ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بر اساتید گرانقدر.... - شعر زیبای استاد و نظرات خوب اساتید را خواندم. تنها چیزی که به نظرم آ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با سلام و درود. - بر خلاف دیدگاه سرکار خانم بهرامچی بر این باورم که شاعرانگی در بیت بیت این غزل که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - گرچه حقیر به استقلال بیت در غزل اعتقاد دارم و کلا چالش ایجاد کردن در خصوص عدم تناسب د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهسا مولائی پناه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
درود - متنی ساده بود تا شعر - هم از نظر ساختار و هم از نظر محتوا - دور از شعر بود - اشعار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد یزدانی جندقی
سلام محمد علی رضا پور عزیز شاعر گرانقدر . - حقیر را به خوانش اشعارتان فرا خوانده اید ؛ از حسن اعتم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و درود بر استاد گرانقدرم جناب خادمیان عزیز! - - استادبزرگوار! فرموده تان درست است و حقیر ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صدرالدین انصاری زاده
فرد اعلی نباشیم! - """""""""""""""""""""" - نمی دانم در ادبیات این کشور چه می گذرد. بهتر بگویم:   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود میلاد مسعود امام زمان بر شما مبارک باد - - جناب رضا پور عزیز بیت ششم مصرع اول   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و عرض ادب - از استاد صفادل همیشه اشعار خوب خوانده ام و این بار نیز ، ضمن احترام به نظر سرکار   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



غرور
کلمات کلیدی این مطلب :  ا ،

موضوعات :  اجتماعی ، نثر ادبی ، سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1392/2/3 در ساعت : 16:28:11   |  تعداد مشاهده این شعر :  1253


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

رضا محمدصالحی
1392/2/3 در ساعت : 16:57:3
سلام با واژه واژه ی نوشته ی دردمندانه ی شما همراهم . درود
علی عبداللهی
1392/2/3 در ساعت : 22:14:17
بگذار بدانم
ته بساط
گوره خری ایستاده
که راه راه می بیند
جهان


سلام و درود عزیز
آموختم
سپاس
سید حکیم بینش
1392/2/4 در ساعت : 14:1:17
استاد بزرگوار! جناب موسوی از نوشته پر درد تان بهره بردم. متین و دردمندانه بود.
سر بلند و پیروز باشید.
علی اصغر اقتداری
1392/2/5 در ساعت : 0:47:59
جانا سخن از زبان ما می گویی!
دمت گرم وسرت سبزباد!
سید حسن رستگار
1392/2/3 در ساعت : 19:54:19
سلام استاد

پای مطلبتان را امضا زدم چون واقعا خوشم آمد

فقط در شعر این مسائل وجود ندارد بلکه در بسیاری از سطوح متاسفانه شاهد این اتفاقات هستیم که انشا الله مرتفع گردد

بر قرار و بر مدار
یا علی
علی رضا آیت اللهی
1392/2/4 در ساعت : 11:3:13
سلام استاد

نمیدانم چرا به یاد این بیت افتادم که :

« ای ساربان ، آهسته ران ! کآرام جانم می رود
وآن دل که با خود داشتم ، با دلستانم می رود »

جریان کاست ها و نجس ها را تقریبا" هیچ دانشجوی جامعه شناسی نیست که نداند ؛ و بحث کاست ها یکی از مباحث اساسی دروس علوم سیاسی یا در واقع حقوق سیاسی هم هست .

نشنیده ام که هندی ها و حکومت هندوستان بخواهند این حقیقت بارز را پنهان کنند . هم سلطان محمود غزنوی و هم نادر شاه افشار از این نقطه ی ضعف جامعه هند بهره برده اند و مردم هند را به سوی اسلام سوق داده اند و حتی مهاجرین زرتشتی ایرانی به هند که حال « پارسیان » خوانده می شوند به مدد آنان شتافته اند .

