ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر جناب حاج محمدی - بله حقیر بعد از ویرایش شعر مطلب را نوشتم که نمی باید می نوشتم - الب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست جناب نژاد هاشمی عزیز و ارجمند - در این مصرع:[[گُل ِ زیبای بادام های کوهی داشت چشمان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عمو صادق عزیز و ارجمند سلام - همانگونه که ملاحظه می فرمائید شاعر محترم جناب صالحی عزیز وجود اشکال    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر استاد حاج محمدی - مواردی که فرمودید حقیر اشکال وزنی نمی بینم - وزن شعر هست - مفع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام حضرت دوست - بله حق با جنابعالی است و همانطور که عرض کردم این غزل شتابزده به اشتراک گذاشته ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
حضرت دوست جناب صالحی عزیز و ارجمند. سلام علیکم. - طاعات و عباداتتان قبول درگاه حضرت حق. - از حضر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عزیز بزرگوار جناب رضاپور گرامی! تعریف جدیدی از ترنج صورت نپذیرفته است. این که بگوئیم ترنج قالبی است    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



«کاروان حله»
برای شاعران و هنرمندان سرزمینم ایران بزرگ:


«کاروان حله»
 
مگر بهار از این کوچه ها گذر دارد !؟
 که صبح، این همه احساس بارور دارد
 
شگفت مانده ام از این درخت، در این باغ
که شاخه های چنین گَشن و پرثمر دارد !!
 
خوشا به حال تو ای آسمان، که عشق امروز
عقاب وار، در این خِطّه بال و پر دارد!
 
شگفت نیست اگر همتی همیشه بلند
درآفرینشِ یک حس ناب، اثر دارد !
 
امید، در دل این شهر، اوج می گیرد
که صبح روشنی از مهر، زیرِ سَر دارد
 
نسیم، این نفسِ صبحگاه، انگاری
 در این فصول نگاهی قشنگ تر دارد !
 
به تاروپود پَرَندی که زیر دست شماست
خدا، از آن طرفِ آسمان نظر دارد !
 
به کاروانِ پُر از حُلّه تان که می نگرم 
در این مسیر، هم از شوق، همسفر دارد
 
بلند نامیِ تان در سخن  نمی گنجد
تمام شهر، از این داستان خبر دارد !
 
شگفت نیست اگر پشت مان چنین گرم است
که پنجه های تو، ای عشق، صد هنر دارد!
 
دلِ من است که با اشتیاق،  این شب ها  
امیدِ روشنی از چشمه ی سحر، دارد !!
کلمات کلیدی این مطلب :  چشمه ، حلّه ، صبحگاه ، باغ ، درخت ، عقاب ، کاروان ،


   تاریخ ارسال  :   1399/6/17 در ساعت : 16:53:26   |  تعداد مشاهده این شعر :  183


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

خلیل ذکاوت
1399/6/18 در ساعت : 14:11:2
سلام استاد
مثل همیشه؛ مؤثر و مفید و دلنشین و درخشان
توفیقاتتان افزون باد.
بازدید امروز : 255 | بازدید دیروز : 24,182 | بازدید کل : 130,934,089
logo-samandehi