ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



تموم کوچه بوی عطر می داد

دیشب سعادت یار شد و مهمان شهدای گمنام بودیم در قرارگاه شهید محمودوند اهواز و این ترانه سوغات این مهمانی:

تو از مجنون که نه، اصل جنونی
سفیر وعده های آسمونی
سراپا گوشم و تو با سکوتت
تموم روضه رو واسم می خونی

تو وایسادی سر حرفت که حالا
هنوزم حرفی از آدم بمونه
هنوزم با همه نامردمی ها
کسی باشه که از مردی بخونه

ببین کم کم یه حس ناامید و
به آهنگ غزل هامون سپردن
من و از من بگیر و عاشقم کن
بجنب تا آرزوهامون نمردن

بلند شو مرد، بیدارم کن از خواب
نگا کن راه خوبت ناتمومه
ببین دارن به حرفامون می خندن
بگو عاشق کیه ، حق با کدومه؟

تو برگشتی اگر چه جسم پاکت
توی یک کیسه ی کوچیک جا شد
تموم کوچه بوی عطر می داد
جلو پای تو وقتی شهر پا شد...

زهرا آراسته نیا - شهریور 93
http://suzestan.blog.ir/post/400

کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1393/6/31 در ساعت : 5:58:14   |  تعداد مشاهده این شعر :  467


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بهرام مژدهی
1393/6/31 در ساعت : 7:10:5
درود زیبا بود
محمدمهدی عبدالهی
1393/6/31 در ساعت : 9:1:23
سلام و عرض ادب بزرگوار
درود بر شما
زيبا بود
حسین وفا
1393/7/1 در ساعت : 2:22:46
نفس می کشم در هوایی که تو هستی
و دست میزنم در خاکی که تو را در آغوش گرفت
///
درود بر شما
بسیار زیبا
یاد شهدا، این ستاره های عزت و هدایت مان بخیر
هادی ارغوان
1393/7/1 در ساعت : 22:42:27
آفرین‌برشما
بازدید امروز : 2,851 | بازدید دیروز : 35,110 | بازدید کل : 128,701,230
logo-samandehi