ما مایه های افتخار بسیاری داریم که اگر عمری باشد دوباره برای اظهار نظر خدمت می رسم انشاء الله .
دکتر آرزو صفایی
1392/2/3 در ساعت : 19:4:50
درود بر شما استاد ارجمند
بسیار زیباست این جستار
و حقیقتی است انکار ناشدنی
قلمتان نویسا و پایدار
محمد نجفی نوکاشتی
1392/2/3 در ساعت : 17:47:44
درود بر شما بزرگوار...
زیبا نوشتید اما کمی با ملاحظه!
ما که تازه اول راهیم از این تبعیض ها و اعمال سلیقه ها به ستوه آمدیم ، چه می کشید شما!!؟
همیشه هستند کسانی که هیچوقت دیده نمی شوند. فقط به این دلیل که جیره خوار گروه اول نیستند...
و چه زیبا دسته بندی فرمودید، و وای بر دسته دوم که کم هم نیستند...
و اما دسته سوم، صاحب نان نمی شوند! اما در نهایت "نام" از آن آنهاست!
زمان بهترین قاضیست و این "حسین منزوی" ها هستند، که با همه انزوا در زمان حیات، در یادها می مانند!
و چه زیبا به یادگار گذاشتند که :
شاعر تو را زین خیل بی دردان کسی نشناخت...
برقرار باشید و در پناه خدا
محمد غلامی
1392/2/4 در ساعت : 2:54:36
سلام سید جان
برادر عزیز ما مخلص شما هم هستیم
اگر مطالبتان کنایه ای به این حقیربود بنده گردنم از مو باریکتر است و خدای نخواسته قصد جسارتی در کار نبوده است و هیچ ادعای نیمچه استادی هم نداریم چه رسد به استادی ! فقط و فقط از باب الکلام یجر الکلام چیزهایی گفتیم و قصد تعریض هم به کسی نداشته و نداریم.
دنیا نیارزد آنکه پریشان کنم دلی!
حق یارت سید جان
-----------------------
سلام عزیزدل برادر
مطلب نوشته شده دورنما و کلیت جامعه ی ما و برخی از هنرمندان از گروه های مختلف است و نوعی "آسیب شناسی" با زبان کنایه است !
جواب نقد حضرتعالی را پیشتر از این پیام پر مهرتان نوشته و به بخش نقد فرستاده بودم.چون باید کسی مطالبم را تایپ کند ، تمارض نمی کنم ، اما عارضه ی قلبی فعالیت های جسمی ام را تحلیل داده و زود خسته و آزرده ام می کند.
*
باید عرض کنم :در این بخش و در دفتر شعرم به هیچ و جه قصد اهانت به کسی نداشته و ندارم .
حتی نسبت به برادر عزیز جناب آقای محدثی خراسانی(زیدعزه) هم همیشه احترام قایل بوده ام ، بحث نقد و تحلیل مطالب، بحثی ادبی- علمی است و بحث اشخاص حقیقی - جز معاندین اسلام و انقلاب - بحثی شخصی است که باید توام با احترام متقابل باشد.
شما از بحثی دفاع کرده اید و من هم در همان قسمت جواب داده ام.
اما در این بخش و مطالب شخصی ، بایدعرض کنم: ماهم مخلص عزیز با صفا و وفایی همچون حضرتعالی هستیم .
دم شما گرم !
یا حق
سید علی اصغر موسوی
1392/2/4 در ساعت : 15:17:41
سلام عزیزدل برادر
مطلب نوشته شده دورنما و کلیت جامعه ی ما و برخی از هنرمندان از گروه های مختلف است و نوعی "آسیب شناسی" با زبان کنایه است !
جواب نقد حضرتعالی را پیشتر از این پیام پر مهرتان نوشته و به بخش نقد فرستاده بودم.چون باید کسی مطالبم را تایپ کند ، تمارض نمی کنم ، اما عارضه ی قلبی فعالیت های جسمی ام را تحلیل داده و زود خسته و آزرده ام می کند.
*
باید عرض کنم :در این بخش و در دفتر شعرم به هیچ و جه قصد اهانت به کسی نداشته و ندارم .
حتی نسبت به برادر عزیز جناب آقای محدثی خراسانی(زیدعزه) هم همیشه احترام قایل بوده ام ، بحث نقد و تحلیل مطالب، بحثی ادبی- علمی است و بحث اشخاص حقیقی - جز معاندین اسلام و انقلاب - بحثی شخصی است که باید توام با احترام متقابل باشد.
شما از بحثی دفاع کرده اید و من هم در همان قسمت جواب داده ام.
اما در این بخش و مطالب شخصی ، بایدعرض کنم: ماهم مخلص عزیز با صفا و وفایی همچون حضرتعالی هستیم .
دم شما گرم !
یا حق
مرضیه عاطفی
1392/2/4 در ساعت : 1:5:39
خیلی وقت‌ها «سکوت» بهترین درمان و «فریاد» بدترین درد است!
پس ادامه‌اش را، سکوت می‌کنم. .....
محمد غلامی
1392/2/4 در ساعت : 18:34:33
سلام بر همه عزیزان و سروران
