ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



مستانه
مـسـتـانـه بذار قدِ تنم اين پاييز و بغل بگيرم بذار تو آغوشِ نم دارِ اين بارون بميرم بذار تو قطره قطره هايِ بارون با تو حل شم تو ديوونگي كردن با تو شهره ي محل شم بذار دست تو دستايِ تو يادم بره شهر و بهم بريزه هر نگاهِ ما باورِ شهر و بذار هر چي كه مي خوام و به دلخواه بپرسم بذارم سر رويِ شونه ي شب از ماه بپرسم بذار غرق شم اونقدر كه اقيانوس تو باشي عاشقِ شب شدم از وقتي كه فانوس تو باشي ببر من رو از اينجا بي خبر مستانه تر كن به آغوشت منو هر لحظه محرمانه تر كن تويِ مستانه رقصيدن دوباره سرخوشم كن به جرمِ عاشقي كردن منو عاشق كُشم كن بذار سرخ شه صورتم زيرِ سيلي بارون نفس هامونو بشناسه تنِ خيسِ خيابون بذار گم كنم هر بار تويِ چشمايِ تو راهو من حاضرم با تو تكرار كنم اين اشتباهو بيا با من بذار باور كنم آينده خوبه اينكه عشق داره توو پاييز به ما مي خنده خوبه بيا هميشگي كن سهمِ من رو از جهانم به حرفام گوش كن وقتي مي فهمي نگرانم تو باور كن كه من هر يك نفس لبريزم از تو واسه حيرونيِ من تا ابد انگيزه ام از تو ببر من رو از اينجا بي خبر مستانه تر كن به آغوشت منو هر لحظه محرمانه تر كن تويِ مستانه رقصيدن دوباره سرخوشم كن به جرمِ عاشقي كردن منو عاشق كُشم كن
کلمات کلیدی این مطلب :  بارون ،

موضوعات :  ترانه ،

   تاریخ ارسال  :   1398/10/3 در ساعت : 21:36:3   |  تعداد مشاهده این شعر :  266


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 22,133 | بازدید دیروز : 34,250 | بازدید کل : 127,294,477
logo-samandehi