ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حاج محمدی شاعر گرامی - قافیه هایی که در غزل به زور به کار برده اید زیبا ننشسته اند: انگ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقا.... همین که متن نظرم را انعکاس دادید کافیست آنان که باید بخوانند و می خوانند و می فهمند م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - سروده با اشاره به/ این عید/ ( بدون قرینه - کدام عید؟) ضعیف شروع شده است و در مصرع بعد به ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
با عرض سلام مجدد - منظورم این دو بیت بود: - - اینجا اگر چه رو به فراوانی است شیخ - امّا چه    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



حماسه ی مادری
مادر شهید مفقودالاثر "حسین نوروزی" ، پس از ۳۴ سال چشم به راهی، با آزمایش DNA ، قبر گمنام فرزند شهیدش را در شهری ۹۰۰ کیلومتر آنسوتر در آغوش گرفت:


الا بِشکوه! پرچمدار هفده ساله ی میهن!
اَیا کم سوی چشم مادر از دیدار تو روشن

ببین اینگونه شهری سر ز تن از شوق نشناسد
حسینم! تا نشان نام سرخ آورده ای از تن

چُنان با چنگ و دندان پروراندم پهلوان خویی
که مهد سرفرازی را چه باشد جز چنین دامن؟!

خوشا پیری که از گم کرده بویی برد پیرامون [1]
غما دوری، که دیر آورده دوران بوی پیراهن

حدیث پاره ی تن را به قربانگاه بخشیدن
مخوان هاجر! که تابوت پسر هم شد دریغ از من

مباد آن نوشدارو بعد مرگم واپسین آید
مباد این "گرم دل" با خاک سرد از داغ برکندن

پس از نوروز آوردی محرم را شکوه از نو
به رستاخیز خود فوج علمداری به شهر افکن

...................

[1] ...إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْلَا أَنْ تُفَنِّدُونِ  (یوسف_۹۴)
کلمات کلیدی این مطلب :  شهید حسین نوروزی ،

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1401/3/11 در ساعت : 1:35:19   |  تعداد مشاهده این شعر :  68


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 20,923 | بازدید دیروز : 22,291 | بازدید کل : 142,604,556
logo-samandehi