ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست - مصرع هفتم {{در حیرتم که دل غرق خون ما}} لغزش وزنی دارد عزیز . - این تقطیعِ این    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهدی صدری دولق
سلام استاد گرامی.بسیار عالی شد.ممنونم از لطف شما - با اجازتون طبق ویرایش شما این شعر را منتشر کنم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بهترین خصلت انسان ادب است - هدیه از حضرت لقمان ادب است - بی ادب را به خدا کاری نیست - جز ادب    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



گریه می کرد
دیدم که طفلِ بی گناهی گریه می کرد
در مانده ی دور از پناهی گریه می کرد

جاری شده است از گونه های دختری اشک
هق هق کنان پیوسته ماهی گریه می کرد

می آمد آن شب دست خالی باز بابا
تا درب خانه در سیاهی گریه می کرد

هر دم فرو می داد مادر عقده ها را
با هضمِ درد و نوشِ آهی گریه می کرد

کارگری بر گرده اش باری، اضافی
می بُرد و در هر کوره راهی گریه می کرد

در سوز سرمای زمستان نوجوانی
در حسرت شالی، کلاهی گریه می کرد

زیر عصای پیرمردی زد خبیثی
اینک بدونِ تکیه گاهی گریه می کرد

هنگام شادی را عزا کرده است شیخی
شهری به وقتِ اِشتباهی گریه می کرد

مَحرم کجا باشد مسلمانی، در این کوی ؟
مردی چه ساکت رو به چاهی گریه می کرد

اینجا فقط از هر نگاهی غصّه می ریخت
حتی خدا هم گاه گاهی گریه می کرد

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1401/6/8 در ساعت : 17:15:9   |  تعداد مشاهده این شعر :  120


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 32,199 | بازدید دیروز : 29,956 | بازدید کل : 144,806,857
logo-samandehi