جناب آقای موسوی عزیز فدای جد بزرگوارت بشوم
ما در چه عالمیم شما در چه عالمید!
برادر عزیز من خصوصی هم به آقای محدثی پیام گذاشتم که نظر این حقیر را به علت سوء تعبیری که شده است از دفتر خود بردارد و هم به شما خصوصی عرض کردم که اصلا قصد جسارت و نقد نداشتم و پوزش مرا بپذیرید و قصد ادامه مباحثه را نداشتم اما حالا که دیدم کار بیخ پیدا کرده است و بزرگان سایت هم جوابمان کردند و دیگر امیدی به این محتضر نیست چند کلمه جهت رفع سوء تفاهم عرض می کنم و رفع زحمت می کنیم.
اولا کسانی که با من و نوشتار ها و شعرهایم کمی آشنا باشند فکر می کنم ملتفت شده باشند حقیر ملات طنز گفته ها و نوشته هایم کمی زیاد است و اصلا نمی توانم دیپلماتیک و مبادی آداب حرف بزنم با شیر اندرون شد و با جان به در شود. لذا از هم اکنون اگر در بین سخنانم مطالبی را نپسندیدید بدانید قصد سوء ادب نیست و از هفت دولت آزادم.
ثانیا برادر عزیز من اصلا نه خود را منتقد می دانم و نه صاحبنظرو نه دانشمند تا چه رسد به استاد. اگر خودم را شاعر هم بدانم با کلی مسامحه است. من خودم را نیمچه استاد هم نمی دانم چه برسد به استاد و غرور و این حرفها. کشک چی پشم چی استاد چی. من اگر خیلی هنر کنم کلاه خودم را نگهدارم باد نبرد. من جدا معتقدم که ما اوتیت من العلم الا قلیلا.
سوما یا ثالثا من گاهی اگر اظهار نظری می کنم در ذیل برخی مطالب دوستان، به حساب این بگذارید که امر بر این حقیر فقیر مشتبه شده که ما هم اهل بخیه ایم و لاغیر. به حساب این بگذارید که خواستم درد دلی کنم به حساب این بگذارید که سالها حرفهای نگفته یکباره مثل آتشفشان بیرون زده است و طبیعتا ممکن است خرابی بار آورد. همانطور که در ذیل انتقاد آقای خصلتی نیکو خصال از شعر های آیینی برخی برادران اظهار نظری کردم چونکه دیدم به جز اینجا در جای دیگر کسی خریدار اینگونه سخنان نیست و ما همه همدردیم و گرنه من کجا و اظهار نظر در معقولات کجا.
رابعا برادر عزیرم سید جان شما که جای خود دارید من به کمترین آدمهای روی زمین هم قصد اهانت تا کنون نداشته ام و اگر آیه مزبور را هم شاهد آوردم نه تعریضی به شما بود بلکه تعریض به حلاج بود که با بهترین و کریمترین انسان عالم مورد مقایسه قرار گرفته بود. و اگرعبارت به هم ریختن کافه را هم بدون تامل کافی آوردم هرگز فکر نمی کردم اینهمه غوغا به پا کند. این اصطلاح صرفا یک مثل رایج و عامیانه است در موردی که شهر شلوغ می شود به کار می رود و کمی هم مایه های طنز دارد همین. وگرنه نعوذ بالله قصد نسبت بدمستی به کسی را نداشته ایم. و بخشی از این گونه سخن گفتنم را بگذارید به حساب اینکه شما برادر گرامی نوشتار آقای محدثی را کمی با تندی نقد فرموده بودید شاید من هم جو گیر شدم. هرچند ممکن است حق با شما بوده است ولی همانطور که خصوصی هم به شما گفتم حرف حرف می آورد و گاهی امثال من هم خودشان اهل بخیه می پندارند.
خامسا برادر عزیز حرفهای ما کمی غلط اندازهستیم ولی در پشت این شعرهای حلبی قلبی از طلا داریم اگر ناخواسته به کسی جسارتی رفته است عذر تقصیر می طلبیم و از همه حلالیت می طلبیم و زین پس به همان وبلاگ در پیت خودمان می چسبیم (ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس)
سادسا من اصلا در آن مقوله (مقامات و درجات اولیا و مقام سرور شهیدان ع) که حضرت عالی نقد فرمودید وارد نمی شوم چرا که نه سوادش را دارم و نه مطالب شما به دور از حقیقت بود که بخواهم آن را نقد کنم من فقط دیدم نقد شما به گونه ای تند بود که انسانها را ممکن است به خود سانسوری بیش از حد دچار کند چند کلمه به اقتضای مقام بیان کردم که حالا مجبورم از آن هم عقب نشینی کنم. به قول حافظ : محتاج جنگ نیست برادر نمی کنم. می گویند نگو نمی گویم. نمی میرم که. می میرم؟!
به امید سرفرازی و موفقیت برای همه سروران گرامی و شاعران و ادیبان و سخنوران


