ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
سلام و درود بر حضرت دوست جناب رضا پور عزیز - @@@@@@@ - می دانم که تلاش دارید جناب حیدری فخر را ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : م. رضاپور
بسم الله الرحمن الرحیم - سلام و درود به همه ی عزیزان بویژه حضرت دوست، - جناب استاد حاجی محمدی ع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد عزیز - پیشنهادتون خوب بود - اینطور اصلاح میکنم - جز این همه کار و بار میخواهم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - در رباعی دوم - مصراع یک خودر و و یک خانه و ویلای شمال - رها شده است لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



همین
هر بامداد با تو آغاز می‌شوم و در نفس‌های پر‌تپش خیابان‌ها به راه می‌افتم.
برای کاج‌ها و کلاغ‌ها لبخند می فرستم و برای غریبه‌ها و راه‌گم‌کرده‌ها نشانی تو را شرح می‌دهم.
می دانم هنوز هم کودکان بازیگوش؛ پرنده‌های حوصله را می‌آزارند و به شیشه‌های دل‌شکسته سنگ می‌زنند، امّا هنوز از پشت پنجره‌های همسایه آواز دسته‌جمعی اطلسی‌ها بلند است.
می‌دانم این واژه‌های زبان‌بسته هر روز آن‌قدر باید از نردبان خیال بالا بروند تا به آرامش چشمان بهاری تو برسند.
حالا لازم نیست خودت را به آن راه بزنی، از درنگ لحظه‌ها هم می‌توان مفهوم سکوت تبسّم‌های تو را حدس زد.
اعتراف می‌کنم هنوز هم کندو کندو طعم خاطراتت در رگ خواب‌هایم جریان دارد. همین. 
(سعیدی راد)
کلمات کلیدی این مطلب :  نامه ، نثر ادبی ، همین ،

موضوعات :  نثر ادبی ،

   تاریخ ارسال  :   1399/4/25 در ساعت : 16:4:28   |  تعداد مشاهده این شعر :  252


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 32,458 | بازدید دیروز : 26,521 | بازدید کل : 130,119,888
logo-samandehi