ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : معین حجت
سلام و عرض ادب خدمت استادم بزرگوارم جناب حاج محمدی ... - مثل همیشه عالی ...درود بر شما ... - این   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست - مصرع هفتم {{در حیرتم که دل غرق خون ما}} لغزش وزنی دارد عزیز . - این تقطیعِ این    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهدی صدری دولق
سلام استاد گرامی.بسیار عالی شد.ممنونم از لطف شما - با اجازتون طبق ویرایش شما این شعر را منتشر کنم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بهترین خصلت انسان ادب است - هدیه از حضرت لقمان ادب است - بی ادب را به خدا کاری نیست - جز ادب    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



تعابیر و مضامین موزون افتاده ای از قرآن کریم {بخش سوّم}

«بســـم الله الــرّحمن الــرّحیم»
موج نخست است ز بحـر قدیم
(عرفی شیرازی)

«بشر مشحون به جهالت‏هاست و قرآن براى انسان معرفت مى‌آورد.»                 

از فرمایشات مقام معظم رهبری مدّ ظله العالی

         بی تردید شالوده ی خلل ناپذیر بنای فرهنگ غالب جوامع اسلامی، معجزه ی ختمیّه ی پیامبر گرامی اسلام حضرت  محمّد مصطفی صلواة الله و سلامه علیه است،این کتاب آسمانی ، از دیرباز منبع و مصدری الهام بخش برای همه ی ادیبان و شاعران متعهدِ مسلمان ، بوده است. تأثیر زیبایی های لفظی و معنوی قرآن مجید در شکوفایی استعدادهای هنری و اندیشه های خلّاق مسلمانان امری ، اجتناب ناپذیر، مسلّم و غیر قابل انکار است .
          اگر چه پیشینه ی بهره گیری و اثرپذیری شاعران و سخنوران پارسی زبان از قرآن مجید، به آغاز پیدایش و ظهور شعر فارسی میرسد ، امّا بی تردید ، در تضمین یا درج تعابیر و مضامین قرآنی در شعر، یا اقتباس از آیات قرآنی حضرت  مولانا جلال الدين بلخي رومی،شاعر و عارف نام آور قرن هفتم، مقام و مرتبۀ ممتازی  را به خود اختصاص داده است. مولوی در کلام خویش به صورتی گسترده و شگفتی زا، از ترکیبها و مفردات قرآنی بهره گرفته و آنها را در راه رسیدن به هدف و توضیح وتبیین مقاصد خویش به کار گرفته است ، تا عملکرد درون متنی کلامش را غنی تر،عمیق تر و ارجمندتر سازد. شگرد های  هنرمندانه و منحصر بفرد او در بکار گیری تعابیر و مضامین قرآنی در آثارش اعم از نظم و نثر،که نمایانگر دانش افزون وی به معارف بلند عرفانی و علوم قرآنی است، از هر جهت آموزنده است. بررسی تناص { روابط بینامتنی } قرآنی در آثار حضرت مولانا ، سرمشق های فراوانی در اختیار ادیبان و شاعران قرار می دهد ، تا بتوانند با بهره مندی از این سرمشق ها به خلاقیت ادبی بپردازند. در این نوشتار تنها به تضمینات و اقتباساتی  که این عارف بلند آوازه در کلیات شمس خویش ، از قرآن مجید داشته است پرداخته،اقتباسات وی از قرآن کریم در مثنوی معنوی را به مجالی دیگر موکول می کنیم.

@@@@@@@@@@@@@@@@@@
1- بر وزن :{مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن}= بحر{هزج مثمن اخرب}

«وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى» ای خواب برو حاشا
تا از دل بیداران صد تحفه بری امشب

رکن نخست مصرع اوّل ، نخستین آیه ی سوره ی مبارکه ی«اللیل» است.
2-  و در همین وزن در غزلی دیگر از اوست:

«و هو معکم »یعنی با توست در این جستن
آنگه که تو می‌جویی هم در طلب او را جو

که قسمتی از رکن نخست مصرع اوّل اقتباس است از آیه ی:
«هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاء وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ»{ الحدید/4}
3-  و در غزلی دیگر از وی در همین وزن می خوانیم»

فرعون ز فرعونی «آمَنتُ» به جان گفته
بر خرقه جان دیـــده ز ایمــان تکلی دیگر

در مصرع نخست اقتباسی می بینیم  از این آیه :
«وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْيًا وَعَدْوًا حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنتُ أَنَّهُ لا إِلِهَ إِلاَّ الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَاْ مِنَ الْمُسْلِمِينَ»{یونس/90}
4- و در این بیت :

رو ره بهل افســــانه ، تا محـــرم و بیگانه
از نور « أ لَم نَشرَح» بی شرح تو در یابد

نیز اقتباسی است از آیه ی نخست سوره مبارکه « الشرح»
5- همچنین در مصرع دوّم  این بیت:

همخرقه ی أیّوبی، زان پای همی کوبی
هر کو شنود «أرکض» او پای وفا کوبد

اقتباسی است  از آیه ی:
«ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هَذَا مُغْتَسَلٌ بَارِدٌ وَشَرَابٌ»{ص/42}
6- و در مصرع دوّم این بیت :

عید آمده ره جویان، رقصـــان و غزل گویان
کان قیصر مه رویان،زان «قصر مشید» آمد

نیز اقتباسی است از آیه ی :
«فَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُّعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَّشِيدٍ»{الحج/45}
7- بر وزن:{مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن}= بحر{رجز مثمن سالم} حضرت مولانا را ملمّعی است  که در آن چندین اقتباس از قرآن به چشم می خورد:

هان ای طبیـــب عاشقان ســودایی ای دیدی چو ما
«یا صـــاحبـــیَّ» انّنــی مستـــهلک لـــو لاکـــمـــا
ای یوســـف صد انجــمن یعـــقوب دیدستی چو من
اصــفرَّ خَدّی مِن جـــوی و ابیضّ عیـــنی مِـن بکا
از چشـم یعقوب صفی اشکی دوان بیــــن یوســفی
تجـــری دموعی بالـــولا مـــن مقلتـــی عیـــن الولا
صد مصر و صد شکرستان درجست اندر یوسـفان
الصـــید جـــل او صغر فالکل فـــی جـــوف الـــفرا
اسباب عشرت راست شد هر چه دلم می‌خواست شد
فالــــوقت سیف قاطــــع لا تفتــــکر فیــــما مضــی
جان باز اندر عشــــق او چـون سبط موسی را مگو
«اذهـب و ربـک قــاتـــلا انّـــا قـــعـــودٌ هـــاهـــنا»
هرگـــز نبـــینی در جهـــان مظلومتـر زین عاشقان
قولوا لاصـــحاب الحجی رِفـــقاً باربـــاب الهـــوی
گـــر درد و فریــــادی بود در عاقبــــت دادی بود
من فضل رب محسن عدل «علی العرش استوی»
گر واقفـــی بر شرب مـــا وز ســـاقی شــیرین لقا
الزمــــه و اعلـــم ان ذا مـــن غیـــره لا یرتـــجی
کردیـــم جمـــله حیله‌ها ای حیـــله آمـــوز نهـــی
ماذا تری فیمــــا تری یا مـــن یری مــــا لا یری
خاموش و باقــــی را بجو از ناطـــق اکـــرام خو
فالفــــهم مِـــن ایحــــائه من کـــلّ مکـــروه شفــا

این اقتباسات در این غزل صورت پذیرفته است:
الف: در مصرع دوّم از آیه ی :
«يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ»{یوسف/39}
ب: در مصرع دوازدهم با تغییر از آیه ی :
«قَالُواْ يَا مُوسَى إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُواْ فِيهَا فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ»{المائده /24}
ج: در مصرع  شانزدهم  }با تغییر و جابجایی کلمات تعبیر قرآنی{از چندین  آیه از جمله :
« إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الأَمْرَ مَا مِن شَفِيعٍ إِلاَّ مِن بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ»{یونس/3}
8- در همین وزن :

در لا احب الافلین پاکی ز صورت‌ها یقین
در دیده‌های غیب بین هر دم ز تو تمثال‌ها

در مصرع نخست اقتباسی است از آیه ی:
« فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ»{الانعام/76}
9- و در همین غزل از اوست:

از «رحمة للعالمـــین» اقبال درویـــشان ببین
چون مه منور خرقه‌ها چون گل معطر شال‌ها

در مصرع نخست اقتباسی است از آیه ی :
« وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ»{الانبیاء/107}
10- و باز در همین وزن و بحر:

نی‌ها و خاصه نیشکر بر طمع این بسته کمر
رقصان شده در نیسـتان یعنی« تعزّ من تشا»