سید علی اصغر موسوی
1392/2/5 در ساعت : 19:17:43
سلام علیکم
حضرت امام حسین بن علی علیه السلام خود می بینند، شما نام مبارک ایشان را با "سین" نوشته شود یا "شین"!
لطف کنید ،شما از خودتان بنویسید ! جناب استاد شفیعی جای خود دارند.
من حداقل دوسه کتاب یا چندین مقاله از جناب شفیعی خوانده ام ، و به تحلیل ایشان هم احترام می گذارم ؛ گرچه از لحاظ محتوایی بحثی داشته باشم ولی تدریس ساختارشناسی ایشان عالی است.
اما شما را به عنوان یک شاعر متعهد، می شناختم ، ولی ...
شما عادت کرده اید که از "رانت " برتر بودن استفاده کنید ؛ ولی با نوشتن این مطلب آن را هم زیر سوال برده اید.؟!
من در دفتر شعرخودم از "شما" به خیروخوشی نام بردم، ولی در تحلیل مطلب شما اولویت "اعتقادی "را ملاک قرار دادم .
عزیزدلم شما نیاز به "سلوک دارید"، شاعران "مکتب خراسان بزرگ " اهل معرفت بوده و هستند .هنوز زود است در باره "جناب حلاج (ره) " اظهارنظر کنید!
این مهم را به عهده ی "اهل فن" بگذارید؟!
باید عرض کنم :هرنوشته ای می تواند بهانه ای برای عکس العمل باشد و نوشتارها دراصل علایم رسانه ای بین افراد بشر هستند و من نیز به شکل طبیعی به ان عکس العمل نشان داده ام ، مثل : تابلویی که "کج" می شود وکسی از راه می رسد "درست و راستش" می کند!
استادی همچون جنابتان (که عمری برسر زبان ها بوده اید) باید الگوی تدریس باشد، نه نوشتن کلمات غیر منصفانه ی یاداشت !
شما ثابت کردید آن "مصطفی محدثی خراسانی " که می شناختم نیستید !
"اوصیکم بتقوى الله و نظم امرکم"
یا حق
سید علی اصغر موسوی
1392/2/4 در ساعت : 21:44:20
سلام عزیزدل برادر

