ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی ارغوان
درود بر شاعر محترم - آمیخت، از روانی مصراع( آن هم در مطلع غزل)بسیار کاسته است، در ضمن وزن این مصرا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صمد ذیفر
سلام - و عرض تسلیت به سید عزیز - عالی سرودید - روح استاد اقتداری عزیز شاد و با اولیاء الله    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و درود - - به سیاهی رفتن اصطلاحی است که در محاورات هم بکار می رود یعنی دچار ضعف شدن ( کس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود استادگرانقدر .. منظور سرگیجه ی سپیداری ست که حاصل از سیاهی رفتن چشم (تقابل سپیدی و سیاهی) اوست    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
با سلا م عرض ادب بسیار روان و زیباست بزرگوار - - اما پیام این مصرع را نگرفتم گنگ است عذر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ــــــ از روز ازل، دست به اوهام گرفتيم ــــــ

از روزِ ازل، دســـت بــــه اوهــــــام گـــرفتيم
شرمنــــدگيِ ابــــــر، از او وام گــــرفتيم!

خورشيـد به يك جلـوه‌يِ خـود، محو نموديـم!
آوارگـــي از چـــــرخشِ ايّـــــام گرفتيم

زايـن مرز به آن مرز و از ايــن بوم به آن بـوم...
تــــا در دلِ خود، حســرتِ «آرام» گرفتيم

در نــور عيــان نيست كمـــي تيـــرگي امّــــــا
ما پشت به خورشيـد، «سِيـَـه»، فــام گرفتيم

رَم‌كـــرده و وحشـــي‌صفتــي! بـــادِ مخــالف!
از كينــه‌يِ تو، زَهــر به اين جــــام گرفتيم


تـا يـِــكِّه بتــــازيم بــــر آن اوج، زِ پـَـــستي...
در رفتـــــنِ هر ابـــرِ دگــــر، دام گرفتيم!

در مهلكــه رفتيــم «رقيبــــانه»، «پُـــر از وهــم»
با صاعقـــه، آن معركــه بـر بــــام گرفتيم!

اي هـور! چرا سهمِ تـو از جَنگ سكوت است؟
در خــــطّ‌ِ مُقـَـــدَّم، تبِ ابهـــــام گرفتيم!


اين گريه كه از ترس و غم و رنـج و الم نيست!
بر دشت و دَمَـــن، بــارشِ اكــرام گرفتيم!

تــا رو نشــود رويِ كريمـــانـه‌يِ مـا، گــــاه...
بر صورتِ خـود، صورتكِ شـــام گرفتيم!


هر وقت زميــن تشـــنه‌يِ آغــــوشِ مَـهي بـود
ما «خاك‌صفت» مِه شده، زاو كام گرفتيم!

وانگاه كـه لرزيـد بـه خود «خـاك» زِ كولاك
او را بـه بـَـرِ خويــش، چـو ايتــام گرفتيم!

گرمــايِ تَــنِ خويـش بـه «سرمــا زده» داديـم
بـَـه‌بـَـه چـه «بُخار»ي كه به حَمّام گرفتيم!!

تا سُـر نخــورد «خاك» به بـرفِ كفِ حَمّــام!!
او را بـه بَغَــل تَنگ، چـُونـان مـام گرفتيم!

آن رنگِ «سِيَه» هم كه زِ ما نيست، زُغال است!
از ديگِ غـذايي است كه اِطعــام گرفتيم!


پــا پــس نكشيـــديم زِ اوهــامِ سَـــرِ خويــش
تــا ننگ‌ترين ننگِ جهــان نــــام گرفتيم!

از شعـــر و غــزل، بهــرِ رُخِ مـاه‌وشِ خويـش!
ابيـــاتِ نكوهيــــده سرانجــــام گـرفتيم!

انگــار نــه انگــار كه مــا «كــار دُرُست»‌ايـم!
غـم نيست! چـُون ايــراد زِ اَفهــام گرفتيم!


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عليرضا علي‌سليماني (قطره)
تهران- 18/09/1391 الي 19/09/1391
بيست و سوم الي بيست و چهارم محرم 1434 هـ . ق.

 


موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1391/9/20 در ساعت : 23:53:8   |  تعداد مشاهده این شعر :  1170


