ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بر اساتید گرانقدر.... - شعر زیبای استاد و نظرات خوب اساتید را خواندم. تنها چیزی که به نظرم آ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با سلام و درود. - بر خلاف دیدگاه سرکار خانم بهرامچی بر این باورم که شاعرانگی در بیت بیت این غزل که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - گرچه حقیر به استقلال بیت در غزل اعتقاد دارم و کلا چالش ایجاد کردن در خصوص عدم تناسب د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهسا مولائی پناه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
درود - متنی ساده بود تا شعر - هم از نظر ساختار و هم از نظر محتوا - دور از شعر بود - اشعار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد یزدانی جندقی
سلام محمد علی رضا پور عزیز شاعر گرانقدر . - حقیر را به خوانش اشعارتان فرا خوانده اید ؛ از حسن اعتم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و درود بر استاد گرانقدرم جناب خادمیان عزیز! - - استادبزرگوار! فرموده تان درست است و حقیر ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صدرالدین انصاری زاده
فرد اعلی نباشیم! - """""""""""""""""""""" - نمی دانم در ادبیات این کشور چه می گذرد. بهتر بگویم:   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود میلاد مسعود امام زمان بر شما مبارک باد - - جناب رضا پور عزیز بیت ششم مصرع اول   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و عرض ادب - از استاد صفادل همیشه اشعار خوب خوانده ام و این بار نیز ، ضمن احترام به نظر سرکار   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



به یاد تو


 به یاد تو



از خاطرم نرو، که دلم شعله‌ی غم است



یک شب برای خاطره گفتن، مگر کم است؟!



از خاطرم نرو، که به پایت شکسته‌ام



هر آینه غرور خودم را، که محکم است



گاهی سکوت و گاه مرا گریه می کُشد



بی تو همیشه نبض دلم، نامنظم است



بی تو ردیف و قافیه‌ها، تازه نیستند



بی تو غزل برای من، آهنگ مبهم است



حتی غبار پنجره‌های همیشه خشک



درهر نگاه، تشنه‌ی باران نم نم است



از خاطرم نرو، که برایت سروده‌ام



رویای خویش را که در آن سوی عالم است



***



1377- قم

.........


کلمات کلیدی این مطلب :  به ، یاد ، تو ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1391/6/18 در ساعت : 3:50:8   |  تعداد مشاهده این شعر :  1256


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

رضا کرمی
1391/6/19 در ساعت : 19:6:48
بسیار زیبا...
عباس خوش عمل کاشانی
1391/6/18 در ساعت : 7:57:26
درود بر استاد عزیز.کم پیدا بودید دلتنگتان شدم.غزل بس زیبا و دلرباست.اگر حضرت استاد فکری به حال این مصراع بکنند غزل همه چیز تمام خواهد بود:از این غبار پنجره ها من دلم گرفت...مسلما استاد می دانند منظورم چیست...واما این غزل بر وزن و قافیه ی بند اول ترکیب بند محتشم کاشانی است:باز این چه شورش است که در خلق عالم است...ارادتمند هم در سوگ امام راحل شعری بدین وزن و وقافیه دارم با این مقطع:آه ای بشیر صبح بهار آقرین امام/نوروز بی حضور تو بر ما محرم است...سپاس.
--------------------------------------------------------------------------

