ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر حضرت استاد - غزل شورانگیز متفاونی است از شما با درونمایه ای از سبک هندی....دستمریزاد. -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
پس آن شاعری که آنچه دیگران نمی بینند می بیند کجاست پس رسالت شاعر را کدام پیامبر و در کدام پیامرسان ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابوالحسن درویشی مزنگی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - با آوردن توضیح زیر شعر موافق نیستم - به مخاطب احترام بگذارید تا خودش محل منازعه و چالش    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - اینکه فقط شاعر یک بیت شعر تولید کند در حقیقت مرتکب تک بیت گویی نشده است -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر ارجمند جناب سلیمانپور - ای کاش می شد - در بیت ششم - ای دل - حذف و بجای ان عب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
پیــــر ما فـــرمــود در بین غــــذاهـای لذیذ - قرمه سیزی گرچه محبوب است دیزی بهتر است ... - با    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



زندان خود ساخته
هر بار اگرچه جَستیم ما از مصاف تازه
اما دوباره گیریم در یک کلاف تازه

جایی که کُرسی ماست بی آتش از محبّت
گرما ندارد انگار ، خواهد لحاف تازه

مِهر و صفا اگر بود دیگر جَدل نمی شد
ما بین ما عمیق است اینک شکاف تازه

وقتی که ارتباطات اغلب شده مجازی
از اصل خود به دوریم، با این زحاف تازه

در عصر علم و دانش دیگر تعهدی نیست
تنها تمایل ماست گویا خلاف تازه

از ارزش محبت چیزی نمانده دیگر
شاید حراج کردند ، یا خورده آف تازه

پشت نقاب نیرنگ،انصاف،گم شد اکنون
پنهان شده حقیقت در یک غلاف تازه

در این زمان که لیلی مِهرش شده به سکّه
پیدا نمی شود عشق،حتی به قاف تازه

تنها رسوم نیکو،در یاد و خاطرات است
دلها جُداست لیکن در هر زفاف تازه

رندان خطاب دادند سامان بگیرد اوضاع
هر روزه گوشمان شد ، پُر از گزاف تازه

چندیست حنظل کبر بر ما اثر نموده
آیا بُوَد رهایی  از این زعاف تازه ؟

عمری اگرچه رفتیم در سمت و سوی باطل
ای کاش ما بیابیم، یک راه صافِ تازه

کی می شود که ایمان در ما حلول یابد
تا سوی ایزد آییم بهر طواف تازه

از چیست درد و اندوه پایان نمی پذیرد
باید روانه گردیم در اکتشاف تازه

/////////////////////////////////////
ذو وزنین ( دوری) : مفعولُ فاعلاتون/ مفعولُ فاعلاتون
یا : مستفعلن فعولن/ مستفعلن فعولن
/////////////////////////////////////
زحاف : تغییری که به اجزای سالم اصلی داده باشند تا اجزای فرعی سالم از آن منشعب شود
حنظل : زهر گیاه ( هندوانه ی ابوجهل )
زعاف : سم مُهلک و کُشنده
کلمات کلیدی این مطلب :  مصاف تازه-کلاف زحاف ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1399/6/11 در ساعت : 17:20:7   |  تعداد مشاهده این شعر :  93


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 9,595 | بازدید دیروز : 27,568 | بازدید کل : 123,170,294
logo-samandehi