که در مصرع دوّم اقتباسی است از آیه ی :
« قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»{آل عمران/26}
11-  و نیز در همین وزن:

ای یوسف خوش نام ما خوش می روی بر بام ما
«انّــا فتحنا » الصـــلا بـــازا زبـــام از در،  درآ

در مصرع دوم اقتباسی است از آیه ی نخست سوره ی «الفتح» :
12-  وباز در همین وزن:

فرمود رب العالمین با صابرانم همنشـــین
ای همنشین صابران« افرغ علینا صبرنا»

در مصرع دوّم تضمینی است با تغییر از آیه ی :
« وَمَا تَنقِمُ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِآيَاتِ رَبِّنَا لَمَّا جَاءتْنَا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِينَ»{الاعراف/126}
13-   نیز در همین وزن:

یا این دل خون خواره را لطف و مراعاتی بکن
یا قوت صــبرش را  بده در« یفعل الله ما یشا»

یا این بیت :

کی برگشایی گوش را کو گوش مر مدهـــوش را
مخلص نباشـــــد هوش را جز «یفعل الله ما یشا»

و نیز:

زین رنگ‌ها مفرد شود در خنب عیسی دررود
در صبغه الله رو نهـــد تـــا «یفعل الله ما یشا»

و نیز این بیت:

در مجلس ما سرخوش آ برقع ز چهره برگشا
زان سان که اول آمدی ای «یفعل الله ما یشا»

در مصرع دوّم  همه ی این ابیات،  اقتباسی است از آیه ی :
« يُثَبِّتُ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ وَيُضِلُّ اللّهُ الظَّالِمِينَ وَيَفْعَلُ اللّهُ مَا يَشَاءُ»{ابراهیم/27}
14-  همچنین در همین وزن:

سیل سیاه شــب برد هر جا که عقلـــست و خرد
زان سیلشان کی واخرد جز مشتری «هل اتی»

که در مصرع دوّم اقتباسی است از این آیه:
«هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا»{الانسان/1}
15-  و نیز در یکی از دیگر غزلیات حضرت مولانا در همین وزن می خوانیم :

جانم نشد زین‌ها خنک یا ذا السماء و الحبک
ای گلرخ و گلزار من ای روضه و ازهار من

که«السماء» و«الحبک »، در مصرع نخست اقتباس است از آیه ی:
«وَالسَّمَاء ذَاتِ الْحُبُكِ»{الذاریات/7}
16-  و نیز در دومین مصرع از این بیت:

ای شمس تبریزی که تو از پرده ی شب فارغی
«لا شرقی و لا غربی »اکنـون سخن کوتاه  شد

اقتباسی است با تغییری مختصر از آیه ی :
«اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونِةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ»{النور/35}
17-  بر وزن:{فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن}= بحر{ رمل مثمن محذوف}

چون طلاق تن بدادی حور بینی صف زده
«مُسْلِمَـــاتٍ مُّؤْمِنَـــاتٍ قَانِتَـــاتٍ تَائِبَـــاتٍ »

تمام مصرع دوّم اقتباس است از آیه ی شریفه:
«عَسَى رَبُّهُ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِّنكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا»{التحریم/5}
18-  و در ادامه ی همین بیت در همین غزل گفته است:

بی عدد پیـــش جنـــازه می‌دود خوهـــای تو
صبر تو و النّازعات و شکر تو و النّاشطات

که در مصرع دوم  افتباسی است از دو آیه ی:
وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا .وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا{النازعات/1و2}
19-  و در همین وزن:

از «سقاهم ربهم » بین جمــله ابرار مست
وز جمال لایزالی هفت و پنج و چار مست

که در مصرع نخست اقتباسی است از آیه ی :
«عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا» {الإنسان/21}
20-  و در همین غزل گفته است:

تن چو سایه بر زمین و جان پاک عاشــقان
در بهشت عشق تجری تحتها الانهار مست

که در مصرع دوّم اقتباسی است با تغییر(حذف حرف جر«من») از چندین آیه از جمله:
«تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ»{ النساء/13}
21-  و نیز در همین وزن:

نقـــش بند جـان که جـــان‌هــا جانب او مایلـــست
عاقـــلان را بـــر زبان و عاشـــقان را در دلست
آنـــکــه باشـــد بر زبان‌هـــا «لا احـــب الافلین»
«باقیات الصالحات»است آنک در دل حاصلست

در مصرع نخست بیت دوّم اقتباسی است  از :
«فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ»{الأنعام/76}
و در مصرع دوم آن اقتباسی است با تغییر  از آیه ی :
«الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ أَمَلًا»{الکهف/46}
22-  و نیز در همین وزن و بحر از اوست:

کشتگان نعره زنان« یا لیت قومی یعلمون»
خفیه صد جان می‌دهد دلدار و پیدا می‌کشد

در مصرع نخست اقتباسی است از این آیه :
«قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ»{یس/26}
23-  و باز در همین وزن :

قد رجعنا قد رجعنا جائیا من طورکـــم
انظرونا « انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ »

مصرع دوم با تغییر( تکرار فعل امر «انظرونا ») اقتباس است از آیه ی:
« يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍ لَّهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ»{الحدید/13}
24-  و باز در همین وزن حضرت مولانا چنین گفته است :

عارفـــا گـــر کاهــلـــی آمــد قـــران کاهـــلان
«جاء نصرالله» آمد «ابشروا» «جاء البشیر»

که در مصرع دوّم ، سه اقتباس است به ترتیب از این سه  آیه:
الف:«إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ»{النصر/1}
ب:«إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ»{فصلت/30}
ج:«فَلَمَّا أَن جَاء الْبَشِيرُ أَلْقَاهُ عَلَى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيرًا قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ»{یوسف/96}
25-  بر وزن  مثنوی:  {فاعلاتن فاعلاتن فاعلن}= بحر:{رمل مسدس محذوف}  

آن چه باشد کو کند کان نیست خوش
قـــد رضیـــنا« یفعـــل الله ما یشـــا»

26-  و در همین وزن نیز گفته است :

«جاء ربک و الملائک» چون رسـید
هــر محال اکـــنون شـــود امکان بلی

در مصرع نخست ، اقتباسی است با تغییر، از آیه ی :
«وَجَاء رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا»{الفجر/22}
27-  و در همین غزل آورده است :

در فتوح «فتحت ابـــوابها»
گرددت دشوارها آسان بلی

در مصرع نخست اقتباسی است از آیه ی :
«وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاؤُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ»{الزمر/73}
28-  و نیز در همین وزن در یکی از ترجیعات حضرت مولانا می خوانیم:

«نحن نزّلنا» بخوان و شکر کن
کافتـــابی کـــرد از بالا نـــزول

که در مصرع  نخست اقتباسی است ازیکی از دو آیه ی ذیل :
الف :«إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ»{الحجر/9}
ب:«إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنزِيلًا»{الانسان/23}
29-  و در ادامه ی همین سروده می گوید:

لیـــک تـــو اشـــتاب کــم کـــن صبر کـــن
گرچه فرمودست که:« الانسـان عجول »

که در مصرع دوّم اقتباسی است با اندک تغییری ــ (تسکین نون در کلمه ی الانسان) ــ از آیه ی:
«وَيَدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الإِنسَانُ عَجُولًا»{الاسراء/11}
30-  و باز حضرت مولانا ،در بند دیگری از این ترجیع، گفته است:

ای گذر کرده ز حال و از محال
رفتـــه اندر خانـــهٔ«فیه رجال»

که در مصرع دوّم اقتباسی است از آیه ی:
«لاَ تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ»{ التوبه/108}
31-  و در مصرع نخست این بیت :

لا شویم از «کل شیء هالکٌ»
چون هلاک و آفت اندر شی رسد

نیز اقتباسی است از آیه ی :
«وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»{القصص/88}
32-  بر وزن:{ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن } = بحر:{هزج مثمن سالم}:

«سقاهم ربهم »خوردند و نام و ننگ گم کردند
چو آمد نامـــه ساقـــی چه نام آورد مستــان را

در مصرع نخست اقتباسی صورت پذیرفته است از آیه ی:
«عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا»{الإنسان/21}
33-  بر همین وزن غزلی است در کلیات شمس مردّف به تعبیر قرآنی « سبحان الذی اسری»:

حجاب از چشـــم بگـشایی که سبحان الذی اسری
جـــمال خویـــش بنمایی کـــه سبحان الذی اسری
 
شراب عشق می‌جوشی از آن سوتر ز بی‌هوشی
هزاران عقــل بربـــایی کـــه سبحان الذی اسری
 