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

عباس خوش عمل کاشانی
1391/9/21 در ساعت : 5:57:3
درود.باورکنید این نحوه ی تایپ شدیدا توی ذوق می زند و آدم را فراری می دهد.به دفاتر شعر دیگران بروید ومثل آنها شعرتان را تایپ کنید.خودتان را محصور در قافیه و مضامین کلیشه ای نکنید.البته که شما شاعرید و وزن و قافیه را رعایت می کنید.به نظرم بهتراست مدتی شعرهای کوتاه بسرائید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام جناب استاد
بسيار سپاسگزارم كه به درخواست حقير، پاسخ مثبت داده، به خوانش شعر آمديد.
جداً در مورد تايپ فكر نمي‌كردم اينگونه باشد. اتفاقاً اينگونه تايپ، سخت‌تر هم هست.
فقط نمي‌دانم «چيدمان» توي ذوق مي‌زند يا قلم (فونت) انتخاب شده يا اندازه قلم (سايز فونت) يا هر سه! بفرماييد تا اصلاح كنم.
نوانديشي را سعي خواهم كرد و كوتاه سرودن را نيز از اين پس، پايبند خواهم بود.
سپاس بسيار از لطف‌تان به اين شاگرد.
پايدار باشيد انشاءا... .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام دوباره به استاد خوش‌عمل بزرگوار
به فرموده شما، نحوه نگارش (هم چينش مصراعها، هم نوع قلم و هم اندازه قلم) را تغيير دادم.
اگر خوب نشده باز بفرماييد....
م. روحانی (نجوا کاشانی)
1391/9/21 در ساعت : 10:24:52
سلام و عرض ارادت
شعر پرشور و حالیست ، دست مریزاد و برقرار باشید
با عرض پوزش : همه ی قافیه خوش ننشسته و درخشش یکسان نیافته اند
به نظر می رسد اگر این قصیده غزل می شد و بعضی ابیات را قربانی می کرد ، دلنواز تر می نمود
پویا و پایدار باشید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام جناب نجوا
بسيار سپاسگزارم كه به درخواست حقير، پاسخ مثبت داده، به خوانش شعر آمديد.
كاش بفرمابيد كدام ابيات مد نظر است (قافيه‌هاي نچسب را عرض مي‌كنم).
پاينده باشيد...
زهرا شعبانی
1391/9/21 در ساعت : 11:11:33
درود بر شما شاعر بزرگوار...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام سركار خانم شعباني
ممنون از حضور و لطف‌تان.
پاينده باشيد.
علی سعادتخانی
1391/9/21 در ساعت : 22:59:52
سلام شاعر
غزل زیبایت را خواندم/البته خوانده بودم و ایتبار با دقت دو چندان و عمیقتر خواندم و البته نظرات اساتید ارجمندم را که در ذیل غزل نگاشته شده است/کمین نیز با نظر دوستان موافقم و نظرم این است و البته خود نیز چنین می کنم درسته در یک غزل شاید قوافی زیادی بتوان یافت و لی این زیاد صحصح نیست که سعی کنیم به نوعی همه را استفاده کنیم /حقیر سالهای سال هست این نکته را رعایت می کنم و اکثر غزلهایم هفت بیتی هست و بندرت یکی دو تا اضافه می شود.و اعتقاد دارم یک غزل هفت بیتی قوی بسیار بهتر از یک غزل متوسط 10 و 12 بیتی یا بیشتر است
این غزل نیز با حذف بعضی از ابیات و تقویت بار معانی ابیات باقی مانده و دقت در ارتباط عمودی و ایضا" افقی مصارع می تواند بسیار بهتر و ...باشد
ایامتان به کام دوست شاعرم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام جناب سعادتخاني
لطف كرديد به دعوت بنده پاسخ مثبت داديد و تشريف آورديد براي خواندن شعر و اعلام نظر. سعي مي‌كنم از اين پس، به اين موضوع دقت بيشتري داشته باشم. كاش مصاديق (ابيات ضعيف، ارتباط كم عمودي يا افقي) را هم اعلام بفرماييد.
سپاسگزارم.
علی‌رضا علی‌سلیمانی
1391/9/22 در ساعت : 0:0:6
سلام خدمت استادان محترم.
خودم ابياتي كه به رنگ قرمز درآورده‌ام را براي حذف كانديد كردم. به نظرم با حذف آنها، مشكل ارتباط طولي شعر (و شايد قوافي نچسب)، خيلي كمتر مي‌شود. توصيه كوتاه‌سرايي نيز جامه عمل مي‌پوشد.
منتظر نظر استادان بزرگوار هستم.
محمد شکری فرد
1391/9/22 در ساعت : 0:51:46
سلام آقای علی سلیمانی...غزل زیبایی بود...
زنده باشید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام به محمد قبلي عزيز
لطف داريد.
پاينده باشيد انشاءا... .
مصطفی پورکریمی
1391/9/22 در ساعت : 1:38:29
سلام جناب علی سلیمانی گرامی

قصیده ی بسیار خوبی بود البته اعتراض تان گاهی به جمع بود ( ضمیر جمع در قافیه ) و گاهی به مخاطب ( تو ) گاهی اعتراض ها از روی جد بود و گاهی بوی طنز داشت و نظر اساتید هم باید به کار بست با توانی که در شما هست انشاالله آینده ی بسیار بهتری خواهید داشت موفق باشید

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام جناب پوركريمي بزرگوار
ممنونم كه دعوت بنده را پذيرفتيد و تشريف آورديد براي خواندن و راهنمايي.
از لطف‌تان هم سپاس‌گزارم.

فقط ذكر اين توضيح را ضروري ديدم.‌ ضمير «تو» فقط در دو بيت زير به كار رفته (كه هر دو بيت هم كانديد حذف شدن هستند):
1) رَم‌كرده و وحشي‌صفتي! بـادِ مخـالف! / از كينـه‌يِ تو، زَهـر به اين جـام گرفتيم
در اين بيت، «ابرها» (كه جمع هستند)، «باد مخالف» را خطاب قرار داده‌اند (ضمير «تو» به باد بر مي‌گردد).

2) اي هور! چرا سهمِ تو از جَنگ سكوت است؟ / در خــــطّ‌ِ مُقـَـــدَّم، تبِ ابهـــــام گرفتيم
در اين بيت هم، «هور» (يا همان «خورشيد» بيت دوم)، مورد خطاب ابرها است (ضمير «تو» به هور بر مي‌گردد).

ممنون از اختصاص وقت.
عباس خوش عمل کاشانی
1391/9/22 در ساعت : 6:14:50
خیلی خوب است به همین نحو که الان وضوح دارد تایپ کنید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به روي چشم...
علی میرزائی
1391/9/22 در ساعت : 6:41:50
سلام جناب علی سلیمانی
قصیده ای روان وزیباست لذت بردم
البته نظر دوستان قابل تامل است
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سلام جناب ميرزايي عزيز
ممنون از لطف شما.
بازدید امروز : 29,559 | بازدید دیروز : 35,997 | بازدید کل : 125,644,195
logo-samandehi