ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



نیایش


 

 خدایا می شود روزی خودم را در میانِ باغ هایِ سبزِ یک دشتِ بزرگ و پُر ز گُل پیدا کنم آنگه برایِ دیدنِ صدها پرنده موج هایِ نابِ دریایِ دلم را دست یک زورق سپارم تا ببینم گردشِ چشمانِ یک ساحل نشینِ خوشتر از خوش هایِ عالم را ؟!

 خدایا می شود دستانِ خود را در میانِ دست هایت بینم و با عشق بازی ها جهان را نو کنم با چشمِ شهلائی !

 خدایا می شود اندیشه ای با رنگ هایِ سرخ و سبز و زرد و آبی با گُلی خوشبو میانِ درّه هایِ سردِ این سامان زمین را نوردد با خودش همچون شقایق هایِ شیرازی ؟!

 خدایا می شود با چترِ گُل هایِ صنوبرها دوباره خاطرم را در نفس هایِ خودت آرام گردانی ؟!

خدایا می شود بُویِ اقاقی ها تمامِ منظرِ عُشّاق را در پیله یِ من آورد با ساز و آوازی ؟!

 که من آماده یِ پرواز بر کوهی بلندم ، چون عقابانی که آزادند و زیبایند و مهر افشان سراسر دشت ها را دوست می دارند !


 

م جعفری


موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1399/2/2 در ساعت : 2:15:21   |  تعداد مشاهده این شعر :  378


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 12,795 | بازدید دیروز : 34,250 | بازدید کل : 127,285,139
logo-samandehi