نهی بر فرق جان تاجی بری دل را به معراجی
ز دو کونــــش برافزایی که سبحان الذی اسری
 
بپرد دل بیـــابان‌ها شـــود پیش از همــه جان‌ها
به ناگاهــش تو پیش آیی که سبحان الذی اسری
 
هر آن کس را که برداری به اجلالش فرود آری
در آن بســـتان بی‌جایـــی که سبحان الذی اسری
 
دلم هر لحظـــه می‌پــرد لبـــاس صبـــر می‌درد
از آن شــادی که با مایی که سبحان الذی اسری
 
ز هر شش سوی بگریزم در آن حضرت درآویزم
که بس دلبـــند و زیبـــایی کــه سبحان الذی اسری
 
حیاتی داد جـــان‌ها را به رقـــص آورده دل‌ها را
عدم را کـــرده ســـودایی که سبحان الذی اسری
 
گریزان شـــو به علیین دلا یعـــنی صلاح الدین
چو تو بی‌دست و بی‌پایی که سبحان الذی اسری

ردیف این سروده مقتبس است از آیه ی نخست سوره ی مبارکه ی «الإسراء».
34-  و در همین وزن و بحر در غزلی دیگر از حضرت مولانا می خوانیم :

دخلت التیه بالبلوی و ذقت المـــنّ و السّـــلوی               
چهل سال است چون موسی به گرد این بیابانم

در مصرع نخست اقتباسی است از چند آیه از جمله:
«وَظَلَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ»{البقره/57}
35-  و باز در همیین وزن می گوید:

غمش در دل چو گنجوری، دلم« نورٌ عَلَی نُور»ی
مثـــال مریم زیبـــا کـــه عیـــسی در  شکـــم  دارد

در مصرع نخست اقتباسی مس بینیم آیه ی نور، و یا اقتباسی است از این آیه:
«أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِّن رَّبِّهِ فَوَيْلٌ لِّلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُم مِّن ذِكْرِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ»{الزّمر/22}
36-  همچنین :

شرابش ده بخوابانش ، برون بر از گلستانش
که تا در گردن او فردا، ز غم«حبل مسد» بیند

در مصرع دوّم اقتباسی است از آخرین آیه ی سوره مبارکه «المسد»:
«فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدٍ»{المسد/5}
37-  بر وزن دوبیتی:{مفاعیلن مفاعلین فعولن}= بحر: {هزج مسدس محذوف }

بر آر آواز « رُدُّوهَا  عَلَّـــیَّ »
منور کن سرای شش دری را

«رُدُّوهَا عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالْأَعْنَاقِ»{ص/33}
38-  و در همین غزل است:

بنه بر خوان « جِفَانٍ كَالْجَوَابِ»ی
مکـَـــرَّم کـــن نـــیاز مشـــتری را

که در مصرع اول، اقتباسی  است از آیه ی:
«يَعْمَلُونَ لَهُ مَا يَشَاءُ مِن مَّحَارِيبَ وَتَمَاثِيلَ وَجِفَانٍ كَالْجَوَابِ وَقُدُورٍ رَّاسِيَاتٍ اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْرًا وَقَلِيلٌ مِّنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ»{سبأ/13}
39-  در همین وزن و بحر :

از آن خرما که مریم را ندا کرد
« کُلِي وَاشْـــرَبِي وَقَرِّي عَيْنًا »

تمام مصرع دوّم  اقتباس  است از آیه ی :
«فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْنًا فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنسِيًّا»{مریم/26}
40-  همچنین در همین وزن گفته است :

«نفخت فیه من روحی» رسیده‌ست
غم بیـــــش و غم کـــم را رهـا کن

در مصرع نخست اقتباسی است از این آیه :
«فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِينَ»{ الحجر/29}
این ایه عیناً در سوره ی ص نیز آمده است:{ص/72}
41-  و بار در همین وزن حضرت مولانا را غزلی است که در آن چندین اقتباس است:

مکــــن راز مــــرا ای جان فســــانه
شـــنیدســتـــی مجالــــس بالامـــانـــه
شنـــیدستـــی کـــه الـــدین النصیــحه
نصیحـــت چیســـت جستــن از میانه
شـــنیدســـتی کـــه الفـــرقــه عـــذاب
فـــراقــــش آتــــش آمــــد بــــا زبانه
چو« لا تاسو علی ما فات» گفته‌ست
نمـــی‌ارزد  بـــه  رنـــج  دام  دانـــه
چو فرموده‌ سـت حق ک«الصـلح خیر»
رها کـــن ماجــــرا  را  ای یگـــانه
هلا برجــــه که« انّ الله یـــدعـــو»
غریبـــی را رهـــا کن رو بــه خانه
رها کن حـــرص را کالفـــقر فخری
چرا می ننـــگ داری زیـــن نشــانه
چو ره بگـــشــــاد ابیــــت عـند ربی
چه باشـــد گر کـــم آید خشـــک نانه
«تجلّـــی ربّـــه» نـی کـــم ز کــوهی
بخوان بر خود مخوان این را فســانه
خدا با توست حاضر «نحـــن اقرب»
در آن زلفـــی و بی‌آگــــه چـو شـــانه
ولـی زان زلف شــــانه زنـــده گـــردد
بخوان قـــرآن «نسوّی» تـــا «بنـانه»
چو گفته‌ست«انصتوا»ای طوطی جان
بـــپر خامــــوش  و  رو  تا  آشــــیانه

در این غزل  چندین اقتباس دیده می شود:
الف: در  مصرع هفتم از ایه ی :
«لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ»{الحدید/23}
ب: در مصرع نهم ، از آیه ی :

«وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلاَ جُنَاْحَ عَلَيْهِمَا أَن يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحًا وَالصُّلْحُ خَيْرٌ وَأُحْضِرَتِ الأَنفُسُ الشُّحَّ وَإِن تُحْسِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا»{النساء/128}
ج : در مصرع یازدهم از آیه ی:

«وَلاَ تَنكِحُواْ الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلأَمَةٌ مُّؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلاَ تُنكِحُواْ الْمُشِرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُواْ وَلَعَبْدٌ مُّؤْمِنٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُوْلَئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللّهُ يَدْعُوَ إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ»{البقره/221}
د: در مصرع هفدهم از ایه ی :
«وَلَمَّا جَاء مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ موسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ»{الاعراف/143}
هـ: در مصرع نونزدهم از آیه ی :
«وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ»{ق/16}
و: در مصرع بیست و دوم از آیه ی :
«بَلَى قَادِرِينَ عَلَى أَن نُّسَوِّيَ بَنَانَهُ»{القیامة/4}
ی: و در مصرع بیست و سوم از آیه ی:
«وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُواْ لَهُ وَأَنصِتُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»{الاعراف/204}
42-  و در همین وزن در سروده ای عربی از اوست :

ینادی ربنا، عودوا الینا
اجبیونا و اوفوا بالعقود

که در مصرع دوم تضمین بخشی از آیه ی ذیل است:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُم بَهِيمَةُ الأَنْعَامِ إِلاَّ مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَأَنتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللّهَ يَحْكُمُ مَا يُرِيدُ»{المائده/1}
43-  و باز هم در همین وزن:

سقانا ربنا «کأســا دهاقا»
فشکرا ثم شکرا ثم شکرا

در مصرع اوّل، اقتباسی است از ایه ی:
« وَكَأْسًا دِهَاقًا»{النبأ/34}
44-  و در مصرع دوم این بیت از غزلی ملمّع :

نخاف العین ترمینا بســـوءٍ
فیا داود قدّر حلقة «السّرد»

نیز اقتباسی است از آیه ی :
45-  آنچنان که در مصرع نخست این بیت در همین وزن:

نگر آخر دمی در « نحن أقرب»
نظـــر را  تـــا  نجنـــباند نجنـــبد

اقتباسی است از آیه ی :
«وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ»{ق /16}
و یا این آیه :
«وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَكِن لَّا تُبْصِرُونَ»{الواقعه/85}
46-  -بر وزن:{مفعول مفاعلن فعولن }=بحر:{هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف}

خاموش کـه ز سکر نفس کافر
می‌گــــویــــد : «لا الـــه الّا»

در مصرع دوم اقتباس بخشی است از کلمه ی توحید که فراوان در قرآن آمده است.
47-  و در همین وزن:

«اخلع نعلیک »این بود این
کز هر دو جهان ببر ولا را

در مصرع نخست اقتباسی است از این آیه ی شریفه:
«إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى»{طه/12}
48-  بر وزن: {فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن}= بحر:{رمل مثمن مخبون محذوف}:

