ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عزیز بزرگوار جناب رضاپور گرامی! تعریف جدیدی از ترنج صورت نپذیرفته است. این که بگوئیم ترنج قالبی است    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
سلام و درود بر حضرت دوست جناب رضا پور عزیز - @@@@@@@ - می دانم که تلاش دارید جناب حیدری فخر را ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : م. رضاپور
بسم الله الرحمن الرحیم - سلام و درود به همه ی عزیزان بویژه حضرت دوست، - جناب استاد حاجی محمدی ع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد عزیز - پیشنهادتون خوب بود - اینطور اصلاح میکنم - جز این همه کار و بار میخواهم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - در رباعی دوم - مصراع یک خودر و و یک خانه و ویلای شمال - رها شده است لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



مستانه
مـسـتـانـه بذار قدِ تنم اين پاييز و بغل بگيرم بذار تو آغوشِ نم دارِ اين بارون بميرم بذار تو قطره قطره هايِ بارون با تو حل شم تو ديوونگي كردن با تو شهره ي محل شم بذار دست تو دستايِ تو يادم بره شهر و بهم بريزه هر نگاهِ ما باورِ شهر و بذار هر چي كه مي خوام و به دلخواه بپرسم بذارم سر رويِ شونه ي شب از ماه بپرسم بذار غرق شم اونقدر كه اقيانوس تو باشي عاشقِ شب شدم از وقتي كه فانوس تو باشي ببر من رو از اينجا بي خبر مستانه تر كن به آغوشت منو هر لحظه محرمانه تر كن تويِ مستانه رقصيدن دوباره سرخوشم كن به جرمِ عاشقي كردن منو عاشق كُشم كن بذار سرخ شه صورتم زيرِ سيلي بارون نفس هامونو بشناسه تنِ خيسِ خيابون بذار گم كنم هر بار تويِ چشمايِ تو راهو من حاضرم با تو تكرار كنم اين اشتباهو بيا با من بذار باور كنم آينده خوبه اينكه عشق داره توو پاييز به ما مي خنده خوبه بيا هميشگي كن سهمِ من رو از جهانم به حرفام گوش كن وقتي مي فهمي نگرانم تو باور كن كه من هر يك نفس لبريزم از تو واسه حيرونيِ من تا ابد انگيزه ام از تو ببر من رو از اينجا بي خبر مستانه تر كن به آغوشت منو هر لحظه محرمانه تر كن تويِ مستانه رقصيدن دوباره سرخوشم كن به جرمِ عاشقي كردن منو عاشق كُشم كن
کلمات کلیدی این مطلب :  بارون ،

موضوعات :  ترانه ،

   تاریخ ارسال  :   1398/10/3 در ساعت : 21:36:3   |  تعداد مشاهده این شعر :  332


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 8,521 | بازدید دیروز : 22,849 | بازدید کل : 130,304,735
logo-samandehi