جناب غلامی معزز (زیدعزه العالی)

به کجا روی برادر ،ماتازه شما را با این ذوق سلیم و شوق عظیم یافته ایم!

مطلبی که باعث شود دوستی با صفا پیدا کنیم ، خود نوعی فیض است، می است، شهود است، صفای نفستان، دمتان گرم. من این موهبت را هم از کرامت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) می دانم که آدم باصفایی همچون شما را، در مسیر من و دوست من قرار داد که انشاءالله این دوستی پایدار باشد.

شما با این صفای دل خیلی سخت نگیرید. بحث های محتوایی در این سایت گاهی به مجادله نزدیک می شود که این خود از بدیهیات علوم اسلامی است و هیچ نفسانیاتی در کار نیست. هر که سعی می کند نسبت به وظیفه اعتقادی خود عمل کند. نقد و نظرهای سازنده، بسیار هم بجاست. حساسیت بزرگواران و مدیران سایت نسبت به خدشه دار شدن حرمت بزرگان است و همچنین حرمت عموم همراهان این سایت. ما نسبت به آنچه از نظر حقوقی می نویسیم طرفیت علمی ادبی داریم ولی آنچه برای افراد حقیقی نوشته می شود باید در نهایت ادب و احترام باشد و دغدغه های مدیران ارشد سایت، برای حفظ این احترام متقابل قابل ستایش نیز هست و انصافا بهتر است توسط کاربران سایت مورد توجه قرار گیرد.

همانطور که در پیام قبلی نیز آمده:

مطلب نوشته شده دورنما و کلیت جامعه ی ما و برخی از هنرمندان از گروه های مختلف است و نوعی "آسیب شناسی" با زبان کنایه است !

جواب نقد حضرتعالی را پیشتر از این پیام پر مهرتان نوشته و به بخش نقد فرستاده بودم.چون باید کسی مطالبم را تایپ کند ، تمارض نمی کنم ، اما عارضه ی قلبی فعالیت های جسمی ام را تحلیل داده و زود خسته و آزرده ام می کند.

*

باید عرض کنم :در این بخش و در دفتر شعرم به هیچ و جه قصد اهانت به کسی نداشته و ندارم .

حتی نسبت به برادر عزیز جناب آقای محدثی خراسانی(زیدعزه) هم همیشه احترام قایل بوده ام ، بحث نقد و تحلیل مطالب، بحثی ادبی- علمی است و بحث اشخاص حقیقی - جز معاندین اسلام و انقلاب - بحثی شخصی است که باید توام با احترام متقابل باشد.

شما از بحثی دفاع کرده اید و من هم در همان قسمت جواب داده ام.

اما در این بخش و مطالب شخصی ، بایدعرض کنم: ماهم مخلص عزیز با صفا و وفایی همچون حضرتعالی هستیم .

دم شما گرم !

***

در آنچه مرقوم کرده اید، چیزی جز صفا من نیافتم. در اظهار نظرقبلی شما ذیل نظر بنده در دفتر جناب آقای محدثی خراسانی نیاز به عکس العملی داشت و من نسبت به همان نوشتار عکس العمل نشان دادم و از نیات قبلی و قلبی شما آگاهی نداشتم. پیام ها چون مستقیما وارد دفتر شاعر می شوند، خیلی سریع تر از مطالب نقد منعکس می شوند. مطالب نقد را باید جناب آقای خصلتی به روز کنند و پس و پیش شدن این عکس العمل ها عمدی نبوده.

باز هم عرض می کنم که به دوستی با شما افتخار خواهم کرد اگر البته بنده را دوست خود بدانید.

امیدوارم ذوق و شوقتان پابرجا و قلب رقیقتان مالامال از رحیق ولایت علوی باشد.

عزتتان پایدار.

باشید تا از صفای وجودتان بهره مند شویم.

در انتظار روزهایی به مراتب بهتر در امان خدا باشید!

یا حق!
بازدید امروز : 2,685 | بازدید دیروز : 11,312 | بازدید کل : 122,796,808
logo-samandehi