ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام و عرض ادب استاد گرامی - نظر شما هم درسته اما با سروده ی استاد صالحی فرقی نداره غزلشون خیلی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام مجدد - اگر می خواستید نحو را رعایت کرده باشید، بهتر بود می فرمودید: - و عمری صرف‌ِ‌کسبِ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



...می روی...(تضمین)
می روی دستم به دامانت ولی حالا چرا/ "سنگدل حالا که من افتاده ام از پا چرا"/ ای که دمنوش دمت نو نوشداروی من است/ قبض روحم می کنی با رفتنت درجا چرا/ عشق یعنی اینکه باشم درکنار تا ابد/ درکنارم نیستی چون می روی تنها چرا/ رو به قبله در شمال شرقی تن خانه ای/ باصفا را می فروشی مفت به آنجا چرا/ شدت عشق من از عقلم تراوش می کند/ شدت عشق تو آتش می زند آن را چرا/ تا بیاسایم کنارت تا قیامت تا خدا/ آخرت را هم به پایت ریختم دنیا چرا/ بی تو هیچم بی تو پوچم بی تو تنها هیچ وپوچ/ بی توام مسکین ترین دارای بی سارا چرا/ عشق دوران جوانی سر به مهری آورد/ "عشق پیری تا بجنبد می کند رسوا چرا"/ بی تو بیدل بودنم بیهوده بی تابم نکرد/ بی تو می ریزد دلم چون ابر باران زا چرا/ "نازنینا من به ناز تو جوانی داده ام"/ پیری ام را بگذرانم بی تو با بیتا چرا/ من فقط برگشتنت را آرزومندم همین/ کاش برگردی و پایان یابد اینجا ماجرا/
کلمات کلیدی این مطلب :  می روی ، حالاچرا ، علی نظری سرمازه ،


   تاریخ ارسال  :   1399/7/19 در ساعت : 12:53:29   |  تعداد مشاهده این شعر :  67


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 30,998 | بازدید دیروز : 37,717 | بازدید کل : 124,467,649
logo-samandehi