ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علی نظری سرمازه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای ربانی گرامی - قسمت اول سروده ی شما هیچ ارتباطی با بخش میانی و پایانی از نظر معنا و صوَر    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - - استاد اقتداری بزرگوار سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتید و عذر تقصیر در پاسخگویی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود جناب صالحی عزیز - در این مصرع: - {{به من ِ جان به لب از جام بلا آشامید}} - فعل [[آشامید   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



کاش می شد زندگی را تازه کرد
روزگاری زندگی ها این نبود
 سادگی بود و دلی غمگین نبود

قلبها خالی ز رنگ و کینه بود
سینه هامان صاف چون آیینه بود
 
ساده مثل آب، جاری مثل رود
حیله و تزویر و مَن مَن ها نبود
 
حرف از یکرنگی و ایثار بود
صحبت از سلمان و از عمار بود
 
پس چه شد تصویر صاف سادگی
پس کجا رفته تب دلدادگی؟
 
کاش می شد زندگی را تازه کرد
یا رفاقتهای بی اندازه کرد
 
درس مردی و وفاداری سرود
نغمه های ناب بیداری سرود
 
کاش می شد تا دهم شرح و بیان
وصف خیل سبز عاشوراییان
 
شرح حال رمل ها و ماسه ها
عاشقی با بوسه ی قناسه ها
 
آن خلیلان تبر بر شانه را
چهره های عاشق و مردانه را
 
دستهای بسته ی مردان مرد
در میان آب و در انبوه درد
 
بال واکن زیر باران شهود
از فراز عرش می بارد درود
 
ای قلم بنویس شرح درد را!
حس و حال عاشقان مرد را!
 
باغ ، غمگین است لبخندی بزن!
یاس را با لاله پیوندی بزن!
 
شرحی از داغ شقایق بازگو
از غم یاران صادق بازگو
 
بازگو از غربت آلاله ها
چشمه ها و رود، رودِ ناله ها
 
در سرم شوری دگر بر پا شده
در میان دفترم غوغا شده
 
ارگ تاریخم که ویران گشته است
در بم هر واژه طوفان گشته است
 
ابر دفتر با قلم گریان شده
بیتها و جمله ها نالان شده
 
مانده در گوشم نوایی آشنا
در سرم پیچیده عطر کربلا
 
خیمه گاه مثنوی آتش گرفت
نخل های معنوی آتش گرفت
 
واژه ها انگار کم آورده است 
مرغ حسرت بال و پر گسترده است
 
کاش می شد کشف کرد این راز را
راز آن مردان عالم ساز را
 
کیستند این روسپیدان ظهور؟
قاف غیرت، بحر حیرت ، رود نور
 
فصل وصل سرو قامت ها بخیر!
یاد قانع ، حاج همت ها بخیر!
 
ا*******************
 
مانده ام این روزها چشم انتظار
با غم و دلشوره های بیشمار
 
هی نگاهی از سر حسرت کنم
شرم از آیینه ی عترت کنم!
 
در قمار این زمانه باختیم
یوسف جان را به چاه انداختیم
 
در گلو ماسیده بغضی دردناک
پس کجا رفتند آن یاران پاک؟
 
کو نگاه عاشق رزمنده ها؟
گفتمان صادق رزمنده ها؟
 
شوق خدمت، نور آگاهی چه شد؟
پرچم نَصرٌ مِنَ الّلهي چه شد؟
 
پس چرا شور و صداقت گم شده
دلفریبی سهم ما مردم شده؟
 
می شود آیا که در طوفان جنگ
در میان فتنه های رنگ رنگ
 
چون نسیم نوبهاران ساده بود
چون امام عاشقان آزاده بود؟
 
می شود آیا سر سوگند ماند
دلکش و زیبا چونان لبخند ماند؟
 
می شود یک زندگی ساده داشت
کوششی بیحد و بی اندازه داشت؟
 
می شود مانند یاران شهید
رنگ زشتی و پلشتی را ندید؟
 
با نگاه روشن پلک سحر
می نمایم مثنوی را مختصر
 
غیرت آرش نشانان یاد باد 
"یاد باد آن روزگاران یاد باد"
 
کلمات کلیدی این مطلب :  زندگی ، سادگی ، یکرنگی ، ایثار ، دفاع مقدس ، شهید همت ، قناسه ، غربت ، غیرت ، سروقامت ،


   تاریخ ارسال  :   1397/11/28 در ساعت : 2:42:49   |  تعداد مشاهده این شعر :  542


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 18,564 | بازدید دیروز : 33,254 | بازدید کل : 133,521,253
logo-samandehi