ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - ویراستاری می گفت به سه چیز علاقهٔ بیشتری دارد,اول خوردن, دوم خانواده و سوم وی   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



عرصه ی داد وطن تنگ است
عرصه ی داد وطن،تنگ است عرصه فریاد بیداد وطن تنگ است روز در حال فراموشیست روشنی،تبدار خشم تازیان جور خاموشیست شب،اسیر تب تب،اسیر شب روز،تبدار سیاهیهای خصم آلود مرغ شبگیر وطن،گریان در غبار ناله های هق هق و چشمان اشک آلوده ی حق،محو و سرگردان نعش رستم در گذرگاه شرور ناجوانمردانه کین برادر،سرد و خون آلود سوگها سرزنده از پیمانه های شربت خون سیاوشها گلشن آزادی و شادی،اسیر شعله های جور آتشها وسعت خاک وطن صد پاره از بیداد تیغ مرگ آرشها عرصه داد وطن،بیمار قصه این خاک قصه ی تشویش جنگل زار شیر،خاموش است و روباهان همه غران گرگها دران موشها بر گرد خوان روضه خوان جغد در حال رجزخوانی ببرها در بند و زندانی یوزها در حال جان دادن آهوان در چنگ کفتاران خسته و نالان و قربانی بلبلان لب بسته و خاموش زاغ و بوف کور از منار روضه خوان ساز ناکوکی این جنگل هر دو دوشادوش مژده بخش جنت فردا در میان دوزخ غم نامه خوان جنگلی، گریان و نالانند در میان گریه ی روباه در بهشت خویش از شور بهشت خلق میخوانند عرصه داد وطن تنگ است عرصه ی گویای بیداد وطن تنگ است لاله ها گریان و خونین دل پرپر از بدعهدی طوفان شیخ آلوده ی سلطان پرپر از طوفان شیخ آلوده ی صد داغ پیشانی ژاله ها بر گونه ی سرخ شقایق، زار و سرگردان عرصه داد وطن،تنگ است عرصه این داد خاموشی عرصه بیداد سنگ و ناله ی بشکستن شیشه... در دیار ناله زار شیشه و بیدادزار سنگ دلسنگ است آری آری در دیار داد فقه آلوده ی ما عرصه داد وطن تنگ است و بی رنگ است عرصه داد وطن تنگ است عرصه داد وطن تنگ است
کلمات کلیدی این مطلب :  عرصه ، داد ، وطن ، تنگ ، فریاد ، تب ، اسیر ، شب ، خاموش ، شیشه ،

موضوعات :  سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1399/6/28 در ساعت : 13:9:17   |  تعداد مشاهده این شعر :  122


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 11,402 | بازدید دیروز : 30,393 | بازدید کل : 128,598,422
logo-samandehi