ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - وزن این مصرع ایراد دارد - تبريك گفت به خويش و سپس سريع - شاید به این شکل بوده - تبری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - وزن بسیار سختی را انتخاب نموده اید و البته به خوبی هم از پس آن برآمده اید - - اما سرود   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام شاعر - سعی کنید از زمین کنده شوید و بیستر از عشق های آسمانی بنویسید تا اشعارتان عمیق تر و مان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - غزل زیبایی است - اگر دو بیت آخر را از عشق های زمینی پاک می کردید بهتر بود - برقرار باشی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام بر شما شاعر توانمند - غزل های بسیار خوبی دارید احسنت! - اما در این غزل ، - وزن مصرع اول ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام بر شما - در مصرع دوم بیت اول بعد از "هست" یک هجای کوتاه کم است می توانید به این شکل مشکل را ح   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - با عنایت به بیت مطلع که برایش گل فرستاده اید! پیشنهاد می کنم مصرع اول ببت دوم را به شکل زی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : غزل باران
برادر جان باصره به تنهایی یک واژه است به فرهنگ لغت مراجعه بفرمایید - و در ثانی حروف الحاقی هم وقت   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



اشعاری در قالب تازه ی سروش
صاعقه، چشم بر زمین می دوخت/
چشمکی زد. تمامِ جنگل سوخت/
عشق، آتش در این میان افروخت/
با دلِ کوچکی چه خواهد کرد؟//

کوه وقتی سفید می پوشد/
در دل من امید می جوشد/
یادِ فردای جلگه می افتم.//

شیر، آهو به کام می گیرد/
جمعِ کفتار، کام می گیرد/
لاشخور، اِلتیام می گیرد/
و مقامات جامعه، جمع اند.//

چون که خورشید، توی آب افتاد/
خونِ دل بر دلِ کتاب افتاد/
رستم کشور از رکاب افتاد/
جان میهن به التهاب افتاد/
می برندش به سوی حادثه ای.//

جلگه، پربار، پر طرفدار است/
کوهپایه، پر از چمنزار است/
قله، بی همدم است و بی یار است/
خوش به حالش که آسمان دارد.//

مِه قشنگ است و مِه، خطرناک است/
مِه در این هر دو شیوه، چالاک است/
مثل دنیاست.//

 دانه ی سعیِ خویش باید کاشت/
انتظار از کسی نباید داشت/
مرد باید بود. //

چه ببینند یا نبینندت/
چه بچینند یا نچینندت/
پیش وجدان خویش، خوشدل باش!//

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1398/3/24 در ساعت : 4:41:4   |  تعداد مشاهده این شعر :  467


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 7,590 | بازدید دیروز : 21,099 | بازدید کل : 138,296,307