سلم الله علیک ای همه ایّام تو خوش
سلـــم الله علیک ای دم یحیی الموتی

در مصرع دوّم اقتباسی است از:
«أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَهُوَ يُحْيِي المَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»{الشوری/9}
49-  و در همین وزن گفته است :

بانک سرنای چه گر مونس غمگیـــنان‌ست
از دم روح «نفخنا» دل سرنا چه خوشست

در مصرع دوم اقتباسی است از آیه ی:
«وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ»{التحریم/12}
و نیز آیه ی:
«وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهَا مِن رُّوحِنَا وَجَعَلْنَاهَا وَابْنَهَا آيَةً لِّلْعَالَمِينَ»{الأنبیاء/91}
50-  بر وزن{: فعلاتن فعلاتن فعلن}= بحر:{ رمل مسدس مخبون محذوف}

مــن رسیـــدم به لـــب جــوی وفا
دیدم آن جـــا صنـــمی روح فــزا
 
سپــه او همـــه خورشـــیدپرست
همچو خورشید هــمه بی‌سر و پا

بشــنو از آیـــت  قـــرآن  مجـــید
گر تـــو بـــاور نکنی قول مــرا
 
قـــد «وَجَــدتُّ امْـــرَأَةً تَمْلِكُــهُمْ
أُوتِيَـــتْ مِــن كُلِّ شَيْءٍ وَلَـــهَا »
 
چونک خورشید نمودی رخ خود
سجده دادیـــش چو سایه همه را
 
من چــــو هـــدهد بپریدم به هوا

تا رســــیدم بـــه در شــــهر سبا

بیت چهارم با تغییری کوچک {حذف واو} تضمین بخشی است  از آیه ی:
«إِنِّي وَجَدتُّ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَأُوتِيَتْ مِن كُلِّ شَيْءٍ وَلَهَا عَرْشٌ عَظِيمٌ»{النمل/23}
51-  بر وزن:{ مستفعلن فعولن مستفعلن فعولن} یا {مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن }= بحر :{مضارع مثمن اخرب}:

جان فرشته بودی یا رب چه گشته بودی
کز چهره می‌نمـــودی لم یتّـــخذ ولـــد را

که در مصرع دوّم اقتباسی است از چندین آیه از جمله آیه ی :
«وَقُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَم يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُن لَّهُ وَلِيٌّ مِّنَ الذُّلَّ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيرًا»{الاسراء/111}
52- و نیز در همین وزن و بحر :

ای دست تو منوّر چـــون موســـی پیمبر
خواهم که دست موسی در آستـــین نباشد

زیرا گـــل سعـــادت بی‌روی تــو نــروید

«ایّاک نعبد» ای جان بی«‌نستعین» نباشد

در مصرع چهارم اقتباس از آیه ی پنجم سوره ی مبارکه ی حمد صورت پذیرفته است.
53- بر وزن: {مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن}= بحر:{ مجتث مثمن مخبون محذوف}:

چو دل تمام نهادی ز هجر بشــکافد
به زخم نادره مقراض اهبطوا منها

در مصرع دوم اقتباسی است از آیه ی:
«قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ»{البقره/38}
54-  در همین وزن:

نگر به عیســـی مریم که از دوام سفّر
چو آب چشمه حیوان‌ست یحیی الموتی

در مصرع دوم اقتباسی است از آیه ی :
«ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّهُ يُحْيِي الْمَوْتَى وَأَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»{الحج/6}
55-  و در همین غزل :

چو بر براق سفر کرد در شب معراج
بیافت مرتبه «قاب قــــوس او ادنی»

که در مصرع دوم اقتباسی است با تغییر، از ایه ی :
«فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى»{النجم/9}
56-  در همین وزن:

که برگشـــاید درهــا مفتـــح الابواب
که نزل و منزل بخشید« نحن نزلنا»

«إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ»{ الحجر/9}
57-  و  باز در همین غزل است :

چو بوی یوسف معنی گل از گریبان یافت
دهان گشاد به خنده که‌های« یا بــشری »

در مصرع دوم اقتباسی است از :
«وَجَاءتْ سَيَّارَةٌ فَأَرْسَلُواْ وَارِدَهُمْ فَأَدْلَى دَلْوَهُ قَالَ يَا بُشْرَى هَذَا غُلاَمٌ وَأَسَرُّوهُ بِضَاعَةً وَاللّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَعْمَلُونَ»{ یوسف/19}
58-  و باز در همین وزن:

نخوانده‌ای ختم الله خدای مهر نهد
همو گشاید مهر و برد غطاها را

در مصرع نخست اقتباسی است از آیه ی:
«خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ»{البقره/7}
59-  همچنین در همین وزن از سروده های حضرت مولانا می خوانیم:

نبشته ا ست خـــدا گـــرد چـــهره دلدار
خطی که فاعتبروا منه یا اولی الابصار

در مصرع  تضمینی صورت پذیرفته است با تغییر{ افزودن کلمه ی «منه» در بین عبارت قرآنی } از بخشی از  آیه ی :
«هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن دِيَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنتُمْ أَن يَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِّنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُم بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ»{الحشر/2}
60-  و در سروده ای دیگر از حضرت مولانا در این وزن چنین می خوانیم:

چو عشق چهره لیلی بدان همه ارزید
چگونـــه باشــــد «اسری بعبده لیلا»

در مصرع دوم همانگونه که ملاحظه می شود اقتباسی است از آیه ی نخست سوره ی مبارکه «الإسراء»
61-  و باز هم در همین وزن و بحر و در غزلی دیگر می گوید:

«مَرِید» خواند خداوند دیو وسوســه را
که هر که خورد دم او چو او مرید شود

«مَرِید» در مصرع نخست اقتباسی  و بل تضمینی  است از آیه ی :
«وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطَانٍ مَّرِيدٍ»{الحج/3}
62-  و در همین وزن حضرت مولانا گفته است:

خدای گفت:« قم اللیل» و از گزاف نگفت
ز شب روی اســـت فرو قــد زهره و فرقد

همانگونه که ملاحظه می شود در مصرع نخست تضمینی صورت پذیرفته است از آیه ی:
«قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا»{المزمّل/2}
63-  و باز هم در همین وزن گفته است:

شکست جمله بتان را شـــب و بمانــــد خدا
که نیست در کرم او را قرین و «کفو احد»

در مصرع دوم اقتباسی می بینیم از آخرین آیه ی سوره ی مبارکه ی توحید.
64-  و این بیت نیز در همین وزن و بحراست:

همه حیات در اینست کـ«اذبحوا بقره»
چو عاشــــقان حیاتیــد چون پس بقرید

که در مصرع نخست آن اقتباسی است با تغییر، از آیه ی:
«وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُواْ بَقَرَةً قَالُواْ أَتَتَّخِذُنَا هُزُوًا قَالَ أَعُوذُ بِاللّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ»{البقرة/67}
65-  بر وزن :{فعلاتن مفاعلن فعلاتن مفاعلن}= بحر{خفیف مثمن مخبون}

«ان علینا بیانه »تـــو میـــا در میان ما
چو در خانه دید تنگ بکند مرد جامه‌ها

در مصرع اوّل اقتباسی است از آیه ی:
«ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ»{القیامة/19}
66-  در وزن: {فعلاتن مفاعلن فعلن}= بحر:{خفیف مسدس مخبون}

بانـــگ تسبـــیح بشـــنــو از بـــالا
پس تو هم« سبّــح اســمه الاعلی»
گل و سنبل چرد دلت چـــون یافت
مرغـزاری که« اخــرج المرعی»
«یعلم الجـهر» نقـــش این آهوست
نــاف مشـــکـــین او و مـــایخـــفی
نـــفـــس آهـــوان او چـــو رسیـــد
روح را ســـوی مــرغـــزار هدی

تشـــنه را کـــی بـــود فـــراموشی
چـــون« سنـــقرئک فلا تنـــسی»

اقتباسات ذیل را در این سروده می بینیم:
الف : در مصرع دوم  اقتباسی است با تغییر از :

«سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى» { الاعلی/1}
 ب: و در مصرع چهارم اقتباسی است  از آیه ی:
«وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى»{الاعلی/4}
ج: در مصرع پنجم و ششم  اقتباس است از آیه ی:
«إِلَّا مَا شَاء اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى»{ الأعلی/7}
د : در مصرع آخر اقتباسی است از ایه :
«سَنُقْرِؤُكَ فَلَا تَنسَى»{ الأعلی/6}
67-  در غزلی دیگر بر همین وزن می گوید:

گر شمـــا محرم ضمـــیر نه‌ایــد
«فَاسْأَلُوهُــنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ »

مصرع دوّم اقتباس است از آیه ی:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمًا»{الاحزاب/33}
68-  و باز در همین وزن و بحر :

غار جنّت شود چو هست در او
«ثانی اثنـــین اذ هما فی الغار»

که مصرع دوّم به صورت کامل اقتباس بخشی است آز آیه ی :
«إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُواْ السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ»{التوبة/40}
69-  و باز در همین وزن می گوید:

بـل هــم «احـــیاء عنـــد ربهم»
بخورد« یرزقون» در اسراری

که اقتباسی است در هر در دو مصرع از آیه ی :
«وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»{آل عمران/169}
70-  و در ملمّعی از حضرت مولانا در همین وزن آمده است:

ان جالوت بارز الطالوت

ان داوود قدروا فی السرد

که در مصرع دوّم اقتباسی است از آیه ی:

«أَنِ اعْمَلْ سَابِغَاتٍ وَقَدِّرْ فِي السَّرْدِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ»{سبأ/11}
71-  بروزن:{ مفتعلن مفتعلن فاعلن}=بحر:{ سریع مطوی مکشوف}

فالق اصباحی و رب الفـــلق
باز کنی صد در و گویی درآ

در مصرع اول دو اقتباس است
الف: با تغییر از آیه ی :

«فَالِقُ الإِصْبَاحِ وَجَعَلَ اللَّيْلَ سَكَنًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ حُسْبَانًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ»{الانعام/96}
ب:بدون تغییر از آیه ی:
«قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ»{الفلق/1}
72-  در همین وزن :

پس لمن الملک برآید به چرخ
کو ملــکان خوش زریـــن قبا

در مصرع اوّل اقتباسی است از آیه ی :
«يَوْمَ هُم بَارِزُونَ لَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِّمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ»{غافر/16}
73-  و باز در همین وزن :

پرتو دل بود که زد بر سعیر
پر شد و بشکافت که هل من مزید

در مصرع دوم اقتباسی صورت پذیرفته است از این آیه :
«يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ»{ق/30}
74-   بر وزن :{فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات}= بحر{رمل مثمن مقصور} در غزلی به زبان عربی:

«حصحص الحق» الحقیق المستضی من فضله
سوف یهـدی النــــاس من ظلماتهم نحـــو الفضا

که در مصرع نخست اقتباسی است ازآیه ی :
«قَالَ مَا خَطْبُكُنَّ إِذْ رَاوَدتُّنَّ يُوسُفَ عَن نَّفْسِهِ قُلْنَ حَاشَ لِلّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَيْهِ مِن سُوءٍ قَالَتِ امْرَأَةُ الْعَزِيزِ الآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَاْ رَاوَدتُّهُ عَن نَّفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ»{یوسف/51}
75-  در همین وزن:

برگ‌ها چون نامه‌ها بر وی نبشته خط سبز
شرح آن خط‌ها بجو از« عـــنده‌ام الکتاب»

«وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ» { الزّخرف/4}
76-  و در همین وزن و بحر می گوید :

دام نان آمد تو را این دانـــش تقلـــید و دین
صورت «عین الیقین»را«علّمَ القُرآن» کند

77-  بر وزن:{فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن }= بحر:{ رمل مثمن مشکول}

هله صدر و بدر عالم منشین مخسب امشب
که براق بر در آمد« فاذا فرغت فانصب»

در مصرع دوم اقتباسی است از آیه ی:
«فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ»{الشرح/7}
78-  و در همین غزل است این بیت:

نفســـی فلک نیـــاید دو هـــزار در گشـــاید
چو امیر خاص«إقـرأ» به دعا گشاید آن لب

در مصرع دوم اقتباسی است از آیه ی
«اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ»{العلق/1}
79-  ونیز در همین غزل است این بیت:

سوی بحر رو چو ماهی که بیافـــت در شاهـــی
چو بگوید او چه خواهی تو بگو« الیک ارغب»

که در مصرع دوم اقتباسی است با تغییر از ایه ی :
«وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَبْ»{الشرح/8}
80-  در وزن وزن مثنوی:{فاعلاتن فاعلاتن فاعلن}=بحر{رمل مسدس محذوف }

گر دلش جویـــم خســیش افزون شود
کافران را گفت حق«ضرب الرّقاب»

که در مصرع دوّم اقتباسی است از آیه ی :
«فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاء حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِكَ وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَانتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِن لِّيَبْلُوَ بَعْضَكُم بِبَعْضٍ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ»{محمد/4}
81-  در همین وزن:

«حیث ما کنتم فولّـــوا شطره»
با زجاجه دل پری خوان توییم

مصرع نخست با حذف کلمه ی «وجوهکم»اقتباس بخشی است از آیه ی :
«وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلاَّ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِي وَلأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ»{البقره/150}
82-  و در مصرع نخست این بیت بر همین وزن:

آفتاب آمد که « إنشقّ القَمــر»
بشنو این فرمان اعلا روز شد

اقتباسی است از این آیه :
«اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ»{القمر/1}
83-  در وزن:{مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن}=بحر:{ منسرح مطوی مکشوف}:

بوی خـوش این نســـیم از شکـــن زلـــف اوســـت
شعشعه این خیال زان رخ چون« وَالضُّحَى »است

که  در مصرع دوّم اقتباسی است از آیه ی نخست سوره ی «والضحی» :
84-  در همین وزن گفته است :

سبزه دمیده ز آب بر دل و جان خراب
صبح گشاده نقاب «ذلک یوم الخلود»

در مصرع دوّم اقتباس از این آیه صورت پذیرفته است :
«ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ»{ق/ 34}
85-  و در همین وزن در سروده ای دیگر از حضرت مولانا می خوانیم:

بعثر ما فی القبور حصّل ما فی الصّدور
آمد آواز صـــور روح به مقصد رســید

هر دو رکن مصرع نخست به ترتیب اقتباس است از دو آیه ی ذیل:
« أَفَلَا يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُورِ.وَحُصِّلَ مَا فِي الصُّدُورِ{ العادیات/9و10}
86-  و در ملمّعی دیگر بر همین وزن و بحر چنین گفته است:

انت لطیف الفعـــال انـــت لذیـــذ المـقال
انت جمال الکمال زِدتـَ«هل من مزیـد»

در مصرع دوّم اقتباسی است از این آیه :
«يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ»{ق/30}
87-  و باز در همین وزن آورده است:

لشکر « والعادیات»دست به یغما نهاد
زآتش« والموریات»نفس بافغان رسید

که در هر دو مصرع اقتباسی است از آیات اوّل و دوّم سوره ی مبارکه ی « والعادیات»
88-  و بالاخره در همین وزن و بحر چنین می گوید:

قلب میاور بدانک غرّه کـــنی مشتـــری
ترس ز «ویلٍ لِکُل»، «جمّعَ مالاً و عدّ»

در مصرع دوم این بیت اقتباسی است دو آیه ی نخست سوره مبارکه ی «الهمزه» با تغییری اندک.
89-  بر وزن:{مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن }= بحر:{مجتث مثمن مخبون محذوف}

ز عشق روی تو روشن دل بنین و بنات
بیا که از تو شــود «سیئاتهـــم حسنات»

در مصرع دوّم اقتباسی است  از آیه ی:
« إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا»{الفرقان/70}
90-  در همین وزن و بحر:

برون در همـــه را چـــون ســـگان کو بنشان
که در شرف سر کوی تو «طور سینین»ست

که در مصرع دوم اقتباسی است از آیه ی :

وَطُورِ سِينِينَ»{التین/2}
91-  در همین وزن گفنه است:

چـــو لا تعـاف «من الکافـــرین دیّـــارا»
دعای نوح نبی است و او مجاب دعاست

در مصرع نخست اقتباسی است از آیه ی شریفه ِ:
«وَقَالَ نُوحٌ رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا»{نوح/26}
92-  و باز در همین وزن:

بیا بیا که هم اکنون به لطف« کن فیکون»
بهشت در بگشاید که «غیر ممنون» است

در مصرع نخست اقتباسی است از چندین ایه از جمله:
«وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ وَيَوْمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَلَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّوَرِ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ»{النعام/73}
و در مصرع بعدی اقتباسی است از چندین ایه از جمله:
«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ»{فصّلت/8}
93-  و باز در همین وزن :

که من به تن «بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ» بدم و اکنون
مقام گنجـــم و تو حبّـــه‌ای از آن داری