حتی غبار پنجره‌های همیشه خشک

درهر نگاه، تشنه‌ی باران نم نم است
***
سلام پیر دردی کش میخانه ما
بنازم دلتنگی تان را ؟! آن هم برای شاگردی خرد.
حسب الامر بدون هیچ توضیح و توجیهی مصرع اشاره شده را تغییر دادم و بیتی کاملا جدید تولد یافت
حال چه قبول افتد و چه در نظر آید.
حکایت بدن ما سربازان جنگ دیده حکایت ( میل فرمان پیکان - که یادش فراموش روزگاران مباد - است) البته کچل شده و یاتاقان زده اش . چون هرچه گریس بزنی، مثل صدای کلنگ ، باز ساز خود را کوک می کند. من سال های جنگ درجه دار " رادار من "(اپراتور رادارهای پدافند هوایی) بودم و از جزیره خارک و درگیری های معروفش چندین "مرض مرگ آفرین " هدیه گرفتم که یکی از آن ها "آرتروز کمر و گردن" است و در طول سال چهار پنج بار ، بستر نشینم می کند و نداشتن بیمه و امکانات درمانی هم ، دردرا مضاعف می کند! این مطالب را برای تمارض و یا طلب همراهی و دلسوزی کسی ننوشتم .خواستم برخی از دوستان با واقعیت ها بیشتر آشنا شوند، که امثال من مصداق شعر خواجه شیرازیم که فرمود:
به طرب حمل مکن سرخی رویم که چو جام
خون دل عکس برون می دهد از رخسارش
درد جنگ مال امثال من است و صله هاش برای کسانی که حتی فرق موشک و تشک را نمی دانند. من ریا کاری بلد نیستم و هیچگاه خود را رزمنده هم ننامیده ام، اما خدا خود به تمام اسرار آگاهی دارد و هم او بهترین یاور و پشتیبان است. امید وارم خداوند به داد تمام محرومان جامعه برسد از جمله ما شاعران و اهالی قلم و اندیشه.
از لطف هماره شما سپاسگزارم
برایتان بهروزی و پیروزی آرزومندم
یا علی مدد!
دکتر آرزو صفایی
1391/6/18 در ساعت : 11:42:59
سلام استاد
حضورتان کم رنگ شده بود و مرا دل نگران
امید که در صحت و سلامت باشید
سروده تان را نیز دوست داشتم
درودتان
---------------------------------
سلام بر شما همراه مهرآیین
اندکی کسالت دیرین
و بسیاری تحقیق و اشعار ی که باید تصحیح می شدند
و همچنین گرمای کلافه کننده قم.
حال ، زندگی شاعری اسیر چنته تورم بماند ،که غصه روزگار خود ام الامراض است.
از دلواپسی تان متشکرم
برایتان آرزوی بهروزی دارم
حق یارتان
علی میرزائی
1391/6/19 در ساعت : 20:46:1
سلام استاد نازنین
از غزل فاخر ودلنشین شما محظوظ شدم
دست مریزاد
اکبر نبوی
1391/6/19 در ساعت : 3:36:35
درود بر جناب موسوی گرامی
غزل شیفته ی زیبایی بود و دلنشین
سربلند باشید
-------------------------------------
دوست عزیز و ارجمند جناب نبوی
از اظهار محبتتان سپاسگزارم
شما نیز در جهان و زمانه سربلند و سر افراز باشید
یا حق
محمدعلی شیخ الاسلامی (شیوا)
1391/6/19 در ساعت : 18:9:23
سلام
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

غزل زیبایی بود . غزل بود و مغازله .
گاهی سکوت و گاه مرا گریه می کُشد
بی تو همیشه نبض دلم، نامنظم است
از این بیت بهره های بیشتری بردم
پاینده باشید
--------------------------------------------------------
سلام بر شما نیز
کوتاهی بنده را در امر خواندن مقاله ی فاخرتان ببخشید
دلایل آن را نوشته ام
امید وارم در آینده - به شرط حیات - بیشتر اشتراک مساعی داشته باشیم.
بیتی را که اشاره فرموده اید
همان بیت الغزل شعر است
سپاسگزارم
در پناه حضرت حق باشید
ان شاء الله
معصومه عرفانی (عرفان)
1391/6/18 در ساعت : 3:58:44
سلام استاد ارجمندم جناب موسوی بسیار زیبا سرودید
-----
سلام و درود بر شما خواهر گرامی
شرمنده که نتوانستم به موقع مطلب خواسته شده را تصحیح کنم
ان شاء الله انجام خواهم داد
از لطف و بذل محبتتان نیز سپاسگزارم
در پناه حضرت حق باشید
یا حق
محمد یزدانی جندقی
1391/6/18 در ساعت : 7:25:49
با سلام و درود
استقبالی است از شیخ اجل سعدی شیرازی و غزل بسیار زیبایی است
-------------------
سلام و درود بر شما بزرگوار نیز
**
از نظر لطفتان سپاسگزار
و از یاد آوری نام مبارک استادم حضرت سعدی شیرازی (ره) متشکرم
در پناه حق باشید
ساراسادات باختر
1391/6/18 در ساعت : 10:38:12
درود جناب موسوی..

