلی که به خون کشید .....}
//////////
ممنون استاد عزیز
عباس خوش عمل کاشانی
1390/9/24 در ساعت : 13:17:1
با سلام.غزل خوب و قابل ترحیبی است.البته مصراع اول بیت هفتم(نفرین به سنگ دلی که به خون کشید)لغزش آشکار وزنی دارد.حتما برطرف کنید.در تقطیع شکل درست مصراع این است:«نفرین به قوم سنگدلی کو به خون کشید».اگراین مصراع اصلاحی را پسند نکردید بر همین منوال مصراعی بگویید.لغزش وزنی صددرصد و محرز است.
/////////
ممنون استاد عزیز محبت کردید
محسن یاری
1390/9/25 در ساعت : 13:38:11
ممنون جناب نژاد هاشمی عزیز با این غزل زیبا که خاص زبان شماست .
م. روحانی (نجوا کاشانی)
1390/9/25 در ساعت : 15:4:2
سلام و عرض ارادت
عاشورایی پرشور و بی ادعاییست ، اجرتان با امام شهیدان
مصطفی معارف
1390/9/26 در ساعت : 11:36:17
غزلی زیبا و قابل از شما خواندم موفق باشید اقا سید عزیز.

نفرین به دست فاجعه ای که به خون کشید .....
خورشید عشق را که بدون رقیب بود
سرفراز باشید


مصطفی معارف
1390/9/26 در ساعت : 11:41:48
با سلام سید جان از خوانش این کار بی نهایت بهره بردم :

نفرین به دست فاجعه ای که به خون کشید .....
خورشید عشق را که بدون رقیب بود.
موفق باشید و سر فراز


سید حکیم بینش
1390/9/26 در ساعت : 17:49:16
با سلام به برادر خوبم
غزل تان زیبا و شور آفرین بود. شعر های شما را خیلی دوست دارم. معمولا چندین مرتبه می خوانم و لذت می برم.
پایدار باشید عزیز
بازدید امروز : 7,050 | بازدید دیروز : 19,998 | بازدید کل : 156,742,016
logo-samandehi