ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام و عرض ادب استاد گرامی - نظر شما هم درسته اما با سروده ی استاد صالحی فرقی نداره غزلشون خیلی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام مجدد - اگر می خواستید نحو را رعایت کرده باشید، بهتر بود می فرمودید: - و عمری صرف‌ِ‌کسبِ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



کشور بی‌روح
کشتی نساز ای نوح، دوران موشک شد
دوران تخریب تعمیر و پلچک شد
کشتی نساز ای نوح، راکت بکار آید
اندر صف طالب، مردم هزار آید
کشتی نساز ای نوح، دستم به دامانت
بهر خدا بنگر، اولاد افغانت
اولاد افغانت، شور و نوا دارد
داغ عزیزان بی‌دست و پا دارد
کشتی نساز ای نوح، چون راکت و هاوان
بر فرق ما بارد، چون ابری در نیسان
کشتی نساز ای نوح افغان‌ستان جنگ است
این کار تو اکنون یک لکه‌ی ننگ است
ما غرق در خونیم تو کشتی می‌سازی
ما در پی صلحیم تو مشغول بازی
ابیات ناموزون، دردم عیان سازید
بر حضرت نوح‌اش، اینک بیان سازید
آن شاعر مفتون، چون گفته بود بر نوح؟
کشتی بسازد او، در کشور بی‌روح
دزدان همه ماهر، در حیله و نیرنگ
هر سرخط اخبار، حاکی ز قتل و جنگ
کشتی نساز ای نوح، قدری تامل کن
کشت وطن را پر، از سوسن و گل کن
بعد چهل سالی، دیگر توان ناید
بر مادران ما، تا صبر بنماید
هرکس درین ره صد، جور و جفا دیده
از جنگ در کشور، نوعی بلا دیده
کس خانه‌اش ویران، دیگر فراری است
چون بلبل محبوس، مشغول زاری است
از دور می‌بیند، خاک وطن در خون
چون لیلی‌ای نالان، از دوری مجنون
آغاز شعرم را، بر نوح غریدم
پوزش، کنون نوحا! زین کار شرمیدم
سوز دل «معتز»، بر او شده فایق
کشتی به جایش باد، خواهد دمی قایق
۱۳۹۹/۶/
کلمات کلیدی این مطلب :  کشتی ، نوح ، افغانستان ، جنگ ، بی‌روح ، طالب ، موشک ،

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1399/7/21 در ساعت : 14:20:49   |  تعداد مشاهده این شعر :  22


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 33,513 | بازدید دیروز : 39,774 | بازدید کل : 124,250,254
logo-samandehi