ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - وزن این مصرع ایراد دارد - تبريك گفت به خويش و سپس سريع - شاید به این شکل بوده - تبری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - وزن بسیار سختی را انتخاب نموده اید و البته به خوبی هم از پس آن برآمده اید - - اما سرود   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام شاعر - سعی کنید از زمین کنده شوید و بیستر از عشق های آسمانی بنویسید تا اشعارتان عمیق تر و مان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - غزل زیبایی است - اگر دو بیت آخر را از عشق های زمینی پاک می کردید بهتر بود - برقرار باشی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام بر شما شاعر توانمند - غزل های بسیار خوبی دارید احسنت! - اما در این غزل ، - وزن مصرع اول ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام بر شما - در مصرع دوم بیت اول بعد از "هست" یک هجای کوتاه کم است می توانید به این شکل مشکل را ح   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - با عنایت به بیت مطلع که برایش گل فرستاده اید! پیشنهاد می کنم مصرع اول ببت دوم را به شکل زی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : غزل باران
برادر جان باصره به تنهایی یک واژه است به فرهنگ لغت مراجعه بفرمایید - و در ثانی حروف الحاقی هم وقت   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



همین
هر بامداد با تو آغاز می‌شوم و در نفس‌های پر‌تپش خیابان‌ها به راه می‌افتم.
برای کاج‌ها و کلاغ‌ها لبخند می فرستم و برای غریبه‌ها و راه‌گم‌کرده‌ها نشانی تو را شرح می‌دهم.
می دانم هنوز هم کودکان بازیگوش؛ پرنده‌های حوصله را می‌آزارند و به شیشه‌های دل‌شکسته سنگ می‌زنند، امّا هنوز از پشت پنجره‌های همسایه آواز دسته‌جمعی اطلسی‌ها بلند است.
می‌دانم این واژه‌های زبان‌بسته هر روز آن‌قدر باید از نردبان خیال بالا بروند تا به آرامش چشمان بهاری تو برسند.
حالا لازم نیست خودت را به آن راه بزنی، از درنگ لحظه‌ها هم می‌توان مفهوم سکوت تبسّم‌های تو را حدس زد.
اعتراف می‌کنم هنوز هم کندو کندو طعم خاطراتت در رگ خواب‌هایم جریان دارد. همین. 
(سعیدی راد)
کلمات کلیدی این مطلب :  نامه ، نثر ادبی ، همین ،

موضوعات :  نثر ادبی ،

   تاریخ ارسال  :   1399/4/25 در ساعت : 4:34:28   |  تعداد مشاهده این شعر :  392


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 11,849 | بازدید دیروز : 21,099 | بازدید کل : 138,300,566