ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حاج محمدی شاعر گرامی - قافیه هایی که در غزل به زور به کار برده اید زیبا ننشسته اند: انگ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقا.... همین که متن نظرم را انعکاس دادید کافیست آنان که باید بخوانند و می خوانند و می فهمند م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - سروده با اشاره به/ این عید/ ( بدون قرینه - کدام عید؟) ضعیف شروع شده است و در مصرع بعد به ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
با عرض سلام مجدد - منظورم این دو بیت بود: - - اینجا اگر چه رو به فراوانی است شیخ - امّا چه    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



حس شعر
"قلم و کاغذ و افکار
چه مشتاق سرودن هستند
شعر را با همه احساسم
مثل گل می بویم
بیت بیت شعرم
همه ذرات وجودی من است
چقدر حس عجیبی به سرودن دارم
من نگاهم به همه چیز
مثال چشمی است
که دل عاشق و معشوق به یک گل دارند
من نگاهم به سرودن همه احساس خوش است
بیت بیت شعرم
همه افکار فراریست که رامم شده اند
چقدر سخت به هم میبافم
حرف حرف کلمات
تا درآید سخنی ناب
که کام دلتان تازه شود
دفترم از غم تنهایی من لبریز است
قلمم را که گرفتم در دست
چشم را می بندم
لحظه ای می روم از کوی خوش خاطره ها
به سرآغاز شروع یک فصل
به صدای خوش آن قمری ها
که کنار لانه ،
منتظر میخوانند
تا درآید از تخم،
جوجه ای ناز و ظریف
یا درختی که به روی شاخه
برگهایش تازه
کم کم از خواب برون می آیند
یا همان نزدیکی
شاید از پای درخت
جوی آبی شده از اشک بهاران جاری
در درون آبش
ماهی عُمر تقلا دارد
سرخی شعر فراموشم شد
شاید از خیسی خاک
بوته های گل سرخ
فرجه ای یافته اند
سبز شوند
بوم نقاشی شعرم این بار
هوس پر زدن چند پرستو دارد
در همان نزدیکی
کوه ها سر به فلک می سایند
پای آن کوه بلند
چنتایی آهو
مست از این همه زیبایی روز
جست و خیزی دارند
در درون ذهنم
هرکجا می نگرم
زندگی جاری ، جاریست انگار
کاش این زیبایی
لحظه ای از نظرم
پاک نگردد هرگز
لذت زندگی ام
حس خوش شعر نو است
شعر انگار شده فرزندم
من برای همه ابیاتم
پدری خواهم کرد
کلمات کلیدی این مطلب :  سرودن ، شعرنو ، بیت ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1401/2/28 در ساعت : 16:2:38   |  تعداد مشاهده این شعر :  64


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 15,853 | بازدید دیروز : 26,703 | بازدید کل : 142,626,189
logo-samandehi