ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر حضرت استاد - غزل شورانگیز متفاونی است از شما با درونمایه ای از سبک هندی....دستمریزاد. -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
پس آن شاعری که آنچه دیگران نمی بینند می بیند کجاست پس رسالت شاعر را کدام پیامبر و در کدام پیامرسان ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابوالحسن درویشی مزنگی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - با آوردن توضیح زیر شعر موافق نیستم - به مخاطب احترام بگذارید تا خودش محل منازعه و چالش    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - اینکه فقط شاعر یک بیت شعر تولید کند در حقیقت مرتکب تک بیت گویی نشده است -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر ارجمند جناب سلیمانپور - ای کاش می شد - در بیت ششم - ای دل - حذف و بجای ان عب   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ویروس غفلت
کنون سرما گذشت از ما چرا گرما نمی بینیم
صفایِ صبح  نوروزی  دلی شیدا نمی بینیم

به هم پیچیده از غمها کلافی تنگ انسان را
چه شد ما را که رویی خوش به هر سیما نمی بینیم

میان جمع یا تنها ، پُر از تردید و تشویشیم
تفاوت را نه درجمع  و نه در منها نمی بینیم

چه آفت زد گلستان را که نوروزی خزان گردید
چرا دیگر طراوت را  در این خضرا نمی بینیم

به یک تقصیر خود کرده بهار از ما گریزان شد
چه دلگیر است تالابی در آن دُرنا نمی بینیم

ملال آور شود هر شب زمانی سفره ها خالیست
و  هر شب را  به جز تکرارِ در یلدا  نمی بینیم

چرا کِز کرده معشوقی کنون در بغض و تنهایی
چرا افسانه شد وامق  دگر عذرا  نمی بینیم

زمانی غرقِ خوشبختی و اکنون حسرت از دیروز
بلا را حکمتی باشد که  ما   معنا  نمی بینیم

اگر انسانیت گم شد دلیلی نیست جز غفلت
فراگیر است ویروسی  که ما آن را نمی بینیم
کلمات کلیدی این مطلب :  سرما-کلافی تنگ-جمع-طراوت- ویروس ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1399/6/13 در ساعت : 10:1:32   |  تعداد مشاهده این شعر :  34


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 16,338 | بازدید دیروز : 28,229 | بازدید کل : 123,235,514
logo-samandehi