ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - ویراستاری می گفت به سه چیز علاقهٔ بیشتری دارد,اول خوردن, دوم خانواده و سوم وی   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



فاطمه یعنی نگاه لحظه ها
فاطمه یعنی گل یاس کبود
گر نبود زهرا یقین گیتی نبود
فاطمه یعنی همه ذکر و سجود
ذکر او ذکر خداوند ودود
فاطمه یعنی گریزان از هوی
در مهار نفس کفو   مرتضی
فاطمه یعنی بری از خار و خس
دور گشتن از هوی و از هوس
فاطمه یعنی خدایی زیستن
لحظه لحظه با علی  بگریستن
فاطمه یعنی که تیغ در نیام
گه به سجده گه رکوع و گه قیام
فاطمه یعنی وجود نازنین
اسوه کل النساء العالمین
فاطمه یعنی خروش  در نهان
مظهر تقوی و عفت در زنان
فاطمه یعنی خط رنگین کمان
قامتش از جور دشمن چون کمان
فاطمه یعنی گل یاس علی
نور حق در ذات پاکش منجلی
فاطمه یعنی صبوری در جفا
همچو دریایی پراز مهر و وفا 
فاطمه یعنی شدن بی انتها
عاشقی بر کفو خود بی ادعا
فاطمه یعنی که عفت داشتن
بذر انفاق و کمک را کاشتن
فاطمه یعنی رخ  نیل و کبود
ضربت سیلی از آن قوم عنود
فاطمه یعنی سند بهر فدک
قوت افطارش کمی نان و نمک
فاطمه یعنی همه فضل و سخا
در جواب فضل او جور و جفا
فاطمه یعنی که فاطر در سماء
یک  نگین در حلقه آل کساء
فاطمه یعنی فراق اندر فراق
یک حقیقت در بر صدها نفاق
فاطمه یعنی همه عشق علی
رهروی از خط مولا و ولی  
فاطمه یعنی شکست بازوان
پیکرش مضروب کین دشمنان
فاطمه یعنی نگاه لحظه ها
مظهر مظلومی بی انتها
فاطمه یعنی شفیع روز حشر
شیعه را شافع بود در روز حشر
فاطمه یعنی سراپا از تعب
ام زینب ام کلثوم ام اب
فاطمه یعنی گداز مرتضی
گر رضایی هست رضای مرتضی
فاطمه محبوب و شیدای پدر
گوهر یکدانه از بهر پدر
فاطمه یعنی که دل آراستن
از خدا محبوب دل را خواستن
فاطمه یعنی گل باغ بهشت
آسیه از بود او دارد سرشت
فاطمه گفتن نوایی پر نواست
نام او بر تارک گیتی سزاست
فاطمه نام و نشان از عفت است
محور کون و مکان و علت است
فاطمه گفتم حسین آمد به یاد
کربلا و نیزه ها آمد به یاد
فاطمه گفتم دل از آرام رفت
سوی یثرب بر حجاز و شام رفت
فاطمه گفتم پیمبر یاد شد
چهارده معصوم به عترت یاد شد
مادر گیتی چنین دختی نزاد
هدیه ای بهتر ز این گوهر مباد
شعر جهرودی اگر دارد گداز
  از گداز و سوز او دارد گداز
                                                            حسین  زینلی  جهرودی - تیرماه 83




کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1397/11/2 در ساعت : 7:23:18   |  تعداد مشاهده این شعر :  659


