ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



دلنوشته - سلام به تو و صبح زیبای ظهورت
سلام به تو و صبح زیبای ظهورت! می‌دانم یک روز خواهی آمد و در همهٔ شعرهای شاعران نام تو جاری خواهد شد. و دل همهٔ مردم، به زلالی شبنم‌های بر گلبرگ نشسته خواهد شد. به تمام گنجشک‌های شهر سپرده ام، ساعتِ آمدنت، گُل‌های خواب‌آلود را بیدار کنند و این شهر دلتنگ را، عطر‌آگین قدم های مبارک‌ات کنند. تصمیم گرفته ام وقتی که آمدی، بر جایِ قدم‌هایت بوسه بکارم... کاش در آن هنگام فراموشم نشود. ای مشرقی ترین مردِ تاریخ! ای وارث خورشید... در مسیر آمدنت چشمهایم را گم کرده‌ام... کاش فردای طلوع‌ات زودتر برسد. تمام دیوارها را خراب کنی و پنجره‌ها را بگشایی و غروب‌های تلخ را خط بزنی. به شوق دیدارت؛ هزاران کبوتر از قلبم به سمت تو بال می‌گیرد. مگر من چه دارم جز قلبی خسته از هجران، تا مژدهٔ آمدنت دهم. باورت باشد که تنها افتخارم این است که عاشق تو هستم... و تنها دعایم: خدایا مرا عاشق بمیران! اللهم کل لولیک الفرج صاحب عصر و الزمان. سعید فلاحی (زانا کوردستانی)

موضوعات :  نثر ادبی ،

   تاریخ ارسال  :   1398/11/17 در ساعت : 18:3:56   |  تعداد مشاهده این شعر :  207


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 13,578 | بازدید دیروز : 29,630 | بازدید کل : 127,512,621
logo-samandehi