ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام و عرض ادب استاد گرامی - نظر شما هم درسته اما با سروده ی استاد صالحی فرقی نداره غزلشون خیلی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام مجدد - اگر می خواستید نحو را رعایت کرده باشید، بهتر بود می فرمودید: - و عمری صرف‌ِ‌کسبِ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



«پناه غریبان»
«پناه غریبان»
 
آمدی، تا به خراسان سرو سامان بدهی
سرو سامان به خراسان پریشان بدهی
 
به نشابور پر از شور، قدم بگذاری
هدیه ای در خور این شهر، به ایشان بدهی
 
به سرِ سنگ، مگر دست نوازش بکشی
با نگاهی به تنِ سوخته اش جان بدهی
 
تا قدمگاه تو، حاجت گهِ مردم باشد
تا در این گوشه، پناهی به غریبان بدهی
 
دست و پای غزلم یخ زده بود آن ایام
آمدی، پاسخ تندی به زمستان بدهی!
 
مانع از یورش هر سال ملخ ها بشوی
تا به این مزرعِ آفت زده سامان بدهی
 
آمدی، مأمن دل های پریشان باشی
به شب دلهره ها، یکسره، پایان بدهی
 
و به صیاد، بگویی تله را بردارد
خبری خوب، به آهوی هراسان بدهی
 
قحطی عاطفه را با نفسی چاره کنی
به مسلمانی این طایفه، ایمان بدهی
 
«مرو» دلتنگ تر از پیش بغل بگشاید
تا به این خاک جگرسوخته باران بدهی
 
همه آماده، مگر باتو بخوانند نماز
افتخاری هم از این دست به ایران بدهی
 
به سر سفره ی این قوم مگر بنشینی
و به دستانِ پُر از خالیِ شان، نان بدهی
 
تو و سلطانی این خطه مبارک باشد !
آمدی، تا سروسامان به خراسان بدهی!
کلمات کلیدی این مطلب :  غریبان ، نشابور ، قدمگاه ، سنگ ، خراسان ، سامان ، مرو ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1399/4/11 در ساعت : 6:11:19   |  تعداد مشاهده این شعر :  135


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 28,536 | بازدید دیروز : 41,189 | بازدید کل : 124,326,823
logo-samandehi