ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر جناب حاج محمدی - بله حقیر بعد از ویرایش شعر مطلب را نوشتم که نمی باید می نوشتم - الب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست جناب نژاد هاشمی عزیز و ارجمند - در این مصرع:[[گُل ِ زیبای بادام های کوهی داشت چشمان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عمو صادق عزیز و ارجمند سلام - همانگونه که ملاحظه می فرمائید شاعر محترم جناب صالحی عزیز وجود اشکال    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر استاد حاج محمدی - مواردی که فرمودید حقیر اشکال وزنی نمی بینم - وزن شعر هست - مفع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام حضرت دوست - بله حق با جنابعالی است و همانطور که عرض کردم این غزل شتابزده به اشتراک گذاشته ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
حضرت دوست جناب صالحی عزیز و ارجمند. سلام علیکم. - طاعات و عباداتتان قبول درگاه حضرت حق. - از حضر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عزیز بزرگوار جناب رضاپور گرامی! تعریف جدیدی از ترنج صورت نپذیرفته است. این که بگوئیم ترنج قالبی است    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



پلاکِ ۲/۲۴

ـــــــــــــ

در من هرشب، سَرِشب
آدمی به‌نامِ تو
با اقامه‌ٔ تب
نه به‌ترتیبِ قدِّ دست وپا
تاتی تاتی، با سایه‌‌اش
از جنگِ جهانیِِ مجادله‌ٔ عقربه‌ها
با معاملهٔ صدمجهولیِ مبادله با میزِکار
مرخص
از هاشورِ پله‌ها بدونِ تردید
پائین
و در خلسه،خسته
برمی‌گردد به سمتِ مدفنِ لانه‌ٔ بی کاشانه!
 
در ایستگاه
آبستنِ خاطرات
با تریتِ بلیط در کاسه‌ٔ چشم
سوارِ اتوبوس
وَ هم‌پایِ چهار وچندی،چرخ‌
بی کیِ تبسّم بر
شک و یقینِ بیداریِ کاج‌
یا جیک‌جیکِ مستانه‌ٔ گنجشگکان
یا خبرداغِ کلاغانِ آدم دیدهٔ ورپریده‌
با سرگیجه‌ای دوار، بر آسفالت می‌دود!
ـ آنجا که نباید از خود پیاده،
وَ از خیالاتِ خیابان می‌گذرد
به کالبدِ بی‌روحِ کوچه می‌رسد
با شانهٔ کلید
فرقِ مویِ پریشانِ قفلِ در را باز 
به ازدحامِ خانه‌ٔ خالی وارد می‌شود
لباسِ بی‌خودش را درمی‌آورد
پاهای‌اش را
بی هرگزِ نبشِ قبر
از گلویِ کفش برمی‌دارد
رختِ باخودش را می‌پوشد
بی ناخنک و سرک،
به اتاقِ بی پذیراییِّ از صبح‌ندیده
به سراغِ سروقتِ آشپزخانه می‌رود
سرخ‌مــاهیِ کوچک لب‌ها را 
در تُنگِ تَنگِ لیوان می‌‌اندازد
جرعه‌جرعه آب می‌‌نوشد
به استقبالِ قوتِ لایموتِ غذا می‌رود
با کَـلَـک به‌خود
از سفره‌ٔ خالیِ پُراز آه 
به‌‌جایِ نان ونمک و شعر و شب و ماه
تکرارِ بی دل‌بخواه می‌خورد
چایِ سرد می‌ریزد
رادیو را روشن 
بر رویِ موجِ سفسطه و مغلطه می‌گذارد 
لمیده و لهیده بر زانویِ مبل
با انگشت بی انگشتر،بی حوصله
چالهٔ برمودایِ چُرت می‌‌کِشد
ـ دهان‌دره را می‌کُشد!
به اتاق‌عملِ خواب می‌رود
دل‌‌اش را برایِ جایِ گرم ونرم صابون می‌زند
وَ ناگهان...
وَ ناگهان...
وَ ناگهان...
تا چشمان‌اش می‌افتد
به عکــسِ برعکسِ من
به روبانِ سیــــاهِ قاب 
به شمـــع‌هایِ شلخته‌ٔ لُختِ تن‌پُخته
یادش می‌آید
درست یا نادرست ۱۰۰۸۰ دقیقه پیش
در گرگ ومیشِ مردمان‌اش
اندازه‌ٔ یک‌عمر بی منّت و زحمت
با لکنت مُرده‌ام
وَ از زیرِ سقفِ مَسکنِ مُسکنِ زندگی
پلاکِ ۲/۲۴ 
تنها، فقط وفقط خودم را
خودِ خودِ خودِ خودم را
بدونِ هیچ‌ پیش و پس و کس
در چمدانِ تابوت گذاشته،بُرده‌ام!
 

پ ن :

بودی و بودم،نبودی صـرفِ نابودی شدم
فعلِ بودن بعدِ تو این‌گونه مصرف می‌شود

 
سیدمحمدرضالاهیجی
 
کلمات کلیدی این مطلب :  پلاکِ ۲/۲۴ ، سیدمحمدرضالاهیجی ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ، سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1398/7/17 در ساعت : 18:16:49   |  تعداد مشاهده این شعر :  296


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 13,338 | بازدید دیروز : 31,451 | بازدید کل : 130,922,990
logo-samandehi