سلام استاد
آسمان را می کند تعبیر با گل زخم هاش
در شفق زاری که خورشید است و ابهامی شگرف
به حقیقت نمی خواستم بیتی از این شعر زیبا انتخاب کنم . به راستی اگر در مکتب دینی انگشت شمار از این شعرها رخ بنماید کور شود ان که بخواهد به طعن و لعن سعی در تخفیف و استهزاء بگشاید . من این کار حضرتعالی را سراسر شعر می دانم . روحی حماسی تغزلی از نوع دینی اش ابتدا درونی شده و حاصلش به انواع صور خیال مزین شده و شده این شعر حضرتعالی .
تمام قد تسلیم شعر و شعور نهفته در این غزلم
سایه عالی مستدام
----------------------------------------------------------
سلام عزیز همراه
بدون هیچ تکلفی من این غزل را برای ارزیابی سلیقه ی همچون تو عزیزی در دفتر شعر ثبت کردم.
از جمله کارهای ثقیل عاشورایی که برای نخستین بار در فضای مجازی ملاحظه کردید. قبلا تها کسی که در محضرشان خواندم و بسیار مورد توجه شان قرار گرفت استادم جناب محمد علی مجاهدی بود.
چند سالی غزل را گم کرده بودم که خوشبختانه پیدایش کردم . چون برای جناب سنگری باید غزلی را به عنوان "الگو" معرفی می کردم ، این غزل را انتخاب کردم و آرزو مند هم بودم که شما حتما بخوانید:
مستمع صاحب هنر را برسر ذوق آورد
از پیام خصوصی تان هم سپاسگزارم
عرفان محی الدین ابن عربی : تخیلی و عرفان عبدالرزاق کاشانی یا(عزالدین محمود کاشانی) مصباح الهدایه : بدعت گذار (تسننی)
چاره ی " تازه ای" باید کرد برادر ...
از لطف همیشگی تان سپاسگزارم.
یا علی مدد