در مصرع نخست اقتباسی است ازآیه ی:
« قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِّلْمُشْرِكِينَ»{فصّلت/6}
94-   و در همین وزن و بحر در ملمّعی دیگر چنین گفته است:

لئن سکرت بما قد سقیتنی یا دهر
اکـون مثلـــک لدا«لِرَبِّهِ لَكَنُـودٌ»

در مصرع دوّم همانگونه که ملاحظه می گردد اقتباسی است از آیه ی:
«إِنَّ الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ»{العادیات/6}
95-  در وزن:{فعلاتن مفاعلن فعلن}= بحر:{خفیف مسدس مخبون}

چونک «مثقال ذره یره »است
ذرّه زلّـــه بی‌نکایـــت نیـــست

در مصرع نخست  اقتباسی است با حذف کلمه ی «خیرا» یا « شرا»  از آیات هفتم و هشتم سوره ی مبارکه ی«الزلزلة»
96-در وزن :{ مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن}=بحر:{مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف}:

درده ز جام باده که« یسقون من رحیق»
کاندیشـــه را نبـــرد جز عشـــرت جدید

در مصرع نخست اقتباسی است از آیه ی :
«يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ»{المطفّفین/25}
97- بر وزن:{مفعول مفاعلن فعولن}= بحر{هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف}

چون «علم بالقلم» رهم داد
پس تخــته نانبـــشته خوانم

در مصرع نخست اقتباسی است از آیه ی :
«الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ»{العلق/4}
98-بر وزن{: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن}= بحر:{رجز مثمن مطوی مخبون}:

یومئذ مسفره ضاحکه بود چنان
ناعمه لسعیها راضیه بود چنین

در مصرع نخست اقتباسی است از آیات 38و 39 سوره ی مبارکه ی«عبس» و در مصرع دوم اقتباسی است از آیات 8و9 سوره ی مبارکه ی«الغاشیة»
99-در وزن: {مفعول مفاعلن فعولن}= بحر:{ هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف}:

از قصـــه  حـــال  مـــا  نپـــرســی
وز کشـــتن عـــاشقـــان نتـــرســـی
ای گوهـــر عشـــق از چه بحــری
وی آتـــش عـــشق از چـــه درسـی
آن جا کــــه تویی کـــی راه یــابـــد
زان جانب چرخ و عرش و کرسی
ای دل تـــو دلی نه دیـــگ آهـن
از آتـــش عشـــق چـــند تفســـی
جان و دل و نفس هر سه سوزید
تا کـــی گـــویم «ظلمت نفسـی»

در مصرع آخر این غزل کوتاه، اقتباسی است از آیه ی :
«قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ»{القصص/16}
100-  و در همین وزن در غزلی دیگر می گوید :

فضل تو «عَلَیَّ هَیِّنٍ» گفت
تـــا نگشـــاید ره گــــدایــی

که در مصرع نخست اقتباسی است از آیه ی :
«قَالَ كَذَلِكَ قَالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَقَدْ خَلَقْتُكَ مِن قَبْلُ وَلَمْ تَكُ شَيْئًا»{مرم/9}
و نیز این آیه :
«قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَّقْضِيًّا»{مریم/21}
101- و نیز در همین وزن  چنین گفته است:

بشنو ز بهار نو« ســـقاهم»
در جام کن آن شراب احمر

در مصرع نخست اقتباسی است از این آیه :
«عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا»{الإنسان/21}
102- در وزن:{ مفعول مفاعیل فعولن فعلاتن}={مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن}= بحر:{هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف}

یک قطره از آن بحر جدا شد که جدا نیست
کادم ز تـــک « صلصل فخرا » بــر آمـــد

در مصرع دوم اقتباسی است با تغییر از چندین آیه از جمله:
«وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ»{الحجر/26}
103-  در وزن رباعی:

گفتـــی کــه ز غـــدر نفـــس طنـــاز آیـــد
تیــــری است ز قولنــــج که غمـــاز آیـــد
بانگ سر خر چو« انکر الأصوات» است
بنــــگر که ز ...... خــــر چـــه آواز آیــد!

در مصرع سوم اقتباسی است از آیه ی :
«وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ»{لقمان /19}
104-                        و در  مصرع نخست این رباعی :

«وهو معـــکم» از او خبــر می آید
در سینه از این خبـــر شـرر می آید
زآنی ناخوش که خویش نشناخته ای
چون بشنـــاسی دگر چــه در می آید

نیز اقتباسی است از :
«هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاء وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ»{الحدید/57}
105- و در چهارمین مصرع این رباعی هم:

هم مستم و هم باده مسـتان توأم
هم آفت جان زیر دستـــان توأم
زهرابه بیار تا بنوشم چو شکر
گفتی که«الست»از الستان توأم

اقتباسی است از :
106-و باز در سومین مصرع این رباعی نیز:

جانی که شب و روز خدایســت ندیم
بیرون ز شب و روز مقیم است مقیم
ساقی «سقاهم» اســت و دلدار کریم
هم ساقی و هم سـاغر و هم باده قدیم

اقتباسی است از آیه ی:
«عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا»{الإنسان/21}
107- و در آخرین مصرع این رباعی:

رفـــتم بر دلـــدار رخ آلوده به خون
در چشـــم و رخـــم پدیــد آثار جنون
زنجیـــر بریـــده بودم و رفتــه برون
در پای کشان سلسله ی «کن فیکون»

108- و نیز در اوّلین مصرع این رباعی:

دردان تو در دایـــره ی «کـــن فیکـون»
دل نقطه ی وحدت است از عرش فزون
گـر در چینـــد نقطـــه ی دردت ز درون
حالی شــــوی از دایره ی کـــون بـرون

اقتباسی  است از چند آیه از جمله آیه ی:
«إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَيْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَن نَّقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ»{النحل/40}
109_ و در چهارمین مصرع این رباعی

تا  روی  تو  را  بدیدم  ای  بت  ناگاه
سرگشته شدم ز عشـــق  گم کردم راه
روزی شنوی کز غم عشــقت ای ماه
 گویند  بشـــد  فلان   که  « انا  لله»

نیز اقتباسی است از کلمه ی استرجاع در آیه ی:
«الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ»{البقره/156}
110-و در چهارمین مصرع این رباعی :

ان کان علی العباد ما اهواه
ما یذکرنا فکیف ما ینساه
قد ران به القلوب و الافواه
قد احسن« لا اله الا الله»

اقتباس کلمه ی توحید است
که از جمله در آیه ی ذیل بکار رفته است:
«فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَمَثْوَاكُمْ»{محمد /19}
111-و در مصرع دوم این رباعی :

شمشـــیر اگر گــردن جان ببریدی
«بل احیاء بربهـــم» کـــه شنـــیدی
روح یحیــی اگـــر نـه باقـــی بودی
در خون سر او سه ماه کی گردیدی

نیز اقتباسی است با تغییر ، از آیه ی:
«وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»{آل عمران/169}
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

در این فراز از این نوشتار جدولی از تعابیر موزون افتاده سوره ی مبارکه «النّساء» و«المائده»، در اختیار خوانندگان محترم قرار می گیرد:

