ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بر اساتید گرانقدر.... - شعر زیبای استاد و نظرات خوب اساتید را خواندم. تنها چیزی که به نظرم آ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با سلام و درود. - بر خلاف دیدگاه سرکار خانم بهرامچی بر این باورم که شاعرانگی در بیت بیت این غزل که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - گرچه حقیر به استقلال بیت در غزل اعتقاد دارم و کلا چالش ایجاد کردن در خصوص عدم تناسب د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهسا مولائی پناه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
درود - متنی ساده بود تا شعر - هم از نظر ساختار و هم از نظر محتوا - دور از شعر بود - اشعار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد یزدانی جندقی
سلام محمد علی رضا پور عزیز شاعر گرانقدر . - حقیر را به خوانش اشعارتان فرا خوانده اید ؛ از حسن اعتم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و درود بر استاد گرانقدرم جناب خادمیان عزیز! - - استادبزرگوار! فرموده تان درست است و حقیر ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صدرالدین انصاری زاده
فرد اعلی نباشیم! - """""""""""""""""""""" - نمی دانم در ادبیات این کشور چه می گذرد. بهتر بگویم:   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود میلاد مسعود امام زمان بر شما مبارک باد - - جناب رضا پور عزیز بیت ششم مصرع اول   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و عرض ادب - از استاد صفادل همیشه اشعار خوب خوانده ام و این بار نیز ، ضمن احترام به نظر سرکار   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



غزل عارفانه
عارفانه

گه مشتری به خلوت وهمم ، گهی خیال

گاهی نزول ناز خداوند ذوالجلال

درهم تنیده عقل و جنون در بسیط عشق

تا گم کند سرای خرد از پی خیال

شیطان نفس خویشم و نمرود حال خود

وا‌کن ز پای  خسته‌ی من عقده‌ی عقال

از فتنه‌های چشم عسل‌گون که بگذرم

بگذشتن از شرار هوس می‌شود محال

از نقطه ای که وحدت محض است در سخن

تا گیسویی که خیر کثیر است در جمال

هر یک مجال تفرقه از دل گرفته اند

مانده فقط به دست تماشا، بسی مجال

هر گاه عشق، بار هوس می‌کشد به دوش

عقل حسود، حجره به حجره به قیل و قال

تا بلکه از ثواب بیابد غنیمتی

فردا که در بهشت، ثواب است عین حال!

دلتنگ ناز های توام، ای همیشه ناز

با تو عذاب کی بنشاند به دل ملال ؟

آتش اگر به خرمن دل می‌زنی، بزن !

پروانه را کمال، مبین جز به نقد بال

پیر از فراق و خسته از این فرصت کمم

نه پیر دل‌شکسته‌ی هر روز و ماه و سال

طبع «سعا» که عطر تغزل گرفته است

نوشیده از بلور نگاهت مِی‌ زلال

**

قم-1389

...
کلمات کلیدی این مطلب :  غزل ، عارفانه ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1391/7/1 در ساعت : 17:39:6   |  تعداد مشاهده این شعر :  3899


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

نام ارسال کننده :  صادق     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
شعر بسیار زیبایی بود ولی مطلعش میشد بهتر از این باشه.
دکتر آرزو صفایی
1391/7/2 در ساعت : 9:59:45
سلام استاد
زیبا و فاخر
خوانشتان را دوست دارم
--------------------------------
سپاسگزارم
مهربان با نو
حق یارتان
عالیه مهرابی
1391/7/3 در ساعت : 7:57:39
سلام
زیبا سروده ی شما را خواندم . سپاس
محمدعلی شیخ الاسلامی (شیوا)
1391/7/1 در ساعت : 21:46:1
سلام بر سعای قمی
درست خواندمتان ؟
شعر زیبایی است . اگر با مرامنامه ی شما سراغ این شعر برویم شعر موفقی ست . نه تنها موفق که شعر معیار است . درست می فرمایید خواننده برای خواندنِ شعر شما در بعضی ابیات فقط سواد خواندن و نوشتن می خواهد و چون همچون حافظ انگشت روی دردهای مشترک انسان های دردمند گذاشته اید بی شک شعرتان دلخواه عام و خاص خواهد بود . اما وقتی به بیت هایی چون دوبیت اول و بیت سوم :
شیطان نفس خویشم و نمرود حال خود
وا‌کن ز پای خسته‌ی من عقده‌ی عقال

می رسیم ، اینگونه نیست . این روایت شماست از نفس و شیطان . نه روایتِ همه . و به نظر من اینجاست که شعر آغاز می شود .
اما بیتی مثلا چون بیت :

یر از فراق و خسته از این فرصت کمم
نه پیر دل‌شکسته‌ی هر روز و ماه و سال
در عین حال که یادآور مصرعِ ضرب المثلِ «من پیر سال و ماه نیم یار بی وفاست » است ، چیزی بران نیفزوده است . استفاده از امثال بدونِ هرگونه تصرفی موجدِ چه ذوقی ست ؟ زبان قاعده مند است درست . معنی را می رساند درست . اما کدام معنی تازه و بکری که خواننده خود را محتاج خواندن احساس کند ؟

اشتباه تایپی به گمانم در این مصرع وزن را مخدوش کرده است :
دلتنگ ناز بی‌نیاز توام، ای تمام ناز

اگر سهوِ قلم یا انحراف ادبی صورت گرفت :
مستحق کرامت گناهکارانند
یاعلی
-------------------------------------------------------------------

