ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابوالحسن درویشی مزنگی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - با آوردن توضیح زیر شعر موافق نیستم - به مخاطب احترام بگذارید تا خودش محل منازعه و چالش    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - اینکه فقط شاعر یک بیت شعر تولید کند در حقیقت مرتکب تک بیت گویی نشده است -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر ارجمند جناب سلیمانپور - ای کاش می شد - در بیت ششم - ای دل - حذف و بجای ان عب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
پیــــر ما فـــرمــود در بین غــــذاهـای لذیذ - قرمه سیزی گرچه محبوب است دیزی بهتر است ... - با    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سعید سلیمانپور ارومی
درود - وزن مصرع خانم فرمانی درست است و اشکالی ندارد. مصرع را احتمالا به این شکل خوانده اید: -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سعید سلیمانپور ارومی
درودها بر جناب خادمیان عزیز - ممنون از اینکه خواندید و نظر دادید. - خیلی متوجه انتقادتان نشدم.   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما جناب ارومی عزیز و بزرگوار - - فر موده اید - بیا ببین که از این    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما بسیار روان است - اما در بیت پنجم مصرع اول - نشان از درد سینه سرخی آواره    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
با سلام عرض ادب - یک بیت مانده به پایان در مصرع اول - وزن کم دارد اصلاح فر مایید شاید    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



غزلی از مجموعه به فرمان عشق

دو کاسه خون، که شب تا صبح با یاد تو تر مانده
چقدر از شب گذشته؟ چند ساعت تا سحر مانده؟
 
کسی از حال و روز عاشقان چیزی نمی‌فهمد
به جز آن که شبیه من از این غم با خبر مانده
 
کسی که خانه‌اش ویران شده از انتظاری تلخ
کسی که مثل من یک عمر چشمانش به در مانده
 
اگر که در حصار لشکر عقل است این عاشق
چه فرمان می‌دهی ای دل! صلاحم چیست فرمانده؟
 
نشان از درد سینه سرخی آواره چه می‌جویی؟
گواه او همین داغی که از تو بر جگر مانده
 
کشیدم باری از اندوه را برشانه‌های خود
ولی افسوس رنج بی‌شمارم بی‌ثمر مانده
 
من این‌سو با دلی عاشق که لبریز است از حسرت
کسی آن‌سو که علقش در پی اما...، اگر... مانده
 
چگونه می‌توان امیدواری داد قلبی را
که در تسکین درد خویش یک عمرست درمانده
مرضیه فرمانی
 

کلمات کلیدی این مطلب :  مرضیه فرمانی ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1399/6/3 در ساعت : 12:32:11   |  تعداد مشاهده این شعر :  108


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

اله یار خادمیان
1399/6/4 در ساعت : 6:40:24
سلام و درود بر شما بسیار روان است
اما در بیت پنجم مصرع اول
نشان از درد سینه سرخی آواره (چه)می‌جویی؟
(چه) اضافی است اصلاح فر مایید
سعید سلیمانپور ارومی
1399/6/14 در ساعت : 0:20:5
درود
وزن مصرع خانم فرمانی درست است و اشکالی ندارد. مصرع را احتمالا به این شکل خوانده اید:
نشان از درد سینه سرخیِ آواره چه می جویی؟

سینه سرخ، پرنده است و آواره صفت سینه سرخ...سینه سرخی آواره

بازدید امروز : 1,778 | بازدید دیروز : 36,576 | بازدید کل : 122,948,462
logo-samandehi