وزن آدرس عبارت قرآنی ردیف
مستفعلن مستفعلن فاعلن النساء/1 يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ 1
فاعلاتن فاعلات النساء/1 وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِي 2
فاعلاتن مفاعیل فع لن النساء/2 إِنَّهُ كَانَ حُوبًا كَبِيرًا 3
مفاعیلن النساء/3 وَإِنْ خِفْتُمْ 4
مستفعلن فع النساء/3 أَلاَّ تَعُولُواْ 5
فعولن فعولن النساء/4 هَنِيئًا مَّرِيئًا 6
مستفعلن فع=فع لن فعولن= مفعول فع لن النساء/9 فَلْيَتَّقُوا اللّهَ 7
فعلاتن فعلاتن النساء/10 وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا 8
مستفعلن فع النساء/11 يُوصِيكُمُ اللّهُ 9
مفاعلن فعولن النساء/11 فَرِيضَةً مِّنَ اللّهِ 10
فع لن فع لن فع= مفعولن فع لن النساء/18 إِنِّي تُبْتُ الآنَ 11
مفاعلن فعلاتن النساء/24 وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ 12
فاعلاتن النساء/36 وَاعْبُدُواْ اللّهَ 13
مستفعلن فعلن النساء/36 وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى 14
فاعلاتن فاعلات النساء/37 الَّذِينَ يَبْخَلُونَ 15
فاعلاتن فاعلاتن النساء/37 يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ 16
فعولن فعل فعولن فعل النساء/44 يُرِيدُونَ أَن تَضِلُّواْ السَّبِيل 17
فعلاتن فاعلاتن فاعلاتن النساء/68 لَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا 18
فعلاتن فعلاتن فعلاتن النساء/46 وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا 19
مفاعلن فاعلن النساء/46 لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ 20
مستفعلن مفاعلن فاعلن النساء/47 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ 21
فعولن فعلاتن فاعلاتن{ با اشباع حرف آخر} النساء/49 بَلِ اللّهُ يُزَكِّي مَن يَشَاءُ 22
مفاعلن فعلن النساء/50 كَفَى بِهِ إِثْمًا 23
فعولن فعولن النساء/52 وَمَن يَلْعَنِ اللّه 24
مستفعلن فع لن النساء/54 أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ 25
فعلاتن فعل النساء/56 لِيَذُوقُواْ الْعَذَاب 26
مستفعلن فع لن النساء/58 أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ 27
مفاعلن مفاعلن مفاعلن مفاعلن{ با تغییری اندک} النساء/60 أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ 28
فعلاتن فاعلاتن النساء/60 أُمِرُواْ أَن يَكْفُرُواْ بِه 29
مفاعیلن فعولن النساء/61 إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ 30
مفاعلن مفاعلن فعولن النساء/63 أُولَئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللّهُ 31
مستفعلن فع النساء/64 فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ 32
مفاعلن فعلاتن فعل النساء/65 فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ 33
مفاعلن مفتعلن النساء/66 أَنِ اقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ 34
مستفعلن مفاعلن مفاعلن النّساء/71 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ خُذُواْ 35
فاعلاتن فاعلاتن النّساء/72 إِنْ أَصَابَتْكُم مُّصِيبَةٌ 36
با مکث پس از کلمه ی الصلاة والزّکاة=فعولن فعل / فعولن فعل=مفاعیل فع / مفاعیل فع النّساء/77 أَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ 37
فاعلاتن مفاعلن النّساء/78 فِي بُرُوجٍ مُّشَيَّدَةٍ 38
مفاعلن مفتعلن النّساء/78 وَإِن تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ 39
مفاعلن فعلن النّساء/80 فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ 40
فاعلات مفعولن= فاعلن مفاعیلن النّساء/83 لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ 41
مفاعیلن مفاعیلن النّساء/84 فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّه 42
فعولن فعولن فعولن النّساء/85 عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُّقِيتًا 43
فعولن فعولن فعولن النّساء/86 عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيبًا 44
مستفعلن النّساء/87 لاَ رَيْبَ فِيه 45
فاعلاتن النّساء/97 فِيمَ كُنتُمْ 46
فعولن فعولن النّساء/97 وَسَاءتْ مَصِيرًا 47
فعولن فعل النّساء/102 خُذُواْ حِذْرَكُمْ 48
مستفعلن فع النّساء/106 وَاسْتَغْفِرِ اللّهَ 49
فع لن فع لن فع لن فع=مفعولن مفعولن فع النّساء/114 أَوْ إِصْلاَحٍ بَيْنَ النَّاسِ 50
فعولن فعولن فعولن النّساء/126 وَللّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ 51
مستفعلن فعولن النّساء/128 مِن بَعْلِهَا نُشُوزًا 52
مستفعلن فع النّساء/129 لَن تَسْتَطِيعُواْ 53
مستفعلن مستفعلن النّساء/129 أَن تَعْدِلُواْ بَيْنَ النِّسَاء 54
مستفعلن مستفعلن فاعلن النّساء/153 مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ 55
فعلاتن مفاعلن النّساء/153 أَرِنَا اللّهِ جَهْرَةً 56
مفعول مفاعیل النّساء/153 ثُمَّ اتَّخَذُواْ الْعِجْلَ 57
مستفعلن مستفعلن فاعلن النّساء/153 مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ 58
فاعلاتن مفاعلن النّساء/154 ادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّدًا 59
فعلاتن النّساء/154 وَرَفَعْنَا 60
فعلات فاعلاتن النّساء/154 طَبَعَ اللّهُ عَلَيْهَا 61
مستفعلن فع لن النّساء/157 إِلاَّ اتِّبَاعَ الظَّنِّ 62
فاعلاتن فاعلات النّساء/162 وَالْمُقِيمِينَ الصَّلاَةَ 63
مفاعیلن مفاعیلن النّساء/167 وَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ اللّهِ 64
مفاعیلن مفاعیلن النّساء/171 لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ 65
مفتعلن مفاعلن فعل المائده/1 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ 66
فعولن فعل المائده/1 أُحِلَّتْ لَكُم 67
مفعولن فع لن المائده/1 إِلاَّ مَا يُتْلَى 68
مفتعلن فع لن المائده/1 غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ 69
مفتعلن فع لن المائده/1 يَحْكُمُ مَا يُرِيدُ 70
فاعلاتن المائده/2 لاَ تُحِلُّواْ 71
مفاعلن فع المائده/2 شَعَآئِرَ اللّهِ 72
مفاعیلن فعل المائده/2 وَلاَ الشَّهْرَ الْحَرَام 73
مفاعلن فعولن المائده/2 تَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ 74
فاعلاتن المائده/2 وَاتَّقُواْ اللّهَ 75
مستفعلن مفتعلن فاعلن المائده/3 الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ 76
فعلات فاعلاتن المائده/3 لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا 77
فاعلاتن فع المائده/4 وَاذْكُرُواْ اسْمَ اللّهِ 78
فعولن فعل المائده/4 سَرِيعُ الْحِسَابِ 79
مستفعلن مفاعلن مفاعلن المائده/6 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا 80
مستفعلن مفاعلن مفاعلن المائده/6 قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَ... 81
مستفعلن المائده/6 فَاطَّهَّرُواْ 82
مستفعلن فعل المائده/6 لاَمَسْتُمُ النِّسَاء 83
فاعلاتن فع المائده/6 مَا يُرِيدُ اللّهُ 84
فعلن فعلن المائده/6 لِيُطَهَّرَكُمْ 85
مفاعلن فاعلن المائده/6 لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ 86
فاعلاتن فعلاتن المائده/7 نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ 87
مفتعلن فع المائده/7 وَاثَقَكُم بِه 88
مفعولن فعولن المائده/7 إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا 89
مفعولن فعل المائده/10 أَصْحَابُ الْجَحِيمِ 90
مستفعلن مفاعلن مفاعلن المائده/11 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اذْكُرُواْ 91
فعلات فاعلاتن المائده/11 نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْكُمْ 92
فعلاتن المائده/11 وَعَلَى اللّه 93
فع لن فعلن المائده/12 إِنِّي مَعَكُمْ 94
مفاعلن مفاعلن المائده/12 إِنِّي مَعَكُمْ 95
فعولن فعولن المائده/12 وَعَزَّرْتُمُوهُمْ 96
فعولن فعولن المائده/12 وَأَقْرَضْتُمُ اللّهَ 97
مستفعلن فعلن المائده/12 مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ 98
مفاعیلن المائده/13 لَعنَّاهُمْ 99
مفاعلن فاعلن المائده/13 قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً 100
مستفعلن مفعولن المائده/13 إِلاَّ قَلِيلًا مِّنْهُمُ 101
مفاعیلن فعولن المائده/14 إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ 102
مفعولن فعل المائده/15 يَا أَهْلَ الْكِتَابِ 103
مستفعلن مفاعلن المائده/15 قَدْ جَاءكُمْ رَسُولُنَا 104
مفاعیلن فعل المائده/15 وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ 105
مستفعلن فعولن المائده/15 قَدْ جَاءكُم مِّنَ اللّهِ 106
فع لن فعولن المائده/16 يَهْدِي بِهِ اللّهُ 107
فعلن فعل المائده/16 سُبُلَ السَّلاَمِ 108
مفاعلن مستفعلن المائده/16 إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ 109
فعولن فعولن فعولن فعولن= مفاعیل فع لن مفاعیل فع لن المائده/17 وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ 110
مفتعلن فعل المائده/17 يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ 111
مفاعلن مفاعلن فعولن المائده/18 وَقَالَتِ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَى 112
مفعولن فعل المائده/18 بَلْ أَنتُم بَشَرٌ 113
فعولن فعل المائده/18 إِلَيْهِ الْمَصِيرُ 114
فاعلن فاعلن= فاعلاتن فعل المائده/23 إِنَّكُمْ غَالِبُونَ 115
مفعولن فعل فاعلن المائده/24 إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ 116
فعولن فعولن= مفاعیل فع لن المائده/26 يَتِيهُونَ فِي الأَرْضِ 117
مفتعلن فع المائده/27 وَاتْلُ عَلَيْهِمْ 118
مستفعلن مفعولن المائده/27 إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا 119
مستفعلن فعلن المائده/28 إِنِّي أَخَافُ اللّهَ 120
فعلات فاعلاتن المائده/29 بَعَثَ اللّهُ غُرَابًا 121
مفتعلن فع المائده/31 يَبْحَثُ فِي الأَرْضِ 122
مفتعلن فع المائده/31 كَيْفَ يُوَارِي 123
مستفعلن المائده/31 يَا وَيْلَتَا 124
فلعلاتن فعل المائده/31 مِثْلَ هَذَا الْغُرَابِ 125
فعولن فعل المائده/31 مِنَ النَّادِمِينَ 126
مستفعلن فع المائده/32 مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ 127
فعلاتن  فعلاتن المائده/32 قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا 128
فعولن فعولن= مفاعیل فع لن المائده/33 وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ 129
مستفعلت فعولن المائده/34 إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ 130
فعولن فعل المائده/34 غَفُورٌ رَّحِيمٌ 131
مستفعلن مفاعلن مفاعلن المائده/35 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ 132
مفاعلن فاعلن المائده/35 لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ 133
فعولن فعولن فعل المائده/37 يُرِيدُونَ أَن يَخْرُجُواْ 134
فعولن فعولن المائده/38 نَكَالًا مِّنَ اللّهِ 135
مفاعیلن المائده/40 أَلَمْ تَعْلَمْ 136
مفاعیلن فعولن المائده/40 لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَات 137
فع لن فع لن المائده/42 أَعْرِضْ عَنْهُمْ 138
فعولن فعولن= مفاعیل فع لن المائده/44 فَلاَ تَخْشَوُاْ النَّاس 139
مستفعلن فع المائده/45 النَّفْسَ بِالنَّفْسِ 140
مستفعلن فع المائده/45 وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ 141
مستفعلن فع المائده/45 وَالأَنفَ بِالأَنفِ 142
مستفعلن فع المائده/45 وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ 143
فعولن فعولن فعل المائده/47 بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فِيهِ 144
مفتعلن فع لن المائده/48 فَاسْتَبِقُوا الخَيْرَاتِ 145
مفاعلن فاعلن المائده/53 فَأَصْبَحُواْ خَاسِرِينَ 146
فاعلن فع لن المائده/54 فِي سَبِيلِ اللّهِ 147
مستفعلن فعل المائده/54 يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء 148
مفاعیلن فعل المائده/55 يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ 149
مفاعلن مفعولن المائده/60 مَثُوبَةً عِندَ اللّه 450
فعولن فعل= مفاعیل فع المائده/60 سَوَاء السَّبِيلِ 151
مفاعلن فعولن المائده/62 يُسَارِعُونَ فِي الإِثْمِ 152
مستفعلن مستفعلن المائده/63 يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ 153
مفعولن فع لن المائده/64 غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ 154
مفتعلن فع المائده/64 أَطْفَأَهَا اللّهُ 155
فاعلن فاعلن المائده/66 سَاء مَا يَعْمَلُونَ 156
مستفعلن فع المائده/68 لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ 157
مستفعلن مفاعلن المائده/69 إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ 158
مستفعلن فعلن المائده/69 مَنْ آمَنَ بِاللّهِ 159
مفتعلن فعولن المائده/71 ثُمَّ عَمُواْ وَصَمُّواْ 160
فاعلاتن فعلن المائده/72 حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ 161
مفاعیلن مفاعیلن المائده/73 وَإِن لَّمْ يَنتَهُواْ عَمَّا 162
مفتعلن مستفعلن المائده/81 مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِيَاء 163
فعولن فعل المائده/87 وَلاَ تَعْتَدُواْ 164
مفتعلن المائده/90 فَاجْتَنِبُوه 165
مفاعلن مفاعلن المائده/92 عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاَغُ 166
مستفعلن مفاعلن المائده/93 ثُمَّ اتَّقَواْ وَّآمَنُواْ 167
مستفعلن فع المائده/95 لاَ تَقْتُلُواْ الصَّيْد 168
فعولن فعولن فعل المائده/95 عَفَا اللّهُ عَمَّا سَلَف 169
فاعلن فع لن المائده/100 يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ 170
مفاعلن فاعلن المائده/100 لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ 171
مفاعیلن المائده/106 إِنِ ارْتَبْتُمْ 172
فعلاتن فعل المائده/106 لَّمِنَ الآثِمِينَ 173
مفاعلن فع المائده/107 وَمَا اعْتَدَيْنَا 174
فاعلاتن فاعلن المائده/109 يَجْمَعُ اللّهُ الرُّسُل 175
فعولن فعل المائده/110 بِرُوحِ الْقُدُس 176
فعول فع لن= مفاعلن فع المائده/110 كَهَيْئَةِ الطَّيْر 177
مستفعلن مستفعلن المائده/110 إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ 178
مستفعلن فع المائده/112 قَالَ اتَّقُواْ اللّهَ 179
مفعولن=مستفعل المائده/114 وَارْزُقْنَا 180
مفاعلن مستفعلن المائده/114 وَأَنتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ 181
مستفعل مفعولن المائده/117 مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلاَّ 182
مستفعلن فع=مفعول فع لن المائده/117 مَّا دُمْتُ فِيهِمْ 183
مستفعلن المائده/117 أَنتَ الرَّقِيب 184
فاعلاتن فاعلن المائده/119 ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ 185
 
