ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - ویراستاری می گفت به سه چیز علاقهٔ بیشتری دارد,اول خوردن, دوم خانواده و سوم وی   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



همسران آسمانی


مدتی  بود  که  احوال  تو  بهتر  می شد



و تسلای   دل  خسته ی مادر  می شد



مثل یک سیب به رخسار تو خون بر می گشت



خانه ی غمزده هر لحظه معطر می شد



درد می رفت که از جان تو بر دارد دست



درد می رفت و پاهای تو  بهتر می شد



و پناه دل  من  گودی   چشمان  توبود



روزهای خوش من با تو مکرر می شد



****



سالها بود که در پنجه ی شاهین عذاب



طایر روح تو پر می زد و پر پر می شد



گاه حجم تنت از درد چنان می شد پر



درد با جسم نحیف تو   برابر می شد



و در این بین کسانی به تو سر می زد گاه



حالت از دیدنشان سخت مکدر می شد



مادرم بود که تنها به تو دل می سوزاند



گه برای  تو  پدر  گاه  برادر می شد



(رنج)اگر داشت رسالت -و -خداهم می خواست



مادرم  شک۱ ندارم  که پیمبر می شد



کاش می داد جواب آنهمه زحمت بابا!!



کاش یکبار دگر حال تو بهتر می شد



*****



آه !! دیشب چه شبی بود خدایا !! دیدم



داشت بابای   گلم  مثل کبوتر می شد



شهودی تبریز26/5/89



شک: ک شک مشدد است


کلمات کلیدی این مطلب :  همسران ، آسمانی ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1391/1/5 در ساعت : 21:5:2   |  تعداد مشاهده این شعر :  1156


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

علی‌رضا دل‌خوش
1391/1/6 در ساعت : 0:22:5
حالم از خواندن اي شعر دگرگون گرديد
كاش يك بار دگر ، عشق ميسر مي شد

فكر مي كردم كه فقط شعرهاي آذريتون معركه است ولي ديدم غزلهاي فارسي تون محشره!
احسنت
استفاده بردم 
مجتبی اصغری فرزقی
1391/1/6 در ساعت : 20:4:2
كار خوبي بود


فارسي هم خوب مي سراييد


موفق باشيد

ياعلي
----------------
متشکرم
بازدید امروز : 26,150 | بازدید دیروز : 24,720 | بازدید کل : 128,547,035
logo-samandehi