ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام و عرض ادب استاد گرامی - نظر شما هم درسته اما با سروده ی استاد صالحی فرقی نداره غزلشون خیلی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام مجدد - اگر می خواستید نحو را رعایت کرده باشید، بهتر بود می فرمودید: - و عمری صرف‌ِ‌کسبِ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



آلزایمر
آلزایمرم که بیدار می‌شود نمی‌دانم امروز، دیروز است! یا که دیروز، فردا!!! به گمانم قرن‌هاست که ماه های سال را --خورشید می‌دانم! قرص هایم، لب طاقچه‌ست؛ می‌خورم وُ --شاید می‌خورانندم! تا به خودم بیایم، اما!!! من کی‌ام؟! چه توفیر دارد!؟ کولبری باشم در کوردستان، یا زباله‌گردی --آویزان سطل‌های خیابان، امنیه‌ای در مرز، یا رفتگری در شهر... ایمان دارم کسی هستم، مانند همه‌ی انسان‌ها وُ کم کم خودم را می‌یابم... من کی‌ام؟! مردی در بروجرد، --آواره از شهر و دیار! یا کرگدنی در آفریقا --در خطر انقراض! شاید کتابی‌ام! زیر تیغِ سانسور! یا که تنبوری، له شده،،، از چکمه های جهل!!! من کی‌ام!؟ مادری در آغوش فحشا، بابت سیری چند کودک! یا پدری پیر و خسته، به کنجِ کارگاهِ بدبختی! من چه سرگردان، به دنبال خویش می‌گردم خداوندا!!! آی‌ی‌ی‌ی،،، گمانم ناوی‌ام، سوخته میان پاره‌آهن‌های سانچی! یا که آن دخترِ نو بالغ --بخت برگشته،،، برای جوریِ اندک جهازش می‌کرد در پلاسکو، --خیاطی! شایدم، یکی از صد و چند تن --مسافرانِ اوکراین! افتاده به پای مرگ از تیر تک‌تیراندازهای داعش در اِدلب! من کی‌ام؟! آزاد؟ یا که بسته بالی --یک پرنده! میان میله‌های سرد آهن... شایدم سنگ‌ام، درختم،، رودم،،، آفتابم یا که باران! چهره‌ام زردوُ چروکسته‌ست، چنانِ برگ‌های فرو افتاده‌ در پاییز، و جاری است جویباری از چشم‌هایم،، پا به پایِ صد کبوتر --بغض کرده! اسیرِ محبوس‌گاهِ گلویم! دلم حمام فین‌ست، --پُر خون،،، و آشفته‌ست افکارم، چنان عصرهای پاییزوُ تن‌ام، جنگل‌های مخمل(۱) سوخته، خاکستر! من کی‌ام؟! گبرم؟ مجوسم؟! آتش پرستم؟! گر مسلمانم، چرا دنبال کتاب عهد عتیق‌ام! و گردن آویزم صلیبِ عیسایِ مصلوب است؟! شایدم، روهینگاهی‌های شرقِ چینم، خوابیده در گورهای امیرآباد! یا که کودک‌های سربازِ سومالی، --میانِ کوره‌پزهای آجرِ شمس‌آباد یا که یک روسپیِ تایلندی که می‌فروشم گل سرِ چهارراهِ نظام‌آباد! کی‌ام من؟! هوادارِ حزبِ بادم ولی پای صندوق به لیبرال‌ها رای دادم! دموکراتم؟! سوسیالیست؟! پیرو گفتارهای نلسون؟! تروریستم؟! اسیر عرفان‌های شرق یا غربم! کمونیستم؟! --چنان فیدل،،، و خوشحالم که سیگاری لبِ لب‌های مسلولم، همچو چه(۲)، من نیز دارم! و از صلح دم می‌زنم، --چون گاندی... کی‌ام من؟! من دختری یتیم و وامانده میان آوارهای فولادی(۳) مادری درمانده می‌کشم انتظارش را، سی‌ی‌ی‌ی سال! که برگردد پسر، --از جبهه‌های غرب! ولی افسوس، آی‌ی‌ی‌ی... دست و پا بسته‌ زیر خروارها خاک مدفونم، به همراه غواصان همرزم‌ام... من کی‌ام؟! نمی‌شود باور، مرا! که آن کودکِ بازیگوش وُ --خوشحال، محصلِ پانسیونی --در زوریخ،، باشم من!!! منم آن کودک گشنه‌ شکم برآمده از درد سوء‌تغذیه‌های کنیایم،،، من آن دخترکْ طفلِ کوردم به کوردستان که اجبارِ دین، می‌بُرد آلتم را!!! من کی‌ام؟! آخر چرا اینگونه سرگردانم؟! کاش می‌دانستم پاسخ سوالم را، کاش می گفتی، -می‌دادی، جوابم را... #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱- جنگل مخمل کوه خرم آباد ۲- چگوارا ۳- محله فولادی شهر سرپل ذهاب

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1399/6/30 در ساعت : 4:40:33   |  تعداد مشاهده این شعر :  83


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

کریم شاهزاده رحیمی
1399/6/30 در ساعت : 11:43:54
پس آن شاعری که آنچه دیگران نمی بینند می بیند کجاست پس رسالت شاعر را کدام پیامبر و در کدام پیامرسان به دوش بکشد ؟!
کریم شاهزاده رحیمی
1399/6/30 در ساعت : 11:45:59
ببخشید منظور فرستادن متن برای شخص آقای فلاحی بود قصد شکایت از نوشته ایشان را نداشتم
بازدید امروز : 29,970 | بازدید دیروز : 37,717 | بازدید کل : 124,466,621
logo-samandehi