----------------------
درود بر شما نیز
سپاس از حضورتان در دفتر غزلم
در پناه حق باشید
ان شاء الله
مجتبی اصغری فرزقی
1391/6/18 در ساعت : 9:15:34
سلام استاد
شعر شما را خواندم
موفق باشيد
ياعلي
------------------
سلام بر شما جناب اصغری
از اظهار لطف شما نیز سپاسگزارم
حق یارتان
احسان امینی فر
1391/6/18 در ساعت : 15:7:9
سلام و درود بی پایان
لذت بردم از احساس نابتان
------------------------------
سلام بر شما نیز
از محبت شما هم ممنونم
به امید بهروزی تان
یا حق
وحید ضیائی
1391/6/20 در ساعت : 13:0:11
روان بود . ممنون
ابراهیم حاج محمدی
1391/6/18 در ساعت : 4:25:14
با سلام و عرض ارادت
غزلی شیرین و استوار خواندم و استفاده کردم . جسارتا احساس می کنم که در این مصرع {{از این غبار پنجره‌ها، من دلم گرفت}}حشوی خودنمائی میکند . {این و من } اگر نباشند معنای جمله کامل است .لذا احساس می شود که در این مصرع صرفا وزن پُر کن هستند .
--------
سلام استاد عزیز
حدودا یک ماه شد که درد های سیاتیک کمر (که یادگار سال های 62 - 72 خدمت نظام است) امانم را بریده بود و موفق به حضور در جمعتان نبودم بخصوص مطالب عزیزدل جناب دکتر شیخ الاسلامی را نتوانستم به خوبی مطالعه کنم، لذا از ایشان و شما بزرگوار پوزش می خواهم.
... و اما مصرعی را که ایراد گرفته اید : کاملا درست است و انتظارش را هم داشتم که از طرف دوستان "تلنگر" بخورد . البته با کلمه "این " مشکل ندارم چون ارتباط نزدیک را نشان می دهد و غبار را ملموس تر می کند؛ ولی کلمه ی "من " علاوه بر پرکردن وزن به نوعی اشکال دستوری هم است چون ضمیر فعل خود گویای مطلب است ، البته " حشو" نمی شود گفت و اگر آمده نوعی ظرافت شاعرانه است و ((من دلم گرفت ))، نوعی ارتباط عاطفی با مخاطب ایجاد می کند - با تمام آنچه گفته شد - حقیقتا حیفم آمد تغییرش دهم.
از لطف همیشگی شما سپاسگزارم
یا حق
---------------------------------------------
----------------------------------------------------------
* تصحیح مجدد:
***
جناب استادخوش عمل نیز درباره آن مصرع تذکر داده اند که با توجه به نظر شما اساتید بزرگوار ، آن رابه این شکل تغییر دادم :

حتی غبار پنجره‌های همیشه خشک

درهر نگاه، تشنه‌ی باران نم نم است
**
شاید خیلی خوب نشده باشد اما از قبلش بهتر است.
بازهم اگر نظری داشتید مرقوم بفرمایی.
حق یارتان
یاحق
زهرا شعبانی
1391/6/18 در ساعت : 10:11:59
سلام بزرگوار
غزل زیبایی بود
پایدار باشید
------------------------------
سلام بر شما
از بذل محبتتان سپاسگزارم
عمر غزل آفرینتان پایدار
ان شاء الله
وحیده افضلی
1391/6/18 در ساعت : 16:24:6
سلام سید بزرگوار

کم پیدا؟

ایشالا همیشه سلامت باشید
-----------------------------
سلام بر شما مهرآیین نیز
از بذل محبت همیشگی تان متشکرم
برایتان بهترین روزهارا آرزو دارم
در پناه حضرت حق باشید
آن شاء الله
علی اکبر افضلی
1391/6/18 در ساعت : 16:38:1
یک شب برای خاطره گفتن، مگر کم است؟!


سلام به جناب موسوی عزیز

ناخوشی ات را نبینیم بزرگوار

همیشه سلامت باشی ان شاالله
---------------------------------------------------
سلام بر شما استاد گرامی
از اظهار لطفتان ممنونم
برای شما نیز بهروزی و طول عمر آرزومندم
امید وارم برای شما نیز
کسالتی پیش نیاید
عوارض خدمت سال های جنگ ، مثل خاطراتش گاه عود می کند
و با تحمل درد تجدید خاطره می شود.
التماس دعا
یا حق
بازدید امروز : 2,641 | بازدید دیروز : 11,312 | بازدید کل : 122,796,764
logo-samandehi