سلام و درود وسپاس
دوبرابر آنچه مرقوم کرده اید را پاسخ نوشتم هنگام فرستادن
سایت " ارور " داد و حذفش کرد.
متاسفانه فعلا "حالش" نیست تا بعد ان شاء الله
یا حق
در پناه حق باشید
معصومه عرفانی (عرفان)
1391/7/2 در ساعت : 19:12:21
سلام استاد ارجمندم
بسیاربسیار زیبا سرودید.
در پناه حق سالم و برقرار باشید استاد
------------------------------
سلام و سپاس
خواهر گرانمایه
شما نیز درسایه الطاف حضرت حق سالم و سلامت باشید
یا حق
ساراسادات باختر
1391/7/1 در ساعت : 22:11:49
درود بر شما جناب موسوی..
------------
درود بر شما نیز
سپاس که خواندید
امیر سیاهپوش
1391/7/2 در ساعت : 15:32:54
احسن جناب موسوی. چقدر عالی و خوش تراش. مضامین قوی و محکم و جا افتاده است. جای تبریک داره
فقط :
هر گاه عشق، بار هوس می‌کشد به دوش
عشق بار هوس؟ به نظرم نمی سازه. بهتره به رسم معمول تقابل عشق و هوس رو بپذیریم و این دو دشمن ابدی رو با هم آشتی ندیم.
ببخشید جسارت شد
----------------------------------------
سلام و سپاس
از بذل محبت شما سپاسگزارم و آشنایی با شما مسرور.
حقیر "عشق" را برای "عقل " (عقل لدنی - نه حسابگر) نوعی "دیالکتیک "می دونم و کمال را بامعیارهای همان عقل می سنجم . "هوس" هم تنها "نفس اماره " نیست و خود بخشی از عالم "حس" و ملکوت است. عشق در بین عوام به دوشکل " حقیقی الهی و مجازی حیوانی - نفسانی ، تقسیم شده ؛ وگرنه از ناسوت تا جبروت ، تنها عامل صعود و رسیدن از جمال و جلال به کمال ، به مدد عشق است. اما عشق همه چیز نیست. محل هوس در عالم حس یعنی ناسوت و ملکوت و محل حضور عشق در عوالم ناسوت و ملکوت و جبروت و (زادگاهش ) عالم لاهوت است و مثل "انسان" در عوالم مختلف روان است و از درون "وهم "و "تخیل" تا "حس" و "تعقل" در جریان است.
یا علی مدد
سپاسگزارم


محمدعلی شیخ الاسلامی (شیوا)
1391/7/2 در ساعت : 20:8:49
سلام استاد
چه مغبونم من . فکر می کنم بخش نظرات تعداد سطرهای محدود را می پذیرد . در صورتی که متن زیادتر بود ترجیحا دو نوبت باید ارسال گردد . برای من هم در نقد دوستی دیگر پیش آمد . به هرحال از توضیحاتی که برای آقای سیاهپوش نوشتید بهره مند شدم . و منتظر ارشادات شما هستم
در امان حق
----------------------------------------------------------------------------
سلام و سپاس
برادر ارجمند جناب دکتر شیخ الاسلامی
ازمواهب و الطاف شما بسیار ممنونم.
متن فوق العاده علمی و زیبایی بود ، که نوشته بودم و به دلیل حذف شدن بسیار ناراحت شدم.
چون سابقه حذف شدن را هم نمی دانستم، کپی هم نکرده بودم و بی اندازه باعث تاسف شد.
ممنون که سر زدید
در پناه حق
یاحق!
اکرم بهرامچی
1391/7/4 در ساعت : 10:40:37
آتش اگر به خرمن دل می‌زنی، بزن !



پروانه را کمال، مبین جز به نقد بال



پیر از فراق و خسته از این فرصت کمم



نه پیر دل‌شکسته‌ی هر روز و ماه و سال



درود بر عرفان زیبای کلامتان/یاحق
------------------------------------------------------
سلام بر شما بانوی گرانقدر
سپاسگزارم از حضورتان
عرفان شیعی امروز با عرفان های "نوعی " و "خمری" اشتباه گرفته می شود ، که دارای ویژگی های خود است. و برگرفته از "نصوص ولایی شیعه" است. من یاداشتی در فضای وب دارم به نام "عرفان معیار" که می توانید مطالعه کنید. درطول تاریخ عرفان "تسننی" و عرفان "تصوفی" برای ما
تدریس شده و حکام اجازه نداده اند که "عرفان شیعی" البته شیعه امامیه ، قدرت بروز داشته باشد و علما هم آن را با "اخلاق اسلامی" تلفیق و تدریس کرده اند. ان شاءالله روزی تمام باورهای غلط را "عرفان مهدوی" کنارخواهد زد و تشنگان معرفت را با "می زلال وحی " سیراب خواهد کرد. ان شاء الله.
مجددا سپاسگزارم از حضورتان
یا حق
زهرا شعبانی
1391/7/5 در ساعت : 8:1:7
از نقطه ای که وحدت محض است در سخن

تا گیسویی که خیر کثیر است در جمال

شعر زیبا و منسجمی ست

فراوان بهره بردم...
---------------------------------------
مهین دخت گرانقدر
سپاسگزارم
بیت عمیقی را برای گزینش بر گزیده اید
سلیقه شما را سپاس
خدایت نگهدار
بازدید امروز : 2,681 | بازدید دیروز : 11,312 | بازدید کل : 122,796,804
logo-samandehi