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

عباس خوش عمل کاشانی
1397/11/3 در ساعت : 6:55:2
آقای جهرودی این بزرگمرد پنجاه و پنج ساله با این که دارای طبع شعر قابلی است ولی متأسفانه شعر را «سرسری» و یا اگر ملایمتر برخورد کنیم می توانیم گفت «دست کم» گرفته است.سن و سالی از ایشان گذشته و معلوم است که حداقل سه دهه است برای سرودن دست به قلم شده است.
ایشان یا تمرین و ممارستی بایسته در زمینه ی شعر و شاعری ندارد و یا از اول عمر شاعری اش تا کنون سروده های خود را جهت ارزیابی شایسته و مهمتر از آن بررسی و حکّ و اصلاح به استادان این فنّ شریف ارائه نکرده است ، که اگر کرده بود در چند جای این مثنوی بلند که در نعت حضرت صدّیقه ی طاهره سلام الله علیها سروده است وزن و قافیه را نمی باخت!در عهد جوانی ایشان در شهر محل زندگی شان (شهرری)شاعر آیینی ارزنده ای مثل طوطی همدانی می زیسته که می توانسته محضرش را درک فرماید و از آن استاد که نحریرمقدام بود استفاده ها ببرد....
باری ؛ مصراع دوم از بیت اول که بیت مطلع است و قاعدتآ بایستی از حسن برخوردار باشد ، اندکی اضافه وزن دارد:
فاطمه یعنی گل یاس کبود
گر نبود زهرا یقین گیتی نبود...
شاعر به سهولت می توانست مصراع دوم را چنین بسراید:
گر نمی بود او یقین گیتی نبود..
اشکال بعدی در بیت چهارم نمود پیدا کرده است.می گوید:
فاطمه یعنی گل بی خار و خس
دور گشتن از هوی و میل نفس...
در مصراع اول به کاربردن «خس» درست نمی نماید ؛ چون هر گلی یا بی خار است و یا خار دارد.این که بیاییم کنار «خار» از «خس» استفاده کنیم مناسب چنین توصیفی نیست ؛ یعنی «خس» در این جا خوش به جای خود ننشسته است.مهمتر این که در مصراع دوم کلمه ی «نفس» با «خس» همقافیه نیست.برای «خس» واژگانی چون :«بس ـ هوس ـ دسترس و ...»همقافیه است و برای «نفس» با اندکی ارفاق واژه ای چون :«حبس»!شاعر می توانست مصراع دوم را اینگونه بسراید :دور گشتن از هوا و از هوس....در بیت پنجم می گوید:
فاطمه یعنی خدایی زیستن/با علی بودن به چه بگریستن...در این بیت اشکال معنوی وجود دارد و آن در مصراع دوم است.مولا علی علیه السّلام سر مبارک را درون چاه می کردند و فریاد می کشیدند.آن فریاد به نظر نمی رسد که گریستن همراه داشته بوده است که همسر بزرگوارشان نیز آن حضرت را در گریستن همراهی کنند.البته بیت از ضعف تألیف هم رنج می برد که کلیّت شعر از آن بری نیست.از ابیات بعدی که هر یک بی نقصی معنوی نیست غمض عین می کنیم و به بیت چهاردهم می رسیم.در مصراع اول این بیت یک غلط تایپی موجود است که بدیهی است ؛ اما «رخ نیلی» را «رخ نیل» آوردن اشتباه است.....اشکال عمده ی دیگر در بیت نوزدهم است که هم فاقد قافیه است و هم وزن مصراع دومش آشفته شده است:فاطمه یعنی همه عشق علی/گرکه عشق باشد فقط عشق علی...شاعر می توانست کلمه «ولی» را در مصراع دوم به عنوان قافیه بیاورد و مثلآ بگوید:هست عشق راستین عشق ولی...در بیت بیستم شاعر «بازوان» را که جمع «بازو»است با «دشمنان»که مفردش «دشمن» است قافیه قرار داده که اصلآ درست نیست...بیت بیست و دوم هم فاقد قافیه است.بیت بیست و چهارم هم از نداشتن قافیه رنج می برد ؛ مضافآ که در مصراع دومش وزن هم مختل شده است.می رسیم به بیت بیست و پنجم که اگر چه وزنش سالم است اما از قافیه ای غلط و وهن آلود در مصراع دوم در رنج عظیمی است:فاطمه یعنی وجود ذی وجود/بعد او دیگر علی هرگز نسود(!!)شاعر باخود اندیشیده است که حکمآ «نسود»معنی «نیاسود»می دهد و آن را بی کمترین تحقیقی به عنوان کلمه ی قافیه به کار گرفته است.اگر اندکی به خود زحمت می داد و به لغتنامه ای رجوع می فرمود برایش روشن می شد که «نسود»یعنی «نسایید»!...و اما مصراع دوم بیت بیست و ششم را حضرت شاعر حتمآ تغییر دهد که وهن عظیمی در خود دارد.می گوید و به غلط می گوید:در حیات و در مماتش شعله ور....در بیت سی و دوم هم قافیه بر باد رفته است:فاطمه گفتم حسین آمد به یاد/کربلا و نیزه ها آمد به یاد....بیت سی و چهارم نیز فاقد قافیه است و در مصراع دوم وزن خود را به باد داده است:
فاطمه گفتم پیمبر یاد شد/چهارده معصوم به عترت یاد شد...و آخر سر این که حضرت شاعر از پسِ درست سرودن بیت آخر هم بر نیامده است.یعنی با مثنوی بلندی مواجهیم که سراسر ضعف تألیف است ؛ نه حسن مطلع دارد و نه حسن مقطع!در بیت آخر که تخلص را هم یدک می کشد می گوید:شعر جهرودی اگر دارد گداز/این گداز از فاطمه بنت هداست...آیا تا کنون دیده اید که شاعری «گداز» را با «هدا» قافیه کند؟من دیده ام و آن همین جاست!
در پایان به شاعر گرامی توصیه می کنم بر اساس تجربیاتی که اندوخته است لااقل «کم گویی» را پیشه کند تا شاید به «گزیده گویی» نایل شود.چنین باد.

حسین زینلی جهرودی
1397/11/3 در ساعت : 10:28:15
سلام علیکم
ممنونم از راهنمایی و ارشاد حضرتعالی .
انتقادات حضرتعالی به جاست .
پایدار باشید و سرافراز .
بازدید امروز : 11,184 | بازدید دیروز : 30,393 | بازدید کل : 128,598,204
logo-samandehi