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1394/9/17 در ساعت : 4:31:16   |  تعداد مشاهده این شعر :  1796


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

محمدمهدی عبدالهی
1394/9/17 در ساعت : 11:52:33
سلام و عرض ادب استاد حاج محمدی عزیز
طیب الله انفاسکم
درود بر شما و دغدغه ارزشمندتان و حرکت بسیار ارزشمندی که در این مسیر نورانی آغاز نمودید
توفیقاتتان مستدام
ابراهیم حاج محمدی
1394/9/17 در ساعت : 21:29:53
سلام و درود بر جناب عبد اللهی عزیز
حضور گرامی و نظر لطفتان را سپاسمندم / زنده باشید و در پناه حضرت حق
جابر ترمک
1394/9/17 در ساعت : 13:30:45
درود و عرض ادب و احترام استاد محمدی عزیز
بسیار زیبا و جاری
ابراهیم حاج محمدی
1394/9/17 در ساعت : 21:31:11
سلام و درود بر شما
ممنون و سپاسگزارم . موفق باشید و پایدار
محمدرضا جعفری
1394/9/17 در ساعت : 16:37:39
درود استاد..........بهره می برم از توانمندی توام با تعهد دینی حضرتعالی....موفق باشید انشاالله
ابراهیم حاج محمدی
1394/9/17 در ساعت : 21:33:30
سلام بر حضرت دوست
حضور ارجمند و نظر لطفتان را سپاسگزارم / پایدار باشید
شکیبا غفاریان
1394/9/19 در ساعت : 9:59:25
درود بر شما استاد
ابراهیم حاج محمدی
1394/9/19 در ساعت : 22:42:37
و درود بر شما خواهر گرامی // زنده باشید و در پناه حضرت حق
علی اصغر اقتداری
1394/9/20 در ساعت : 11:16:22
درود بر شما
زحمت طاقت فرسایی را می طلبد این کار شما
سراسر ادبیات عرفانی وحتا در بعضی موارد دیگر از گنجینه ی پایان ناپذیر قرآن ونهج البلاغه وکتاب های ادعیه پراست وشرح وباز نمایی آن ها مثنوی هفتاد من کاغذ می شود
خسته نباشید عرض می کنم خدمتتان
ابراهیم حاج محمدی
1394/9/20 در ساعت : 15:52:38
درود حضرت دوست
حضور ارجمند و نظر لطفتان را سپاسگزارم // پاینده باشید
حمیدرضا اقبالدوست
1394/9/20 در ساعت : 23:52:16
فراوان درود استاد ارجمند واقعا خدا قوت
ابراهیم حاج محمدی
1394/9/21 در ساعت : 0:40:44
سلام و درود و سپاس حضرت دوست// زنده باشید
حسین احسانی فر
1394/9/21 در ساعت : 9:43:2
سلام و عرض ادب حضرت استاد
بسیار مفید بود.بهره بردم.
ابراهیم حاج محمدی
1394/9/21 در ساعت : 11:49:1
سلام علیکم و رحمة الله
حضور گرانقدر و مهر انگیزتان را سپاسمندم // زنده باشید و در پناه حق
بازدید امروز : 12,381 | بازدید دیروز : 28,377 | بازدید کل : 146,626,904
logo-samandehi