ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام بر دوستان - تقطیع، همان تلفظی است که در هنگام خواندن شعر اتفاق می افتد : - حس/ سس/ سِ / تی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر جناب حاج محمدی - بله حقیر بعد از ویرایش شعر مطلب را نوشتم که نمی باید می نوشتم - الب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست جناب نژاد هاشمی عزیز و ارجمند - در این مصرع:[[گُل ِ زیبای بادام های کوهی داشت چشمان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عمو صادق عزیز و ارجمند سلام - همانگونه که ملاحظه می فرمائید شاعر محترم جناب صالحی عزیز وجود اشکال    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر استاد حاج محمدی - مواردی که فرمودید حقیر اشکال وزنی نمی بینم - وزن شعر هست - مفع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام حضرت دوست - بله حق با جنابعالی است و همانطور که عرض کردم این غزل شتابزده به اشتراک گذاشته ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
حضرت دوست جناب صالحی عزیز و ارجمند. سلام علیکم. - طاعات و عباداتتان قبول درگاه حضرت حق. - از حضر   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ضریح نیزه (دیر راهب نصرانی)

در دِیْرِ سینه ام، شد دلم دخیلِ.
رگهایِ حنجرت، بر ضریحِ نیزه.

 

دینم عوض شده، تا که دل سپردم.
بر آیه آیه ات، ای مسیحِ نیزه.

 

مهمانِ سر زده، راه گُم نمودی.
بر نیزه ای شدی، پاگشایِ دِیْرَم.

 

خورشیدِ معرفت، کرده ای به نورت.
با یک نگاهِ خود، عاقبت به خیرم.

 

گویا بَرآمدی، از تنورِ خولی.
خورشیدِ عرشیِ، رویِ دامنِ من.

 

شد شالِ مشکیِ، مجلسِ عزایت.
زُنّارِ بسته بر، دورِ گردنِ من.

 

ای چشمت آینه، از رویِ خداوند.
تَثْلیثِ من شده، با تو عینِ توحید.

 

در حوضِ کوثرِ، اشکِ پایِ روضه.
عشقت به پیری ام،‌ داده غُسلِ تَعْمید.

 

عیسی مسیح من، غربتت گواه است.
یحیی ترین سَری، بر صلیبِ نیزه.

 

خون گریه می کند، در مصیبتِ تو.
حتی دو دیده یِ، بی شکیبِ نیزه.

 

خاکستر از سَر و، از رُخَت بشویم.
با مُشْکُ و عنبر و، با گلابِ اشکم.

 

باشد فقط همین، خواهشم بخوانی.
قرآن برای من، در جوابِ اشکم.

 

در ازدحامی از، حوری و فرشته.
از عرشِ کبریا، هودَجی رسیده.

 

گشته حسینیه، گوشه ی کلیسا.
از بی قراریِ، مادری خمیده.

 

تصنیفِ نوحه ات، بر لبانِ داوود.
بر سینه می زند، از غمت مسیحا.

 

همراهِ مریم و، هاجر و خدیجه.
آسیه می دهد، تعزیت به زهرا.

 

هر آهی از دلِ، مادرت بخیزد.
آرامش از شبِ، ماه می رباید.

 

با ذکرِ یا حسین، آهِ بر لبش از.
چشمِ ملائکه، گریه می سراید.

 

بر زخم های تو، فاطمه به اشکش.
زد بوسه یک به یک، در میانِ آغوش.

 

تا خون چکید، از حنجرِ بریده .
زد ناله فاطمه، رفته ام من از هوش.

 

السلام علیک یا اباعبدا…

رسول رشیدی راد(مجتبی)

 

زُنّار :۱- رشته ای ضخیم که مسیحیان با آن صلیب را به گردن می اندازند ۲-کمربندی سیاه که در گذشته مسیحیان به کمر می بستند که از مسلمانان باز شناخته شوند

غسل تعمید: غسلی در آیین مسیحیت که پیروان مذهب خود را در نوزادی به نیت توبه و پاکی از آلودگی ها شستشو میدهند (در بعضی فرقه ها در سن تمیز)

تَثْلیث: اعتقاد به خدا، پدر و پسر در آیین مسیحیت


 


موضوعات :  عاشورایی ،

   تاریخ ارسال  :   1399/6/20 در ساعت : 8:6:39   |  تعداد مشاهده این شعر :  192


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 9,804 | بازدید دیروز : 33,024 | بازدید کل : 131,144,959
logo-samandehi