ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر حضرت استاد - غزل شورانگیز متفاونی است از شما با درونمایه ای از سبک هندی....دستمریزاد. -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
پس آن شاعری که آنچه دیگران نمی بینند می بیند کجاست پس رسالت شاعر را کدام پیامبر و در کدام پیامرسان ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابوالحسن درویشی مزنگی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - با آوردن توضیح زیر شعر موافق نیستم - به مخاطب احترام بگذارید تا خودش محل منازعه و چالش    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - اینکه فقط شاعر یک بیت شعر تولید کند در حقیقت مرتکب تک بیت گویی نشده است -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر ارجمند جناب سلیمانپور - ای کاش می شد - در بیت ششم - ای دل - حذف و بجای ان عب   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



اشکی از ان چشمان درخون خفته جوشید
 
 ازکوچه ها باترس وباوحشت  گذر کرد
یاد  ازعلی و کوفه و ذهر و پسرکرد
خورشید را درکیسه اش میبرد با خود
باور نمی کرد -ایستاد و یک نظر کرد
خونین ومالین عطریاس وصوت یاسین-
درکیسه می پیچید  واو یاد از قمرکرد
اشکی ازان چشمان درخون خفته جوشید
وقتی که یاد ازضربت و زخم پدرکرد
ناگاه یاد  دود پشت در که  افتاد
اشک رها در کیسه پشت کینه  ترکرد
ازپیچ اخر هم گذشت و دست لرزان
اخر کلیدش  را میان  قفل  در کرد
درظلمت کاشانه اش  پیچید عطری-
که اهل بیت خفته اش راهم خبرکرد
اوکیسه را میبرد سوی مطبخ وخاک
خود را به خون گرم اقا مفتخرکرد
جوشید خون درخاک ان ویرانه وزن
باهرچه خون راشست خون ازنوثمرکرد
توی تنورخانه ی خولی دوتا دست
خودرامیان خارو خاکسترسپرکرد
اغوش بی بی پرشد ازلبخند ان سر
هفت اسمان را زجه ی مادر خبرکرد
با خون وخاکستر قیامش منتشرشد
تا نقشه های کفروکین را بی اثرکرد
درکربلا با ابرهه جنگید و دیدند
باغ گل مولا چه با تیر و تبرکرد.
کلمات کلیدی این مطلب :  ،


   تاریخ ارسال  :   1399/6/10 در ساعت : 0:39:22   |  تعداد مشاهده این شعر :  56


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 22,572 | بازدید دیروز : 31,298 | بازدید کل : 123,305,546
logo-samandehi