ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حاج محمدی شاعر گرامی - قافیه هایی که در غزل به زور به کار برده اید زیبا ننشسته اند: انگ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقا.... همین که متن نظرم را انعکاس دادید کافیست آنان که باید بخوانند و می خوانند و می فهمند م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - سروده با اشاره به/ این عید/ ( بدون قرینه - کدام عید؟) ضعیف شروع شده است و در مصرع بعد به ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
با عرض سلام مجدد - منظورم این دو بیت بود: - - اینجا اگر چه رو به فراوانی است شیخ - امّا چه    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



...طنز داغدار...

از دور دارد آنکه خیلی هوای ما را
با بندگان بد هم خوش می کند مدارا !

شکرش بگوبم از دل از عمق جان چرا؟چون
آزاد آفریده اکسیژن هوا را...

ور نه که مافیای نفع و نفاق و نقمت
در آوَرَد به آنی از بُن دمار ما را

تا این زیاده خواه خونخوار هار باشد
حق می دهم نفهمد بحران بینوا را

این مافیای فاسد منصف نباشد اصلاً
وقتی چلونده خواهد اسکاج ریه ها را

باز ایستاده گا‌نیم ای بی شرف حیا کن
تا بیش از این نبینیم اجحاف ناروا را

هرکس که پاچه خوار است خوار است و بی بخار است
از بس عوض نموده با ناخدا خدا را

ای حضرت ژن خوش ! بر پیروان حق کُش !
خیلی خوشی چشیدند اِعمال کن بلا را !

یارو گرین کارتش کاری تر از کرونا
ازما گرفته آسان آرامش و شفا را

هرچند پشت پا به تولید داخلی زد
اما خریده ارزان سیسمونی ی دَدا را

تا رانت و اختلاس و رنگ و ربا بکام است
سرپوش بر دلش نِه تا نگسلد ریا را

حالا که مانده از شیر این گربه ی نحیف است
باید جهان بفهمد فریاد بی صدا را

رندی بخار ره را بخشید با سه سر قند
من بخشم از نداری الباقی کجا را؟

ای که نجات بخشی بخشنده می درخشی
گاهی نجاتمان ده از چنگ قوم دارا

از چنگ آمِریکا هم چنگ او اروپا
آزاد کن خدایا حلقوم آسیا را

بگذشته رفته بر باد آینده از تب افتاد
ای قاصر مقصر دریاب حال ما را

من مانده ام چطوری یک اختلاس ساده؟!
در کمتر از سه سوتی قارون کند گدا را

حالا که از قضاوت تبعیض سهم ما شد
ای منجی عدالت تغییر ده قضا را

ای درد دست بردار از طنز داغدارم
حالا که گم نمودی سوراخی ی دعا را

خصم خدای عادل شد آنکه می پسندد
بر ملتی مسلمان تسلیم نابجا را

تا زاده های تزویر افشرده های زهرند
باید بنوشد ایمان معجون مافیا را

کلمات کلیدی این مطلب :  طنز داغدار ، مافیا ، علی نظری سرمازه ،

موضوعات :  اجتماعی ، آیینی و مذهبی ، طنز ،

   تاریخ ارسال  :   1401/2/13 در ساعت : 14:30:4   |  تعداد مشاهده این شعر :  94


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 15,298 | بازدید دیروز : 26,703 | بازدید کل : 142,625,634
logo-samandehi