ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - ویراستاری می گفت به سه چیز علاقهٔ بیشتری دارد,اول خوردن, دوم خانواده و سوم وی   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



سفري شاعرانه به هند و پاكستان (بخش 15) +عكس

عصر  روز دوم در لاهور ، به يكي از بازارهاي لاهور براي خريد رفتيم. اسم بازار به گمانم سند باد بود .... آقاي قزوه اصرار داشت بار خودتون رو سنگين نكنيد! خريد از دهلي و بمبئي ارزون تره... خودش ولي از همه بيشتر خريد مي كرد!...

من قصد خريد نداشتم و فقط از مناظر جالب عكس مي گرفتم.  كاكايي را در طبقات فوقاني ديدم گفت: قيمت ها حدو 30 يا 40 درصد از كراچي گرانتر است.

در طبقه سوم آن پاساژ يك نفر را ديدم كه كف بيني مي كرد. بيگي را پيدا كردم و گفتم تو كه زبانت از ما بهتره امتحانش كن ببينيم چي ميگه. من و كاكايي و عبدالملكيان و منوري هم ناظر بحث آنها بوديم. كف بين ادعا مي كرد كه از روي كف دست نام و شغل و تعداد فرزند و ... را مي تواند بگويد. بيگي گفت اگر شغل مرا گفتي بقيه حرفهايت را هم قبول مي كنيم. بنده خدا هر چه تلاش كرد نتوانست بفهمد. چون اگر مسابقه 20 سوالي كه هيچ، 100 سوالي هم اگر بود نمي شد تشخيص داد كه بيگي بازنشسته نيرو هوايي است.

آقاي كاكايي مي گفت: وقتي در تهران پاسپورت ها را از دوستان جمع مي كردم به يكي از پاسپورت ها كاغذي چسبيده بود كه توجهم را جلب كرد. ديدم پاسپورت آقاي اسرافيلي است كه روي كاغذي كه به پاسپورت زده نوشته: اين پاسپورت آقاي حسين اسرافيلي جهت عزيمت به هند و پاكستان است.... كلي خنده ام گرفت. به اسرافيلي زنگ زدم كه اين چه كاري بود كه كردي. گفت: هيچ ترك بازي در آوردم!

... از لاهور عازم دهلي بوديم. وقتي به فرودگاه رسيديم تازه متوجه شديم كه هنوز 6 تا از بليط هايمان اوكي نشده بود. ماموري كه مسئول صدور كارت پرواز بود مي گفت درست مي شود. تا اينكه نيم ساعت مانده به پرواز گفت بليط هاي معمولي اصلا جاي ندارد و 3 نفرتان بايد با فرست كلاس (اگر درست نوشته باشم) سوار شوند. قبول كرديم. اما بايد مابه التفاوت مي داديم كه جالب اين بود كه به جاي اينكه ما را به بانك و گرفتن فيش و ... بفرستد خودش پول را گرفت و كارت پرواز را صادر كرد. به اين ترتيب من و كاكايي و دكتر منوري در قسمت جلوي هواپيما (جايي كه باكلاس ها مي نشستند)  سوار شديم. ...

 
 
 
 
 
کلمات کلیدی این مطلب :  سفري ، شاعرانه ، به ، هند ، و ، پاكستان ، (بخش ، 15) ، ، عكس ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1390/3/4 در ساعت : 15:32:13   |  تعداد مشاهده این شعر :  1309


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 9,605 | بازدید دیروز : 24,720 | بازدید کل : 128,530,490
logo-samandehi