ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حاج محمدی شاعر گرامی - قافیه هایی که در غزل به زور به کار برده اید زیبا ننشسته اند: انگ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقا.... همین که متن نظرم را انعکاس دادید کافیست آنان که باید بخوانند و می خوانند و می فهمند م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - سروده با اشاره به/ این عید/ ( بدون قرینه - کدام عید؟) ضعیف شروع شده است و در مصرع بعد به ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
با عرض سلام مجدد - منظورم این دو بیت بود: - - اینجا اگر چه رو به فراوانی است شیخ - امّا چه    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



👩‍🦰 زن و شوهری! 👨‍🦰
من از روز اوّل خرت بوده ام
ولی ظاهرآ همسرت بوده ام

به میخانه ی خانه زادان لُرد
چو لِرد ته ساغرت بوده ام

به دیزی اگر گوشت نه دنبه نه
اقلّ کمش اُلورت بوده ام

به هر جا تنوری برافروختی
نه هیزم که خاکسترت بوده ام

تو راننده ی کامیون حیات
و من طایر پنچرت بوده ام

تو شمع شبستان احساس و من
چو پروانه دور سرت بوده ام

جفاکار چون گرگ و کفتار نه
وفادار چون کفترت بوده ام

گه رزم مانند سرباز صفر
گه بزم خنیاگرت بوده ام

به پشت هرآنکس که دشمن توراست
اگر تیغ نه خنجرت بوده ام

به افسونگری شهره ی خاص وعام
زمانی که جادوگرت بوده ام

به بستان اگر نخل نابارور
ولیکن گل باورت بوده ام

خداوند مکری اگر ، بنده نیز
مددکار پیغمبرت بوده ام

شب وروز از بهر تحمیق خلق
به محراب و بر منبرت بوده ام

مدیدی است در باغ وحش جهان
تو لوطی و من عنترت بوده ام

برابر به خاک رهم کرده ای
اگر روی سر افسرت بوده ام

اگر یار شاطر نبودم کجا
گرانبار بر خاطرت بوده ام؟

به اوج جنون هم اگر رفته ای
همانا که بال و پرت بوده ام

گشودم به رویش در دوستی
کجا دشمن مادرت بوده ام؟

خدا را سپاس آبرومندتر
هم از شوهر خواهرت بوده ام

همان باجناقی که فامیل نیست
و می گفت من نوکرت بوده ام

لب تشنه محروم از آبم مکن
که من مرد نان آورت بوده ام

اگر هیچ اگر پوچ اگر حذف و محو
در این سالها شوهرت بوده ام

تو گاه اینور و گاه آنور شدی
ولی صاف پشت درت بوده ام

به هرجا که فرماندهی کرده ای
مسلّم که فرمانبرت بوده ام

پس ای زن ببخشا ، طلاقم مده
خبرهای تلخ فراقم مده!
🫂                              🫂
کلمات کلیدی این مطلب :  قصیده ی مستطاب طنز آخر سال ،

موضوعات :  طنز ،

   تاریخ ارسال  :   1400/12/13 در ساعت : 13:39:19   |  تعداد مشاهده این شعر :  93


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 20,850 | بازدید دیروز : 22,291 | بازدید کل : 142,604,483
logo-samandehi