ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی ارغوان
درود بر شاعر محترم - آمیخت، از روانی مصراع( آن هم در مطلع غزل)بسیار کاسته است، در ضمن وزن این مصرا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صمد ذیفر
سلام - و عرض تسلیت به سید عزیز - عالی سرودید - روح استاد اقتداری عزیز شاد و با اولیاء الله    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و درود - - به سیاهی رفتن اصطلاحی است که در محاورات هم بکار می رود یعنی دچار ضعف شدن ( کس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود استادگرانقدر .. منظور سرگیجه ی سپیداری ست که حاصل از سیاهی رفتن چشم (تقابل سپیدی و سیاهی) اوست    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
با سلا م عرض ادب بسیار روان و زیباست بزرگوار - - اما پیام این مصرع را نگرفتم گنگ است عذر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



حال بابات چه جوره؟
واین می شود که:
اتل متل توتوله
آهی پسر کوتوله
حال بابات چه جوره؟
نه پول داره نه خونه
سربرجا می خونه
پلاس دارم یه طاقه
دیگه طاقت نداره
خورد خوراک خونه
نق نقای صاب خونه
بابام زیرش می مونه
بابام یه خواهش داره
آقام سفارش داره
گوش به کنین کی بوده
کجا بوده؟ نبوده!
آقام به جبهه رفته
نه، واسه جبٌه رفته!
رفته برای خدمت
دفاع زخاک وحرمت
رفته روایت کنه

جون به ولایت کنه
ترکش می خوره چند تا!
جون نمی ده در اونجا
می مونه تا جون بده
بر راه پیمون بده
زله شده چند ساله
دیگه حالی نداره
خرج دوا ودرمون
حال و روزی نداره
فشارشم روصده
اظطراباش بیشتر
یکی نمی دونه کیست
حالش چرا این جوریست
می گن که دیونه نیست؟
آدم که این گونه نیست
بعضی رفتن به جبهه
خونه دارند .......چندتا
شیلا وویلا دارن
حکمای بالا دارن
رویای فردا دارن
گفتای زیبادارن
خدا خودش می دونه
توی دل ومی خونه
این سخن آخره
این سخن وگوش کنین
مبادا فراموش کنین
جنگ مون شرف بود
دفاع مون هدف بود
چرا حالا خوابیدیم
نوع دفاع عوض شد
حاجی بیار کالک و
تاکتیک مون عوض شد
گوش به ولایت بدین
رمزاش و خوب بشنفید
آتش وخاموش کنین
جام فراموش کنین
کاروخدایی کنین
راه ولایی کنین
قصه رسیدبه آخر
بعضی رفتن به بالا
بعضی رفتن به یایین
بعضی هوایی شدن
عشق جدایی شدن
کمی خدایی شدن
یعنی فدایی شدن
عند خدایی شدن
آری شهدا عندربههم یرزقونند.
کلمات کلیدی این مطلب :  اتل ومتل، ولایت ،ترکش ، ،

موضوعات :  کودکانه ،

   تاریخ ارسال  :   1399/8/5 در ساعت : 21:28:19   |  تعداد مشاهده این شعر :  45


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 31,387 | بازدید دیروز : 39,918 | بازدید کل : 125,574,349
logo-samandehi